مجموعه 4جلدی «نقش اعمال از مرگ تا قیامت» برگرفته از مباحث و جلسات آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی(ره) منتشر شد.

نقش اعمال از مرگ تا قیامت در بیان استاد مجتبی تهرانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، حضرت آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی (ره) طی سلسله مباحثی عالمانه [در بیش از 224جلسه] با عنوان نقش اعمال از مرگ تا قیامت، سیر حرکت انسان از زمان تکلیف تا انتها را مورد کنکاش قرار داده که این بررسی در نوع خود کم‌نظیر است.

موضوع معاد و قیامت از موضوعات اساسی است که توجه عمیق به آن، بازسازی و اصلاح بسیاری از کژی‌های فرد و جامعه را در پی دارد. موسسه پژوهشی فرهنگی مصابیح الهدی مجموعه این مباحث حضرت استاد را در قالب چند مجلد در اختیار طالبان معارف اسلامی قرار داده است. بخش اول مجموعه فوق با عنوان کلی «نقش اعمال از مرگ تا قیامت» شامل چهار جلد با عناوین: ۱ـ ثبت و ضبط اعمال ۲ـ مرگ، تولدی دیگر ۳ـ هنگامه مرگ و ۴ـ برزخ، به زیور چاپ آراسته شده و در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

[در مجلد چهارم از این مجموعه با عنوان «برزخ؛ نمونه‌ای از بهشت و جهنم» این عناوین به چشم می‌خورد: مقایسه دنیا، برزخ و آخرت، سؤال در برزخ، بروز و ظهور ملکات نفسانی در برزخ، نقش اعمال جوارحی در برزخ، چگونگی ارتباط با عالم برزخ و جایگاه روح مؤمن در برزخ.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...