همزمان با روز بزرگداشت علامه طباطبائی، کتاب «درآمدی بر مکتب تربیتی علامه طباطبایی (ه)، تاریخچه و ویژگی‌های نظری و عملی» منتشر شد.

درآمدی بر مکتب تربیتی علامه طباطبایی (ره)، تاریخچه و ویژگی‌های نظری و عملی» محمدتقی فیاض‌بخش

به گزارش کتاب نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، کتاب «درآمدی بر مکتب تربیتی علامه طباطبایی (ره)، تاریخچه و ویژگی‌های نظری و عملی» حاصل تدوین و ویرایش دو سخنرانی از محمدتقی فیاض‌بخش است که به تازگی توسط انتشارات فیض فرزان منتشر شده است.

سخنرانی اول برای جمعی از علاقه‌مندان به آشنایی با مبانی نظری و عملی مکتب علامه طباطبایی (ره) در ۲۶مرداد ۱۳۹۹ و سخنرانی دوم به‌مناسبت سالروز گرامی‌داشت مرحوم علامه (ره) در ۲۴ آبان همان سال ارائه شده است. این دو سخنرانی در مجموع با ساختاری و سیری مشابه ایراد شده‌اند. بنابراین، لازم آمد تا در عین حفظ وجوه تمایز هریک، در نهایت به عنوان متنی یکدست و واحد عرضه شوند.

در این سخنرانی‌ها استاد چارچوب کلی مکتب مرحوم علامه (ره) را تصویر نموده و مبانی نظری و نظام دستورات عملی آن را تبیین فرموده‌اند. این گفتار‌ها برای کسانی ارائه شده است که به‌دنبال یک آشنایی اجمالی با رئوس کلیِ مباحث نظری و دستورات عملیِ مقدماتی‌اند؛ از این رو، کتاب پیش رو نیز برای همین دسته از افراد مناسب و راهگشا است.

یکی از وجوه شنیدنی و متمایز رعایت فیاض‌بخش از این مکتب تربیتی، تاکید بر خصلت‌هایی است که این طریقه تربیتی را به یک مکتب تمام عیار معرفتی-اخلاقی تبدیل می‌کند.

این کتاب توسط انتشارات فیض فرزان در ۱۲۸ صفحه و با قیمت ۲۲ هزار تومان به بازار نشر عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...