دهمین چاپ کتاب «چنین گفت ابن عربی» اثر نصر حامد ابوزید و ترجمه سیدمحمد راستگو منتشر شد. ابوزید در این کتاب چرایی ضرورت پرداختن به ابن عربی در جهان معاصر را بحث کرده است.

به گزارش مهر، نشر نی دهمین چاپ کتاب «چنین گفت ابن‌عربی» اثر نصر حامد ابوزید، اندیشمند و قرآن پژوه معاصر مصری (درگذشته در سال ۲۰۱۰) و ترجمه سیدمحمد راستگو را در ۳۹۵ صفحه و بهای ۵۸ هزار تومان منتشر کرد. نهمین چاپ این کتاب در زمستان سال گذشته (۱۳۹۷) با شمارکان ۳۰۰ نسخه و بهای ۴۴ هزار تومان منتشر شده بود.

«چنین گفت ابن عربی» ۶ فصل دارد که عناوین آن به ترتیب عبارتند از: «از جاهلیت تا ختم ولایت»، «دیالکتیکِ پیدا و پنهان»، «بندهای مکان و فشارهای زمان»، «دیدار با ابن رشد»، «پیدایی هستی و مراتب آن» و «تاویل شریعت: دیالکتیک ظاهر و باطن». نویسنده همچنین دیباچه‌ای نیز بر کتاب دارد که در آن در سه بخش «امروز چرا ابن عربی؟»، «بازگشت به دین، کدام دین؟» و «جایگاه شیخ میانِ پیشینیان و پسینیان» چرایی پرداختن به شیخ اکبر محی الدین را توضیح داده است.

ابوزید در مقدمه خود اشاره می‌کند که آنچه او را به پژوهش درباره ابن‌عربی مجاب کرد، علاقه‌اش به شناخت بیشتر و بهتر دو قطب اصلی تاریخ تفکر اسلامی؛ یعنی «عقلانیت و معنویت» بود. او رساله دکترایش را نیز با موضوع «تاویل قرآن نزد ابن‌عربی» ارائه داده بود. رویکرد هرمنوتیکی ابوزید در مواجهه با متون مقدس و متون کهن راه را برای واکاوی سخن و منظومه فکری ابن عربی برای جهان امروز و برای انسان مدرن باز می‌کند. به باور ابوزید در عصر وانفسای برخورد تمدن فردگرای بازارپرست با تندگرایی آشوبگرا، راه سومی را در تجربه‌های عرفانی خود که در متونی چون «فتوحات مکیه» و «فصوص الحکم» و «ترجمان الاشواق» به روی کاغذ آمده، ارائه می‌کند و این راه سوم ضد نظام‌های دنیوی برخاسته از مقتضیات سیاسی و اجتماعی است.

به باور ابوزید تاویل متون و پرداختن به بطن آرا ابن‌عربی ما را با نتایج شگفت‌آوری مواجه می‌کند. در تجربه‌های روحانی اهل معنا بازار شخصی مبدل به مقولات زیبایی آفرین در سخن و رفتار می‌شود؛ وجود از هیولای مادی خود در قالب کلمه فرور ریخته و دایره اشارت‌های لطیف جایگزین سلسله عبارات جامد و یکسونگر می‌شود. به زعم ابوزید تاویل زیباشناسانه متون عرفانی بویژه آثار ابن عربی ما را به مفهوم گفت‌وگو، تفاهم و ارتباط می‌رساند و این نشانه بلوغ و رشد اندیشه اسلامی است.

بنابراین کلام و نظر ابن‌عربی در جهان یکسونگر امروز راه نجاتی است از جنگ و جدل که دامن انسان مدرن و پسامدرن را گرفته است. با ابن عربی می‌توان سیاستی عاشقانه را در پیش گرفت و کل جهان را زیر یک پرچم گردهم آورد. فراموش نکنیم که در دوران فعالیت و تفکر و سیر آفاق و انفسِ ابن عربی جهان نیز در آشوبی ناگوار به سر می‌برد. در آن زمان در فلسطین، آناتولی و آندلس، دوره اوج جنگ‌های صلیبی بود و خود ابن عربی نیز برخی از این جنگ‌ها را از نزدیک مشاهده کرد.

این قرآن پژوه مصری در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب نوشته است: «اگر به گفته‌هایش خوب گوش دهیم؛ حتی در دنیای ما هم حرف‌هایی برای گفتن دارد. عقاید او در کتاب‌های کثیرش و ابیاتی را که او در مذهب عشق سروده و همه عقاید را در برمی‌گیرد. او می‌گوید: «قلب من صعومه راهبان و بتکده بت‌پرستان و کعبه زائران و چراگاه غزالان و الواح تورات و مصحف قرآن است. به مذهب عشقم، به هر سو که رو کند؛ زیراکه عشق، دین و ایمان من است. نظامی که ابن‌عربی آن را با نام مذهب عشق در قالب یک شعر آورده، صعومه، کعبه و بکتده و چراگاه غزالان را به یک دیده می‌نگرد، چرا که قلب عارف پذیرای همه این صورت‌های عبادی و شعائری است؛ زیراکه اصل وجود را می‌شناسد که ادیان همه بدان مربوطند. آن اصلی که ریشه همه ادیان و عقاید است، اصل رابطه حق خالق و خلق مخلوق و این رابطه همانا رابطه عشق است. «ابن‌عربی» حقیقت را بدین‌گونه می‌بیند که در آغاز عشق بوده است.»

نشر نی نخستین چاپ این کتاب را در سال ۱۳۸۶ با شمارگان دو هزار و ۲۰۰ نسخه و بهای چهار هزار و ۵۰۰ تومان در دسترس مخاطبان قرار داده بود. نشر نیلوفر نیز این کتاب را با ترجمه احسان موسوی خلخالی منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...