مراسم اهدای اولین جایزه کتاب‌سال مهندس مهدی بازرگان، برگزار شد.

مراسم اهدای اولین جایزه کتاب سال مهندس مهدی بازرگان

به گزارش کتاب نیوز، اولین جایزه کتاب سال مهندس مهدی بازرگان، پنجشنبه ۲۵ خرداد ماه، با حضور جمعی از نویسندگان، مترجمان، ناشران و شخصیت‌های علمی، فرهنگی و سیاسی برگزار شد و طی آن از نویسندگان و مترجمان کتاب‌های برگزیده در دو حوزه روشنفکری دینی و اصلاح فرهنگ استبدادی، تقدیر به عمل‌ آمد.

طی فراخوانی که سال گذشته توسط بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان انجام شد، بیش از ۵۰ اثر در اختیار این بنیاد فرهنگی قرار گرفت که در نهایت با نظر هیات داوران متشکل از مقصود فراستخواه، علی محمودی، مسعود پدرام، محمد حسین بنی‌اسدی، جواد مظفر، مهدی معتمدی مهر و علی ملک‌پور، کتاب‌های برگزیده اولین جایزه کتاب سال مهندس بازرگان انتخاب شدند.

nاود فیرحی به دلیل تالیف کتاب «دولت مدرن و بحران قانون

بدین ترتیب، جایزه اولین کتاب سال مهندس مهدی بازرگان در بخش تالیف و در حوزه روشنفکری دینی:
به زنده‌یاد داود فیرحی به دلیل تالیف کتاب «دولت مدرن و بحران قانون» منتشر شده از سوی نشر نی تعلق گرفت.
همچنین این جایزه در بخش اصلاح فرهنگ استبدادی به نظام بهرامی کمیل به دلیل تالیف کتاب «توتالیتاریسم فرهنگی، از فاشیسم تا پوپولیسم در فرهنگ و هنر» منتشر شده از سوی انتشارات کویر اعطا شد.

نظام بهرامی کمیل توتالیتاریسم فرهنگی

در بخش تالیف، همچنین کتاب‌های «حکمرانی خوب و توسعه، دیدگاه و یافته‌های دانیل کافمن» تالیف مهدی مقدری و «اندیشه‌های فقهی معاصر و مشارکت سیاسی زنان» تالیف محمدعلی هاشمی شایسته تقدیر دانسته شدند که هر دو کتاب توسط انتشارات نگاه معاصر منتشر شده‌اند.

همچنین در بخش ترجمه، کتاب «نیروهای موثر در گذار به دموکراسی» ترجمه علی اصغر قاسمی و محمد صالحی، منتشر شده از سوی نشر نگاه معاصر، شایسته تقدیر دانسته شدند.

در مراسم اولین جایزه کتاب سال مهندس بازرگان همچنین از اکبر بدیع‌زادگان که طی چندین دهه به جمع‌آوری و انتشار آثار مهندس مهدی بازرگان ( بالغ بر ۴۷۹ اثر) پرداخته است و همچنین محمد عبدی کارگردان و نویسنده فیلم مستند «ساکن خانه نارون» در مورد زندگی مهندس بازرگان تقدیر به عمل آمد و این فیلم نمایش داده شد.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...