کتاب «چیستی و قدرت پرسش اثربخش» به قلم محمدعلی نویدی صاحب نظریه تفکراثربخش توسط انتشارات دانشگاهی دایره دانش چاپ و منتشر شد.

چیستی و قدرت پرسش اثربخش محمدعلی نویدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از همدلی، شاید، این کتاب نخستین اثر جدی و عمیق و با رویکرد فلسفی و اثری و اندیشیده به زبان فارسی باشد که در خصوص چیستی و قدرت پرسش و پرسش‌پژوهی و پرسش‌شناسی به پژوهش و تجربه و نگارش درآمده است؛ چیستی پرسش از حقیقت و ساخت و ساختار و رابطه پرسش و مهارت‌های حل مسائل حیات آدمی به کاوش و پژوهش پرداخته است.
اندیشه‌ورزی و پرسش همزاد و هم‌اثرند؛ میزان پرسشگری در جامعه با قدر و قیمت اندیشه و اندیشه‌ورزی نسبت لاینفک دارند.
در این کتاب از واقعیت، ماهیت، ضرورت و آزادی پرسش و پرسشگری بحث شده است.

این کتاب با یک پیشگفتار و در یازده فصل کوتاه در باب پرسش‌ورزی و ارتباط آن با مقولات و مؤلفه‌های بنیادین زندگی و در دویست صفحه چاپ و در اختیار علاقه‌مندان به اندیشه‌ورزی و دوستداران تفکر اثربخش قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...