نویسنده کتاب به ارزیابی آناتولی هخامنشی می‌پردازد و اذعان می‌کند که به طور کلی در واقع به دنبال توسعه دو جنبه از مطالعه درباره شاهنشاهی هخامنشی و حکومت شاهنشاهی باستانی است.

شاهنشاهی، اقتدار و استقلال داخلی در آناتولی هخامنشی» [Empire,Authority, and Autonomy in achaeme nid anatolia] تالیف السپت آر. ام. داسینبر [Elspeth R. M. Dusinberre]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «شاهنشاهی، اقتدار و استقلال داخلی در آناتولی هخامنشی» [Empire,Authority, and Autonomy in achaeme nid anatolia] تالیف السپت آر. ام. داسینبر [Elspeth R. M. Dusinberre] و ترجمه محمد ملکی از سوی نشر شفیعی منتشر شد. تاریخ ایران در دوره هخامنشی یکی از دوره‌های مهم تاریخ ایران است که مورد توجه بسیاری از محققان در سراسر جهان و در دانشگاه‌های مختلف قرار گرفته است. این توجه بسیاری از مورخان غربی به تاریخ هخامنشیان، ریشه در جایگاه خاندان پارسی هخامنشی نه‌تنها در تاریخ ایران، بلکه در تاریخ جهان دارد. به همین دلیل شناخت تاریخ جهان، به فهم تاریخ ایران در عصر باستان و به‌ویژه دوره هخامنشی گره خورده است. این جایگاه مهم ایران در تاریخ جهان باستان به دلایل متعددی، حاصل تلاش و نبوغ خاندان اصیل پارسی به سرکردگی کورش بزرگ است که توانست با تأسیس حکومت جهانی هخامنشی، به مدت دو سده و اندی، بسیاری از ملت‌ها را که تحت فرمان حاکمانی ظالم قرار داشتند، تحت فرمان خود به آرامش و صلح دعوت کند.

البته اثربخشی هخامنشیان در تاریخ جهان، تنها محدود به فعالیت‌های سیاسی و امنیتی این خاندان برجسته نمی‌شود، بلکه اثرات مثبتی که هخامنشیان در حوزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی ـ دینی در جهان برجای گذاشتند، سالیان سال ملت‌ها را حتی پس از سقوط هخامنشیان وامدار خود کرد. این امر به دلیل رویکرد درست و صحیح هخامنشیان در اداره جهان آن روزگار بود که این تأثیرات قرن‌ها بعد از سقوط هخامنشیان نه‌تنها در ایران، بلکه در سایر نقاط سایه سنگین هخامنشیان را با خود حمل کرد.

آزادی عملی که هخامنشیان به ملت‌های تحت فرمان خود می‌دادند تا بدان روز در تاریخ جهان بی‌نظیر و بی‌بدیل بود و اگر بعدها این تجربه در مقیاس محدودتری برای تاریخ جهان، نه به شدت و حدت هخامنشیان اتفاق افتاد، به‌یقین تحت تأثیر سایه سنگین هخامنشیان بود که در طول دو سده حکومت خود بر جهان آن را نهادینه کرده بود.

شواهد فراوانی درباره آناتولی هخامنشی وجود دارد. این شواهد شامل اسناد ادبی، بایگانی و کتیبه‌هایی در آناتولی و جاهای دیگر است. با این وجود هنوز باقی‌مانده کاخ‌های ساتراپ‌ها به همراه ریزه روزمره افراد غیرنخبه، کشف نشده است. تدفین جمعی، ساختارها و هنر در سراسر آناتولی یافت شده است. مجسمه‌ها، مهرهای سنگی، نقاشی‌ها و سفال‌ها به طور اجمالی به زندگی و اولویت‌های مردم می‌پردازند. بولاهای مهر و موم، بر وجود بایگانی‌ها گواهی می‌دهند، ساختارهای نظامی ارتش را به ما نشان می‌دهند، معابد، اشاره به خدایان دارند و سکه‌ها نشان‌دهنده ایدئولوژی و عملکردی هستند که در یک محصول ساختگی واحد ترکیب شده‌اند. مجموعه‌های سرامیکی، نشان‌دهنده رفتارهای رژیم غذایی افراد و نحوه پیشرفت آن‌هاست؛ مقایسه مجموعه‌هایی که افراد زنده با آن‌ها زندگی‌می‌کنند با مردگان درگیر شده می‌توانند ایدئولوژی را روشن کنند.

اگر چه شواهد زیادی در سایر قسمت‌های شبه جزیره وجود دارد اما شواهد و مدارک مربوط به اعمال دینی در ارمنستان هخامنشی بسیار سخت است. شواهد مربوط به معماری داخلی، به سختی می‌توان در ادبیات منتشر شده یافت. منابع ادبی یونانی در مورد لیدیه حرف‌های زیادی بای گفتن دارند. سکه‌های کیلیکیه منحصرا خوب ضرب شده است. مطالعات گسترده منطقه‌ای شدید و وسیعی، در بخش‌هایی از لیدیه و فرنگیه هلسپونتین با انتشارات نمونه اخیر انجام شده است. مقبره‌هایی با فضای داخلی نقاشی شده از لیدیه، لیکیه شمالی و فریگیه جنوب غربی منتشر شده است.
 

کتاب «شاهنشاهی، اقتدار و استقلال داخلی در آناتولی هخامنشی» اثر گرانسنگ پروفسور داسینبر استاد دانشگاه کلاردو بولدر آمریکاست که به‌خوبی این آزادی عمل هخامنشیان در حق ملت‌های تحت فرمان خود در بررسی منطقه آناتولی هخامنشی را به تصویر کشیده است. نویسنده کتاب، به ارزیابی آناتولی هخامنشی می‌پردازد و اذعان می‌کند که به طور کلی در واقع به دنبال توسعه دو جنبه از مطالعه درباره شاهنشاهی هخامنشی و حکومت شاهنشاهی باستانی است؛ یکی هنگامی که آناتولی، بخشی از شاهنشاهی هخامنشی بود و دیگری بررسی الگوی جدیدی را در دستور کار خود برای درک شاهنشاهی باستانی قرار می‌دهد و آن را الگوی «اقتدار ـ استقلال داخلی» می‌نامد. بنابراین نویسنده، این کتاب را بر اساس موضوع و نه بر اساس مناطق، به کمک کلیه یافته‌های باستان‌شناسی و متنی در مناطق جداگانه آناتولی باستان پیش می‌برد و به اندازه‌ای شواهد باستان‌شناسی و سایر شواهد را در نظر گرفته تا چگونگی عملکرد شاهنشاهی هخامنشی را روشن کند.

کتاب «شاهنشاهی، اقتدار و استقلال داخلی در آناتولی هخامنشی» در هشت فصل تنظیم شده است. پس از دیباچه مترجم، پیشگفتار و مقدمه حکومت بر آناتولی، کنترل آناتولی، محافظت از شاهنشاهی، خوردن و نوشیدن با سنخ و سبک، برخورد با مردگان، پرستش الهی، آموزش پیر و جوان و شاهنشاهی و هویت در آناتولی هخامنشی آمده است.

فصل اول کتاب شامل یک مرور مختصر تاریخی از دوره هخامنشی است که بر فعالیت‌های شاهنشاهی در مرکز شاهنشاهی و حاشیه‌های غربی آن متمرکز است. این رویدادها به جای تاریخ اجتماعی، وقایع سیاسی را خلاصه می‌کند و اساساً مبتنی بر متون است. بخش اول فصل دوم با بحث درباره تقسیمات اداری هخامنشی، از جمله ساتراپ‌ها و ساتراپی‌های مختلف آناتولی، به عنوان راهی برای درنظر گرفتن تدارکات دولت آغاز شده است. سپس به بحث درباره مالیات‌ها و خراج استان‌های مختلف پرداخته شده است.

در این فصل دو ساتراپی در آناتولی به عنوان مطالعه موردی مورد بررسی قرار گرفته است: لیدیه به عنوان منطقه مرزی از طریق تعامل با یونانی‌ها در معرض خطر قرار داشت و باید به شیوه‌ای کنترل‌شده‌تر از کیلیکیه که به نظر می‌رسد از استقلال داخلی قابل توجهی برخوردار بود، اداره می‌شد. بخش دوم این فصل روش‌های مختلفی را برای ترکیب ایدئولوژی و حاکمیت با استفاده از نمونه‌های معماری و عملکردهایی که در خدمت اهداف عملی و نمادین قرار داشت، ارائه می‌دهد. این فصل با موضوع هدایای سلطنتی و نقش‌هایی که ممکن است در تحکیم تعامل افراد شرکت‌کننده در دولت متعلق به هخامنشی ایفا کنند، به پایان می‌رسد.

شواهد مربوط به ارتش هخامنشی در آناتولی گسترده است و منابع ادبی و باستان‌شناسی را نیز دربرمی‌گیرد. فصل سوم با بحث درباره اقتدار نظامی، با این تصور که می‌توان در نتیجه قدرت نظامی متمرکز به اقتدار گسترده دست پیدا کرد، آغاز شده و سپس شواهد بررسی شده تا معلوم شود آیا آن انتظار را تأیید می‌کند یا خیر؟ منابع یونانی و دیگر منابع ادبی، برخی از جنبه‌های سازماندهی و استقرار ارتش هخامنشی را به‌ویژه در غرب آناتولی نشان می‌دهد.

فصل چهارم کتاب با بررسی مختصری از جنبه‌های فعالیت خوردن یک وعده غذایی در پایتخت شاهنشاهی در پارسه آغاز می‌شود، سپس رویکردهای نظری و روش‌شناختی فعلی برای درک رفتارهای خوردن آن وعده غذایی به منظور جاسازی ممارست هخامنشی در یک بحث گسترده‌تر مورد بررسی قرار گرفته و سرانجام نویسنده به سراغ آناتولی رفته تا خوردن و نوشیدن ساکنان نخبه و غیرنخبه آن را در دوره هخامنشی بسنجد.

تدفین در آناتولی برای مقامات مرکزی چه اهمیتی داشت و چه نوع استقلالی در این باب اعمال می‌شد؟ فصل پنجم کتاب دربارۀ این موضوع بررسی انجام داده است. این فصل به منظور روشن‌سازی ارتباطات و اختلافات در سراسر شبه جزیره، در سازماندهی جغرافیایی از دیگر مناطق فاصله گرفته و با لیدیه شروع شده است و در جهت عقربه‌های ساعت حرکت کرده و با آن بنای تاریخی خشتی تماشایی کاریه، آرامگاه بزرگ هایکارناسوس خاتمه یافته است.

دین هخامنشی به معنای دین رسمی سلسله هخامنشی در داخل محفل دربار فارس است که از متون و نمایش‌های شاهنشاهی جمع شده است. مذهب هخامنشی به‌یقین در طول دوره فرمانروایی هخامنشی ساکن نبوده و شواهد و قرائن فراوان بیانگر تنوع بیان مذهبی در دربار است. فصل ششم کتاب درباره پرستش الهی در دوره هخامنشیان است.

اگرچه هیچ مدرسه یا متنی از آناتولی هخامنشی یا بحث صریح درباره آموزش وجود ندارد، اما منابع غنی حکایت از انواع مختلف آموزش می‌دهد؛ چه در زمینه کشاورزی و نیازهای خانوار برای غذا و لباس، کارگاه‌های خلاق صنعتگران، یا شیوه‌های حسابداری بایگانی‌های رسمی و بانکداران روحانی، جوانان و بزرگسالان در همه حال آموزش می‌بینند. فصل هفتم به این مسئله آموزش پیر و جوان پرداخته است. در آخرین فصل کتاب، نویسنده کوشیده تا درباره برخی از هویت‌ها از جمله‌ هویت‌های مربوط به وضعیت، قومی، مذهبی و اداری در آناتولی هخامنشی توضیحاتی را ارائه دهد.

کتاب «شاهنشاهی، اقتدار و استقلال داخلی در آناتولی هخامنشی» تالیف السپت آر. ام. داسینبر و ترجمه محمد ملکی در 533 صفحه و شمارگان 200 نسخه از سوی نشر شفیعی منتشر شد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

خود را با نسخه دیگری از رمان روبه‌رو خواهد دید... هر آنچه از راسکلنیکف، سونیا مارملادوف، سویدریگایلف، دونیا خواهر راسکلنیکف و حتی شخصیت‌های فرعی مانند لوژین و رازومیخین شنیده بودیم، مانند نوک کوه یخی بوده که بخش اعظم آن هویدا نبود... همسر با وفای داستایفسکی پس از گذشت 30سال از مرگ نویسنده این یادداشت‌ها را به دولت تسلیم می‌کند... یادداشت‌ها درواقع مرحله جنینی و پرورش شخصیت‌ها و روانشناسی آنهاست ...
آن‌چنان که فکر می‌کنیم در ادوار تاریخی اندیشه‌ ایرانی یک‌دست نبوده است... سنت ایرانی هیچ‌گاه خالی از اندیشه حکومت نبوده است... تمام متن در ذیل سپهر کیهان‌خدایی پر از تاثیر بخت و اقبال و گردش چرخ و ایام است... پادشاهی امری الهی است... باید زمان طی می‌شد تا انسان ایرانی خود به این باور برسد که سرنوشت به دست خویشتن است... اطراف محدود ما که می‌تواند نظام کل هرکسی باشد؛ بازتاب احوال و درک اوست ...
بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...