دروس فلسفه‌ی تحققی [Course of Positive Philosophy (Cours de philosophie positive)] مهم‌ترین کتاب آگوست کنت (ایزیدور آگوست ماری گزاویه1 کنت، 1798-1857)، فیلسوف بزرگ فرانسوی که در سال‌های 1830 تا 1842 در پاریس انتشار یافت. این اثر را باید گزارش منظم و فرهنگ‌گونه‌ی علم فلسفه‌ی تحققی دانست.

دروس فلسفه‌ی تحققی [Course of Positive Philosophy (Cours de philosophie positive)]  آگوست کنت

آگوست کنت در مقدمه‌ی این گزارش از «قانون سه دوره‌ای» یا مراحل متوالی تکامل فکر انسانی سخن می‌گوید: 1) مرحله‌ی ربانی که در آن ذهن در جستجوی طبیعت نخستین امور و ماهیات و علل غایی است و پدیده‌ها را ناشی از عمل مستقیم و مداوم عوامل فوق‌طبیعی می‌داند؛ 2) مرحله‌ی مابعدالطبیعی (یا انتزاعی): که تغییر صورتی از مرحله‌ی پیشین بیش نیست: عوامل فوق‌طبیعی به صورت نیروهای انتزاعی درمی‌آیند، یعنی به صورت «تجریدات شخصی‌شده»ای جلوه‌گر می‌شوند که به‌تنهایی می‌توانند پدیده‌ها را ایجاد کنند. در این مرحله «تعلیل» به معنی آن است که به هرپدیده‌ای، انتزاعی مناسب آن نسبت داده شود؛ 3) مرحله‌ی «تحققی» که در آن ذهن بشری از جستجوی مبدأ و غایت امور (علل نخستین و علل غایی) روی می‌گرداند و با تلفیق تجربه و استدلال به تعیین قوانین واقعی پدیده‌ها یعنی به تعیین روابط تغییرناپذیر تعاقب و شباهت آنها اکتفا می‌کند. در این مرحله «تعلیل» پدیده‌ها یعنی فقط ارتباط‌دادن پدیده‌های جزئی مختلف و بعضی از امور کلی که پیشرفت علوم همواره درصدد است تا از تعداد آنها بکاهد.

بنابراین فلسفه‌ی تحققی همه‌ی پدیده‌ها را به مثابه‌ی اموری تابع قوانین طبیعی تغییرناپذیر تلقی می‌کند و مسئله‌ی یافتن علل را به عنوان چیزی ناموجود حذف می‌کند. هدف علم پیش‌بینی است: «دانستن برای پیش‌بینی‌کردن». بنابراین، فلسفه‌ی تحققی در تمام رشته‌های معرفت، جانشین نگرش ربانی و فلسفی شده است. فقط فلسفه‌ی پدیده‌های اجتماعی («فیزیک اجتماعی») هنوز به این مرحل نرسیده است: پس باید هدف بزرگ دوران ما این باشد. اما فلسفه‌ی اجتماعی مجموعه‌ی نظام علوم را دربردارد. به همین سبب توضیح خطوط اصلی چنین فلسفه‌ای باید مؤخر از توضیح علومی باشد که از جنبه‌ی فلسفی خود مورد توجه‌اند (یعنی در روابطشان با نظام واحد دانش یا به عبارت دیگر، با قرارگرفتن در دیدگاه دوگانه‌ی روش‌ها و نتایج).

علوم برحسب نظام طبیعی کلیت و سادگی کاهش‌یابنده‌ای طبقه‌بندی می‌شوند که از نظر تاریخی با مراحل مختلفی که به دوران تحققی رسیده‌اند مطابقت دارد: ریاضیات، نجوم، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و سرانجام فلسفه‌ی اجتماعی که اساس و کمال همه‌ی نظام‌ها و موضوع خاص فلسفه است. آگوست کنت در این علم اخیر، فلسفه‌ی تاریخ، فلسفه‌ی تمدن و معرفت‌شناسی و خود مذهب را جای می‌دهد. در واقع هردانشی اگر در نهایت به انسان مربوط نشود، معنای خود را از دست می‌دهد. ولی از نظر کنت، همچنان که از نظر مارکس، انسان به عنوان وجود منفرد موضوع فلسفه نیست، بلکه باید انسان و به گفته‌ی هگل، «روح عینی» را در اجتماع مورد نظر قرار داد. به همین سبب اوبژکتیویسم2 و رئالیسمی که اساس فلسفه‌ی آگوست کنت است یا رئالیسم جزمی فلسفه‌ی پیش از کانت پیوندی ندارد، بلکه آن اوبژکتیویسمی است که به گونه‌ای مبتکرانه بعضی از دستاوردهای هگل و مکتب او را گسترش می‌دهد.

با این همه جامعه‌شناسی تحققی هنوز اطمینان‌بخش نیست: زیرا تاریخ جوامع بشری را از دیدگاه قانون سه‌مرحله‌ای می‌نگرد. می‌گوید که تاریخ اجتماع ابتدا به رهایی تدریجی از اسطوره‌ی تعالی خلاصه می‌شود و سپس به سازمان حقوقی و سیاسی مبتنی بر اندیشه‌ی مالکیت و سرانجام به پرستش انسانیت، که در آن مردمان، براساس برابری، به گونه‌ای دموکراتیک بر خود حکومت می‌کنند.

سیاست دروس فلسفه‌ی تحققی هنوز بر پایه‌ی اصالت عقل استوار است. پس از آن در کتاب‌های نظام سیاست تحققی و شرعیات فلسفه‌ی تحققی عوامل احساسی غلبه دارند و مسئله‌ای که جامعه‌شناسی فلسفی مطرح کرده است در نظریه‌ای اوتوپیایی محو می‌شود. با این‌همه این کتاب نه‌تنها بزرگترین اثر آگوست کنت، بلکه استوارترین و عمیق‌ترین متن فلسفه‌ی تحققی است.

مصطفی رحیمی. فرهنگ آثار. سروش


1. Auguste Comte (Isidore-Auguste-Marie-Xavier)
2. Objectivism

............... تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...