همزمان با روز بزرگداشت علامه طباطبائی، کتاب «درآمدی بر مکتب تربیتی علامه طباطبایی (ه)، تاریخچه و ویژگی‌های نظری و عملی» منتشر شد.

درآمدی بر مکتب تربیتی علامه طباطبایی (ره)، تاریخچه و ویژگی‌های نظری و عملی» محمدتقی فیاض‌بخش

به گزارش کتاب نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، کتاب «درآمدی بر مکتب تربیتی علامه طباطبایی (ره)، تاریخچه و ویژگی‌های نظری و عملی» حاصل تدوین و ویرایش دو سخنرانی از محمدتقی فیاض‌بخش است که به تازگی توسط انتشارات فیض فرزان منتشر شده است.

سخنرانی اول برای جمعی از علاقه‌مندان به آشنایی با مبانی نظری و عملی مکتب علامه طباطبایی (ره) در ۲۶مرداد ۱۳۹۹ و سخنرانی دوم به‌مناسبت سالروز گرامی‌داشت مرحوم علامه (ره) در ۲۴ آبان همان سال ارائه شده است. این دو سخنرانی در مجموع با ساختاری و سیری مشابه ایراد شده‌اند. بنابراین، لازم آمد تا در عین حفظ وجوه تمایز هریک، در نهایت به عنوان متنی یکدست و واحد عرضه شوند.

در این سخنرانی‌ها استاد چارچوب کلی مکتب مرحوم علامه (ره) را تصویر نموده و مبانی نظری و نظام دستورات عملی آن را تبیین فرموده‌اند. این گفتار‌ها برای کسانی ارائه شده است که به‌دنبال یک آشنایی اجمالی با رئوس کلیِ مباحث نظری و دستورات عملیِ مقدماتی‌اند؛ از این رو، کتاب پیش رو نیز برای همین دسته از افراد مناسب و راهگشا است.

یکی از وجوه شنیدنی و متمایز رعایت فیاض‌بخش از این مکتب تربیتی، تاکید بر خصلت‌هایی است که این طریقه تربیتی را به یک مکتب تمام عیار معرفتی-اخلاقی تبدیل می‌کند.

این کتاب توسط انتشارات فیض فرزان در ۱۲۸ صفحه و با قیمت ۲۲ هزار تومان به بازار نشر عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...