سیدکمال حاج سیدجوادی بر اساس ۹ نسخه معتبر از «گلستان هنر» قاضی احمد منشی، تصحیحی از این کتاب را در موسسه متن فرهنگستان هنر منتشر کرد. گلستان هنر معتبرترین متن در معرفی هنرمندان عصر صفوی است.

سیدکمال حاج سیدجوادی گلستان هنر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، موسسه تالیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) فرهنگستان هنر کتاب شریف و اثرگذار «گلستان هنر» اثر قاضی میراحمد منشی قمی را با مقدمه، تصحیح، تعلیقات و فرهنگنامه سیدکمال حاج سیدجوادی با شمارگان هزار نسخه، ۵۵۴ صفحه (همراه با تصاویر رنگی که با کیفیت نفیس چاپ شده‌اند) و بهای ۱۹۵ هزار تومان منتشر کرد.

قاضی احمد بن شرف‌الدین حسین حسینی منشی قمی مشهور به احمد منشی قمی (حدود ۹۸۵-۹۲۵ هجری خورشیدی) از تاریخ‌نگاران و نویسندگان سده دهم خورشیدی وو معاصر به دوران شاه طهماسب یکم تا شاه عباس کبیر است. قاضی احمد منشی که منشی سام میرزا در هرات بود، در قم به دنیا آمد و در یازده سالگی به همراه پدر خود به مشهد هجرت کرد و بیست سال در این شهر ماند و از محضر اساتیدی چون شاه محمود نیشابوری، میر سیداحمد مشهدی و مالک دیلمی بهره برد.

در این هنگام سلطان ابراهیم میرزا صفوی که نوه شاه اسماعیل و داماد شاه طهماسب بود، سمت شاه ایالت خراسان را برعهده داشت و خود چون دارای تحصیلات هنری بود کتابخانه‌ای برای تولید و نگهداری کتاب ایجاد و هنرمندان برجسته عصر را گرد خود جمع کرد. قاضی احمد نیز سال‌های متمادی در این کتابخانه بسر برد و به دانش خود افزود و خود نیز خوشنویسی برجسته شد. سال‌های کار در این کتابخانه و بعد کار دیوانی باعث شد تا او با هنرمندان بسیاری در همان عصر ارتباط نزدیک پیدا کند و جزییات زندگی و هنر آنها را بشناسد.

قاضی احمد منشی کتاب‌های مهمی از تاریخ صفویه نوشته که از جمله آنها می‌توان به «خلاصةالتواریخ» اشاره کرد که یک دوره مرور تاریخ صفویه از روزگار شیخ صفی‌الدین اردبیلی تا نخستین سال‌های پادشاهی شاه عباس یکم است. این تاریخ از اوایل سده هشتم هجری تا اواخر سده دهم را دربر می‌گیرد.

آشنایی قاضی احمد با عمده هنرمندان عصر صفوی و دانشی که او از زندگی و آثار هنرمندان داشت منجر به تالیف کتاب مهم و اثرگذار «گلستان هنر» شد. این متن از مشهورترین و مهم‌ترین کتاب‌های تاریخ خوشنویسی و نگارگری ایرانی است که تاریخ تالیف آن به حدود چهارصد سال پیش باز می‌گردد.

قاضی این کتاب را به معرفی اشخاص و وقایعی اختصاص داده که یا مستقیماً و از نزدیک می‌شناخته یا به واسطه معاصران خود، از احوال آنها آگاهی داشته است. به همین دلیل «گلستان هنر» از منابع اصلی برای مطالعه و تحقیق پیرامون زندگی هنری ایران عصر صفوی است. او در جای‌جای کتاب، به تناسب موضوع، از اشعار شاعران بهره گرفته و به جذابیت متن خود اضافه کرده است.

مقدمه قاضی بر این کتاب درباره احداث قلم و پیدایش خط و اسناد آن به امام علی بن ابی‌طالب (ع) است که نویسنده از ایشان به حضرت امیر عرب و عجم یاد می‌کند. دیگر فصل‌های کتاب از این قرار است: «در بیان خط ثلث و ما یشبه به و پیدا شدن آن، با ذکر پنجاه و هشت تن از استادان این خط»، «در ذکر خوشنویسان تعلیق: با ذکر سی و هشت تن از استادان این خط»، «در ذکر خوشنویسان نستعلیق؛ با ذکر شصت و هفت تن از استادان این خط»، «در ذکر احوال نقاشان؛ با ذکر چهل و یک تن از استادان فن» و فصل انتهایی «در باب جدول و تذهیب و رنگ‌های الوان و ساختن مرکب و سایر لوازم کتابخانه و شستن لاجورد».

نکته جالب این است که قاضی واژه هنر را به مفهومی که امروزه از آن مراد می‌کنیم به کار برده است. به زعم او خوشنویسی و هنرهای وابسته به آن، نگارگری و شرح احوال هنرمندان و نیز چگونگی ساختن رنگ‌ها و مرکب را در تألیف خود «گلستان هنر» نامیده است؛ مسئله‌ای که در نوشته‌های فارسی‌زبانان کمتر به چشم می‌خورد.

آوازه این کتاب و مؤلف آن در آغاز سده بیستم در جهان ایران‌شناسی پیچیده بود و همین منجر شد تا کتاب به زبان‌های روسی و انگلیسی ترجمه شود. در ایران نیز مقالاتی درباره آن به نگارش درآمد و سپس متن کتاب با تصحیحی اولیه توسط احمد سهیلی خوانساری منتشر شد. اما این تصحیح نمی‌توانست نیاز علمی مورخان و پژوهشگران هنر در عصر جدید را برآورده سازد.

سیدکمال حاج سیدجوادی پس از سال‌ها تلاش توانست تصحیحی علمی و متنی منقح بر اساس ۹ نسخه معتبر از این متن را به مخاطبان عرضه کند. او تعلیقات مفصل بر این کتاب نوشت و فرهنگنامه‌ای برای آن تهیه کرد و نمایه‌های گوناگون برای آن نوشت.

مقدمه مصحح بر این کتاب نزدیک به ۶۰ صفحه است که نویسنده در آن به معرفی قاضی احمد و زندگی او و همچنین زندگی و کتاب این تاریخ‌نگار برجسته عصر صفوی نزد مستشرقان، محتوای گلستان هنر، روش نگارش قاضی، نوشتارهای کهن در موضوع خوشنویسی و نگارگری، روش تصحیح متن و معرفی ۹ نسخه مورد استفاده و… پرداخته است. این مقدمه اهمیت بسیاری دارد و نکات مهمی را درباره جایگاه قاضی احمد منشی و متن او در تاریخ‌نگاری هنر ایران به مخاطبان ارائه می‌کند.

برای آشنایی با نوع قلم و نگارش قاضی احمد منشی بخشی از فصل سوم کتاب را که در معرفی سلطانعلی مشهدی است، در ادامه می‌آید. پیش از آن لازم به ذکر است که سلطانعلی مشهدی مشهور به سلطان الخطاطین از معروف‌ترین نستعلیق‌نویسان قرن نهم و دهم هجری است و هیچیک از سنتی‌نویسان قدیم ایران در زمان خود به اندازه او شهرت پیدا نکردند. حتی کتیبه‌های مصر و بناهای هرات نیز به خط اوست.

در «گلستان هنر» آمده است: «بود که خطش در میان خطوط کالشمس بین سایر کواکب عالمگیر شد و خط او به جایی رسید که از محالات است که دست کسی بدانجا رسد. مولانا حالات خود و ایام مشق و ترقی و نظر یافتن از جانب حضرت امیر کل امیر را در رساله منظومه‌ای که نقل آن در این نسخه شده، نموده.

چون مولانا خط را به سرحد اعجاز رسانید و آوازه و صیت و طنطنه او به اکناف و اطراف عالم رسید سعید دارین، میرزا سلطان حسین او را به دارالسلطنه هرات طلبیده در کتابخانه خاصه جا داده، مولانا به کتابت سرکار خاصه نواب اشتغال داشت و در نسخه‌ها اسم خود که می‌نوشت «کاتب السلطانی» قید می‌کرد و کتابه‌های عمارات و منازل باغ جهان آرا، مشهور به «باغ مراد» تمامی به خط مبارک ایشان است.

و اوراق مجالس النفائس که از تالیفات ترکی امیر کبیر علیشیر (نوایی) است؛ و در خانه امیر در حوض آب به سنگ مرمر نوشته و اکنون هر صفحه و ورقی از آن حرزمثال مردم دارند، به خط شریف ایشان است…»

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...