«خدایا اجازه»، نوشته غلامرضا حیدری ابهری به عربی ترجمه شده و قرار است در کویت منتشر شود.

به گزارش حوزه، کتاب «خدایا اجازه» در قالب پرسش و پاسخ‌هایی که بین کودکان و خدا شکل می‌گیرد، تلاش کرده که خدا را به کودکان معرفی کند و نشان دهد که او خدای دعا و زندگی و دنیا و آخرت و بهشت و دوزخ است.

پاسخ‌های مطرح شده در کتاب همگی متکی بر آیات قرآن و احادیث اهل بیت(ع) تدوین یافته است. در این کتاب به ۲۴۱ پرسش در قالب شش فصل پاسخ داده شده است؛ ابتدا پرسش‌هایی دربارۀ صفات خدا، دلایل وجود او و پاسخ به برخی ابهامات درباره خدا مطرح می‌شود؛ سپس کتاب به موضوعاتی، چون ارزش دعا و آداب آن می‌پردازد. در ادامه نیز مبحث آفرینش، بهشت و جهنم، اخلاق و سایر موضوعات مطرح می‌شود.

خدایا! تو چه رنگی هستی؟ خدایا! آیا تو هم کتاب می‌خوانی؟ خدایا! آیا می‌توانم تلفنی با تو حرف بزنم؟ خدایا! چرا به ما هم مثل گوسفند‌ها لباس پشمی نداده‌ای؟ و خدایا! آیا در بهشت هم می‌توانیم اسب سواری کنیم؟ از جمله عناوین فصل‌های این اثر است.

خود را با نسخه دیگری از رمان روبه‌رو خواهد دید... هر آنچه از راسکلنیکف، سونیا مارملادوف، سویدریگایلف، دونیا خواهر راسکلنیکف و حتی شخصیت‌های فرعی مانند لوژین و رازومیخین شنیده بودیم، مانند نوک کوه یخی بوده که بخش اعظم آن هویدا نبود... همسر با وفای داستایفسکی پس از گذشت 30سال از مرگ نویسنده این یادداشت‌ها را به دولت تسلیم می‌کند... یادداشت‌ها درواقع مرحله جنینی و پرورش شخصیت‌ها و روانشناسی آنهاست ...
آن‌چنان که فکر می‌کنیم در ادوار تاریخی اندیشه‌ ایرانی یک‌دست نبوده است... سنت ایرانی هیچ‌گاه خالی از اندیشه حکومت نبوده است... تمام متن در ذیل سپهر کیهان‌خدایی پر از تاثیر بخت و اقبال و گردش چرخ و ایام است... پادشاهی امری الهی است... باید زمان طی می‌شد تا انسان ایرانی خود به این باور برسد که سرنوشت به دست خویشتن است... اطراف محدود ما که می‌تواند نظام کل هرکسی باشد؛ بازتاب احوال و درک اوست ...
بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...