کتاب «فلسفۀ تربیتی امام موسی صدر» به قلم معصومه عبدلی از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

فلسفۀ تربیتی امام موسی صدر معصومه عبدلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «فلسفه تربیتی امام موسی صدر» در ۳۶۵ صفحه و بهای ۵۰ هزار تومان توسط انتشارات علمی و فرهنگی، با همکاری موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر منتشر شد.

امام موسی صدر همواره شخصیت محبوبی بوده و از پس سال‌ها بی‌خبری از او، هر وقت خبری یا اثری با نامش گره خورده، توجه‌ها را به سمت خود جلب کرده است. امام موسی صدر اساسا خود فلسفۀ تربیتی تدوین نکرد، اما منظومۀ فکری او ظرفیت استخراج نوعی فلسفۀ تربیتی را داشته است. معصومه عبدلی تلاش دقیقی برای استخراج این فلسفۀ تربیتی در قالب رسالۀ دکتری‌اش داشته است. وی در ابتدا نگاهی به مبانی نظری دیدگاه‌های امام موسی صدر داشته و کوشیده انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی، رابطۀ دین و آزادی و عمل‌گرایی و از این دست مفاهیم را در اندیشۀ او بکاود.

سپس شاخصه‌های رفتاری و روش‌های تربیتی امام موسی صدر را با دقت و ریزبینی از نظر گذرانده است؛ و پس از این دو مطالعۀ مقدماتی، فلسفۀ تربیتی امام موسی صدر را از دل آن اندیشه‌ها بیرون کشیده است.کتاب فلسفۀ تربیتی امام موسی صدر در نهایت فصلی را به جمع‌بندی مباحث اختصاص داده و منابع فارسی، عربی و انگلیسی را نیز برای پژوهشگران فراهم کرده است.

خسرو باقری، استاد دانشگاه تهران و متخصص در زمینه‌ی علوم تربیتی و فلسفه‌ آموزش و پرورش، مقدمه‌ای بر کتاب نگاشته است و از کوشش نویسنده در استخراج فلسفه‌ تربیتی از اندیشه‌های امام موسی صدر تقدیر کرده است.

در پشت جلد این کتاب آمده است:

«در منظومۀ فکری صدر سه عنصر دین، انسان و جامعه ارتباطی قابل تأمل دارند. انسان در نظر صدر موجب دگرگونی و تحول در جامعه و جهان می‌شود و اوست که امکان فهمی نوشونده از دین متناسب با نیازها و اقتضائات فردی و اجتماعی دارد. از سویی تنهایی و سرگشتگی انسان نتیجۀ غیاب دین است. نکتۀ حائز اهمیت در اندیشۀ وی آن است که دین قابلیت انطباق با شرایط جدید را دارد و اگر با تحول مستمر، که حاصل تعامل انسان و هستی است، متحول شود، به کار انسان می‌آید وگرنه فاقد تأثیر خواهد بود.»

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...