تفکر انتقادی را چگونه بسنجیم؟ | الف


حالا دیگر سال‌هاست که تعلیم و تعلم تفکر نقادانه به‌عنوان یک ماده‌ی آموزشی در جامعه‌ی ما جا افتاده است. انواع دوره‌های آموزشی تفکر نقادانه برای دوره‌های سنی گوناگون رواج دارد، از کودکان گرفته تا دانشجویان و بزرگسالان. مهدکودک‌ها، مدارس، دبیرستان‌ها، دانشگاه‌ها، مؤسسات خصوصی و غیرانتفاعی، و حتی نهادهای دولتی گه‌گاهی به این موضوع سرک می‌کشند.

خلاصه معیارهای قابلیت در تفکر نقادانه» [A guide for educators to critical thinking competency standards] ریچارد پل و لیندا الدر [Richard Paul & Linda Elder]

طبیعتاً چنین دوره‌هایی و چنین آموزش‌هایی ملزوماتی دارند، از مربی و استاد کاربلد گرفته تا کتاب درسی مناسب و درسنامه و سرفصل مطالب و انواع برنامه‌ها. یکی دیگر از ملزومات، سنجش و آزمون مناسب برای تفکر نقادانه است. چگونه و با چه معیاری می‌توان میزان فراگیری یک دانش‌آموز یا دانشجو را در یادگیری تفکر نقادانه سنجید و حتی به آن نمره داد؟ مسئله آن‌جایی مشکل می‌شود که بدانیم آزمون تفکر نقادانه نمی‌تواند حفظی و تکرار حرف‌های از پیش گفته‌شده باشد. باید آزمونی «کِیفی» متناسب با سرشت خودش داشته باشد. طراحی، تصحیح و حتی نمره‌دهی به چنین آزمونی کار ساده‌ای نیست.

در عرصه‌ی تفکر نقادانه آقا و خانم ریچارد پل و لیندا الدر [Richard Paul & Linda Elder] زوج نامداری هستند. این دو نفر عمر خود را روی هم گذاشته و مجموعه‌ای گسترده و چندجلدی در حوزه‌ی تفکر نقادانه تألیف کرده‌اند که شهرت جهانی دارد. چند جلد از این مجموعه را نشر نو منتشر کرده و بعضی از دیگر کتاب‌های این مجموعه را برخی ناشران دیگر. از این کتاب‌ها به‌خوبی استقبال شده است و اینک برای علاقمندان نام‌آشنایند. اما همه‌ی آن‌ها این ویژگی مشترک را دارند که برای آموزش و تدریس تفکر نقادانه هستند، البته هر کدام در زمینه‌ای خاص یا از بعدی ویژه. کتاب «معیارهای قابلیت در تفکر نقادانه» [A guide for educators to critical thinking competency standards] با آن‌ها تفاوت اساسی دارد: برای تدریس نیست، بلکه برای آزمون و امتحان است. به تعبیر بهتر، این کتاب چگونگی آزمودن فراگیران را به آموزگاران نشان می‌دهد.

اما و البته این کتاب فقط برای معلمان و استادان نیست. کسانی که تفکر نقادانه را به‌صورت خودخوان یا خودآموز فرا گرفته‌اند، نیز می‌توانند از آن بهره ببرند. این افراد می‌توانند با استفاده از این کتاب خود را بیازمایند. به عبارت دیگر، این کتاب نوعی خودآزمایی تفکر نقادانه هم هست.

کتاب پس از چند توضیح مقدماتی از سوی مترجم و نویسندگان و ویراستار، از یک مقدمه، سه بخش و یک پیوست و یک واژه‌نامه‌ی توصیفی تشکیل شده است.

در مقدمه نکاتی به آموزگاران تفکر نقادانه یادآوری می‌شود. بخش اول به توضیح این مطلب اختصاص دارد که تفکر نقادانه ربط تنگاتنگی با یادگیری و آموزش و پرورش دارد. در نتیجه، در هر نوع یادگیری و در هر سطح از آموزش و پرورش باید تفکر نقادانه را جدی گرفت و آن را بخشی ضروری از فرآیند تعلیم و تعلم لحاظ کرد. بخش دوم به ساختار و مؤلفه‌های قابلیت‌های تفکر نقادانه می‌پردازد؛ آن‌ها را برمی‌شمرد و چارچوب کلی هر کدام برای ارزیابی و آزمون را شرح می‌دهد. همچنین دستورالعمل کلی نمره‌دهی را بیان می‌کند. با این توضیحات کلی و زمینه‌ای، آماده می‌شویم که به سراغ بخش بسیار طولانی بعدی برویم. بخش سوم نیمی از حجم کتاب را تشکیل می‌دهد.

قسمت اصلی کتاب بخش سوم است که معیارهای قابلیت در تفکر نقادانه فهرست شده‌اند. 25 معیار مربوط به 25 جنبه از تفکر نقادانه ذکر و توضیح داده شده‌اند؛ چند نمونه از این جنبه‌ها یا قابلیت‌ها عبارتند از: استنتاج‌ها و تفسیرها، برآیندها و پیامدها، تواضع فکری، شهامت فکری، اطمینان به عقل، بینش جامعه‌محوری، مهارت پرسش‌گری، مهارت دقیق خواندن، توانایی استدلال اخلاقی. در ذیل هر معیار چند کار صورت می‌گیرد: 1- توضیح معیار، 2- اصلی کلی تفکر نقادانه در باب آن معیار، 3- شاخص‌های عملکرد، 4- برون‌دادها.

پیوست ده‌صفحه‌ای کتاب هم خلاصه‌ی خوبی است از رئوس مطالب تفکر نقادانه. نویسندگان در این بخش، اصول کلی و زیربنایی تفکر نقادانه را به‌صورت فشرده عرضه کرده‌اند تا آموزگاران و فراگیران آن را یک‌جا پیش چشم داشته باشند.

برای آشنایی عینی با روش کتاب، بخشی از معیار آخر، «معیار مربوط به مهارت در تشخیص سوگیری و پروپاگاندای رسانه‌ای در اخبار داخلی و بین‌المللی»، را نقل می‌کنیم که به‌خودی‌خود نکاتی آموزنده هم در بر دارد:

«دانشجویانی که سنجشگرانه می‌اندیشند مهارت‌هایی را در خود پرورش می‌دهند که آن‌ها را در تشخیص سوگیری و پروپاگاندا در رسانه‌های خبری توانا می‌سازد.

الف) اصل سنجشگرانه
- به دلیل تأثیر بالقوه قوی رسانه‌های خبری داخلی و بین‌المللی بر اندیشه و رفتار ما، باید روایت‌های عرضه‌شده در رسانه‌های خبری داخلی و بین‌المللی را پیوسته از جهت سوگیری و پروپاگاندا به پرسش بگیریم.

ب) آمادگی و شاخص‌های عملکرد
دانشجویانی که سنجشگرانه می‌اندیشند می‌توانند تبلیغات و سوگیری رسانه‌های خبری را تشخیص دهند. آن‌ها می‌فهمند که رسانه‌های خبری غالب اساساً نه‌تنها به گزارش‌های بی‌طرفانه و منصفانه علاقه‌ای ندارند، بلکه اخبار را به‌گونه‌ای عرضه می‌کنند که مورد تأیید مخاطبان و مصرف‌کنندگان‌شان باشد. آن‌ها می‌فهمند کسانی که اخبار و گزارش‌ها را تهیه می‌کنند افرادی هستند که تصمیم می‌گیرند چه گزارش‌هایی سانسور و چه گزارش‌هایی پخش و منتشر شوند. آن‌ها تلویحاً تحت تأثیر ایدئولوژی اجتماعی، تابوها، و آداب و رسوم اجتماعی مخاطبان و خوانندگان‌شان قرار می‌گیرند. بنابراین، مخاطبان سنجشگر، خبرها را سنجشگرانه با فهم عمیق از منطقِ رسانه‌ها می‌خوانند. مخاطبان سنجشگر اجازه نمی‌دهند احساسات و هیجانات عمومی، که به‌وسیله‌ی گزارش‌های خبری سوگیرانه ایجاد می‌شوند، آن‌ها را در خودشان غرق کنند. آن‌ها آن‌چه را در خبرها می‌خوانند یا می‌شنوند نمی‌پذیرند، مگر این‌که خودشان موضوع مورد بحث را سنجشگرانه تحلیل و ارزیابی کنند. آن‌ها پیوسته دیدگاه‌های عرضه‌شده در خبرهای رسانه‌های غالب را با دیدگاه‌های عرضه‌شده در منابع خبریِ دیگر (بیشتر، منابع مخالف) کنار هم قرار می‌دهند.

ج) برون‌دادها
1- دانشجویان تشخیص می‌دهند که هدف رسانه‌های خبری غالب این است که سودشان را به حداکثر برسانند، نه این‌که مردم را آموزش دهند یا خبرها را منصفانه گزارش کنند.
2- دانشجویان می‌فهمند که هر جامعه و فرهنگی یک جهان‌نگری منحصربه‌فرد دارد که بر این‌که چه چیزی را ببیند و چه‌طور ببیند تأثیر می‌گذارد (و غالباً آن را تحریف می‌کند).
3- دانشجویان تشخیص می‌دهند که رویدادهای غیرعادی جدید، عجیب، و مهیج خبر قلمداد می‌شوند، اما رویدادهای عادی خبر قلمداد نمی‌شوند (حتی اگر از اهمیت عینی بیشتری برخوردار باشند).
4- دانشجویان تشخیص می‌دهند که، در بیشتر برنامه‌های خبری، واقعیت‌ها و تفسیرها به هم آمیخته‌اند و در تحلیل خبرها مهم است که این دو از هم تفکیک شوند.
5- دانشجویان هم به واقعیت‌هایی که پوشش داده می‌شوند توجه می‌کنند، هم به واقعیت‌هایی که نادیده گرفته می‌شوند.
6- دانشجویان به این نکته توجه می‌کنند که برخی نظرگاه‌ها به‌طور هدفمند مطلوب نشان داده می‌شوند و برخی به‌طور هدفمند نامطلوب.
و...»

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...