«درس گفتارهای هانا آرنت درباره فلسفه سیاسی کانت» [Lectures on Kant's political philosophy] به اهتمام و ویراست رونالد بینر [Beiner, Ronald] با ترجمه و اضافات فرهنگ رجایی به همت انتشارات دمان منتشر شد.

درس گفتارهای هانا آرنت درباره فلسفه سیاسی کانت» [Lectures on Kant's political philosophy]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، هانا آرنت، نظریه پرداز آمریکایی آلمانی تبار است که به بیان خودش در خانواده‌ای دموکرات زاده شد و از کودکی مایل بود فلسفه بخواند زیرا انسان ورزی و انسان بودن را در تفکر و به تعبیر خود وی در گفت و گوی صامت انسان با خویشتن خویش می‌دانست.

هانا آرنت در این کتاب که پس از مرگش نشر یافت جنبۀ مهم دیگری از امر سیاسی یعنی مقولۀ داوری را در قالب درس‌گفتارهای فلسفۀ سیاسی کانت به بحث می‌گذارد. آرنت این بخش را ادامه و تکمیل حیات ذهن می‌دانست که به زعم وی از «تفکر، اراده و داوری» تشکیل می‌شود.

به تعبیری، بخش داوری از نظر عمق «نگین تمامی آثار» وی است. منظور او از داوری «قضاوت شخصی» نیست، بلکه حقیقتاً داوری تاریخی است. داوریِ پس‌اندیشانه در مورد اعمالِ به‌یادماندنی و سرگذشت‌های معناساز به ما اطمینان می‌دهد حیات آدمی «بی‌معنا نیست» و اینکه کرامت و عزت آدمی پایه و اساسی استوار دارد. کانت هم‌صحبت خوبی برای روشن کردن معنای داوری است و در عین حال، پرداختن به جنبه‌های اندیشۀ او از مزایای فرعی کتاب است.

رونالد استیون بینر، متفکر کانادایی و استاد اندیشه سیاسی در دانشگاه تورنتو است. هانا آرنت، برای بینر از آغاز تحصیلات دانشگاهی اش شخصیتی عمده و قابل توجه بوده است. در ابتدای کار حرفه‌ای در دانشگاه ساوث همپتون با کمک دیگر همکاران سخنرانی‌های سالانه ای به یادبود هانا آرنت ترتیب داد که با عنوان سخنرانی‌های سالانه یادبود هانا آرنت هنوز ادامه دارند و در ایستگاه شبکه ای دانشگاه به عنوان یک نقطه روشن ویژه برای دانشجویان دوره عالی عرضه می‌شوند.

همان طور که در عنوان کتاب آمده است، بینر، متونی را که در یادداشت‌های آرنت در موضوع «داوری» تحریر کرده است در مجلد پیش رو جمع آوری کرده و دانشگاه شیکاگو در سال ۱۹۸۲ که برای اولین بار آن را منتشر کرد. این مجموعه گفتار تاکنون به شانزده زبان ازجمله ژاپنی، چینی، ترکی، کره‌ای و اسپانیولی ترجمه شده است. ضمناً بینر، خود نیز در سال ۱۹۸۳ کتابی با عنوان داری سیاسی منتشر کرد و تعجب ندارد که اولین متفکری که با وی بحث محتوایی مقوله را آغاز می‌کند، آرنت است.

فرهنگ رجایی استاد تمام دانشگاه کارلتون و پژوهشگر امر سیاسی در حوزه تخصصی نظریه‌های سیاسی و روابط بین الملل است. به دلیل علاقه به رابطه فرهنگ و سیاست هم در دانشکده‌های علوم سیاسی تدریس می‌کرد هم در دانشکده‌های فلسفه، تاریخ، علوم اجتماعی و بالاخره دانشکده امر انسانی که برنامه خاصی بر اساس شاه کتاب‌ها یا کتب ماندگار دارد. در این دانشکده بود که بر آرنت تمرکز خاص داشت و مرتباً کتاب وضع بشر وی را تدریس می‌کرد. در بسیاری از دانشگاه‌ها از جمله دانشگاه‌های شهید بهشتی، تهران، امام صادق (ع) و تربیت مدرس در ایران و دانشگاه ویرجینیا و دانشگاه ایالتی شانی اوهایو در آمریکا و دانشگاه‌های هامبولت در آلمان و آکسفورد در انگلستان تدریس و تحقیق کرده است.

درس گفتارهای هانا آرنت، درباره فلسفه سیاسی کانت [داوری] به اهتمام و ویراست رونالد بینر استاد اندیشه سیاسی دانشگاه تورنتو با ترجمه و اضافات فرهنگ رجایی استادتمام دانشگاه کارلتون به همت انتشارات دمان به بهای ۵۴ هزار تومان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...