موضوع کتاب «آذرکیوان، زندگینامه آثار و عقاید» شناخت آذرکیوان و پیروان او، آثار و آموزه‌هایی است که در ترویج آن می‌کوشیدند.

آذرکیوان، زندگینامه آثار و عقاید» به قلم دکتر فرزانه گشتاسب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «آذرکیوان، زندگینامه آثار و عقاید» به قلم دکتر فرزانه گشتاسب از سوی انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شد.

آذرکیوان بنیادگذار مکتب آذرکیوانی یا آذرهوشنگی از اهالی فارس بود. او در میان سال‌های 940 تا 1027 قمری زندگی می‌کرد. بسیاری از پژوهشگران پیشین آذرکیوان را به عنوان یکی از شارحان سهروردی و از زرتشتیانی که بنیانگذار مکتبی عرفانی در اواخر سده‌ دهم قمری بود، معرفی کرده‌اند. همچنین بسیاری از پژوهشگران، آذرکیوان و پیروان او را به واسطه‌ کتاب دساتیر و واژه‌های دساتیری می‌شناسند. در این کتاب با کنکاش در زندگی، آثار و عقاید آذرکیوان، نویسنده می‌کوشد تصویری دقیق‌تر از آنچه تاکنون درباره‌ آذرکیوان نشان داده شده است، آشکار شود.

این اثر، حاصل طرحی پژوهشی دکتر فرزانه گشتاسب در پژوهشگاه علوم انسانی در سال‌های 1393 و 1394 بوده است. گشتاسب، نویسنده‌ کتاب، دانشیار پژوهشکده علوم‌انسانی و مطالعات‌ فرهنگی و مدیر گروه فرهنگ و زبان‌های باستانی پژوهشکده زبان‌شناسی است. نگارنده‌ در پیشگفتار این کتاب، درباره‌ آذرکیوان و تاثیر آثارش نوشته است: «آذرکیوان و مکتب او، همچنین کتاب مشهور دساتیر را، در نیمه دوم قرن دهم و نیمه اول قرن یازدهم هجری یعنی در زمان حیات آذرکیوان و پیروانش کمتر می‌شناختند. تا دویست سال بعد. در اواخر قرن هیجدهم میلادی با انتشار کتاب دبستان مذاهب و سپس دساتیر، نام آذرکیوان و مکتب او دوباره بر سر زبان‌ها افتاد و چاپ و نشر نوشته‌های آذرکیوانی که یکی پس از دیگری کشف می‌شد، سبب شد تا آموزه‌های مکتب آذرکیوان، تاریخی که در آثارشان ساخته بودند و به ویژه واژه‌های دساتیری، در ابعاد گوناگون بر فرهنگ ایرانی تاثیر بگذارد.»

گشتاسب درباره‌ درون‌مایه‌ کتاب چنین آورده است: «موضوع این پژوهش شناخت آذرکیوان و پیروان او، آثار ایشان و آموزه‌هایی است که در ترویج آن می‌کوشیدند. بسیاری از محققان پیشین، آذرکیوان را به عنوان یکی از شارحان سهروردی و از زرتشتیانی که بنیانگذار مکتبی عرفانی در اواخر قرن دهم هجری قمری بود، می‌شناسند. پژوهش‌های نگارنده این برداشت را چندان تایید نکرد. نگارنده امید دارد با انتشار کتاب حاضر، که تلاشی است برای گردآوری و بررسی مجموعه اطلاعاتی که از آذرکیوان در دست داریم، به نقد و بررسی آثار و عقاید این شخصیت مهم و تاثیرگذار قرن دهم کمک برساند.»

نگارنده در بخشی از پیشگفتار، دو فصل نخست کتاب را بدین گونه بازگو کرده است: «در فصل نخست این پژوهش، درباره زندگی آذرکیوان، پیروان و شاگردان او، آثار مکتوب و نیز میراث گمشده آذرکیوانیان مطالبی را بر اساس کتاب‌های بازمانده از این فرقه گردآوری و مدون شده است. در فصل دوم به ارتباط آذرکیوان با ادیان و حکما و فیلسوفان دیگر اشاره شده است. به دلیل اهمیت رابطه او با دین زرتشتی و نیز دین الهی اکبر شاه در دو بخش جداگانه به این موضوعات پرداخته شده است.»

آنچه را که نگارنده از اعتقادات آذرکیوان توانست گردآورد، در فصل سوم نوشته است. ترتیب بخش‌های این فصل ترتیب الفبایی عناوین است، به جز فصل موعود که به دلیل ارتباط موضوع، بعد از فصل معاد آمده است فصل سوم کتاب معرفی آرا و اعتقادات آذرکیوان موضوع فصل سوم این پژوهش است. مطالعه آثار آذرکیوان به روشنی نشان می‌دهد که مکتب وی تلفیقی است از باورهای دینی و عرفانی ایران باستان، عرفان و تصوف اسلامی و مکاتب فلسفی هند. در آثار به جای مانده از این مکتب، مطالب بسیاری از فلاسفه و صوفیان ایرانی نقل شده است، اغلب بدون آنکه اسمی از ایشان برده شود.

آذرکیوانیان در برخی اعتقادات خود همچون تناسخ و تاویل کتب آسمانی به عقاید فرق اسلامی_ایرانی نزدیک بوده‌اند. همچنین ممکن است در آداب ریاضت‌های بسیار دشوار خود، از مکاتب هندی تاثیر پذیرفته باشند. تاکنون بیش از همه، درباره ارتباط آموزه‌های آذرکیوان با حکمت اشراقی سهروردی سخن گفته ‌اند، گرچه این امر مخالفانی نیز دارد که آرای آذرکیوان را از روح اعلای فلسفه اشراق دور می‎‌دانند. روشن است که به دلیل محدودیت منابع اصلی و دست اول به تمام اعتقادات این فرقه دسترسی نداریم. از خود آذرکیوان مستقیما کتابی به دستمان نرسیده است که شامل آموزه‌های مدون او باشد و بسیاری از مطالب کتاب‌هایی که از این مکتب باقی مانده‌ است، تنها ترجمه‌ فارسی رساله‌های فلاسفه و حکمای ایرانی است که البته آذریان این مطالب را به حکمای ایران باستان منتسب کرده‌اند.

بخش‌هایی از نوشته‌های آذریان که ناگزیر در متن پژوهش بارها باید به آنها ارجاع داده می‌شد؛ در پیوست پژوهش آورده شده است. فایده دیگر این پیوست‌ها، آشنایی خواننده با بخش‌های کوتاهی از نوشته‌های آذرکیوانیان است. در آخریم پیوست، واژه‌های دساتیری از متون و نوشته‌های ایشان جمع آوری و با تعریف و توضیحی که خود ایشان برای واژه‌ها آورده‌اند، فهرست شده است.

پیش از اینکه فرزانه گشتاسب این پژوهش را آغاز کند دنیل شفیلد و تاکشی آئوکی پژوهش‌های مهمی را درباره آذرکیوان منتشر کرده بودند. دکتر گشتاسب درباره‌ی روند پیگیری این پژوهش اینگونه توضیح داده است: «تماس با این دو محقق، نخستین اقدام من بود و ایشان با بزرگواری تمامی مقالات خود را برایم ارسال کردند. بسیار از ایشان سپاسگزارم؛ به ویژه سپاسدار دنیل شفیلد هستم که منابع دیگری را هم که خود از آنها بهره برده بود، با گشاده دستی برایم ارسال کرد. در طول دوران پژوهش نیز کمک و راهنمایی های دوست و همکار مهربان و بزرگوارم دکتر حمیدرضا دالوند بسیار مغتنم و راهگشا بود، بسیار سپاسگزارشان هستم.»

چاپ نخست کتاب «آذرکیوان، زندگینامه آثار و عقاید» به قلم فرزانه گشتاسب، در 365 صفحه، شمارگان 300 نسخه در سال 1400 از سوی انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...