«قند پارسی»، شامل مجموعه‌ای از مقالات پروفسور نذیر احمد، از اساتید زبان و ادب فارسی در هند، به کوشش سیدحسن عباس منتشر شد.

قند پارسی پروفسور نذیر احمد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، «قند پارسی»، شامل 18 مقاله از نذیر احمد، از پژوهشگران و صاحب‌نظران در حوزه زبان و ادبیات فارسی، در قلمرو ایران‌شناسی منتشر شده است. این اثر که از سوی موقوفات دکتر افشار با همکاری نشر سخن به چاپ رسیده است، شمه‌ای است از تلاش‌های این ایران‌دوست هندی در زمینه فرهنگ، ادب و تاریخ ایران.

در مقدمه‌ای بر این اثر با اشاره به چرایی انتشار این مجموعه به قلم زنده‌یاد ایرج افشار آمده است: شبه قاره هند از پایگاه‌های تاریخی زبان فارسی و از نخستین جایگاه‌های بررسی زبان و ادبیات فارسی در 150 سال پیش است. گروهی از ایرانشناسان انگلیسی در این سرزمین به آموختن فارسی پرداخته و در همانجا تحقیق و تجسس علمی را مرسوم ساخته و آثاری زیادی را در آن زمینه‌ها منتشر کرده‌اند. همچنین گروهی از دانشمندان مسلمان و هندو به دنبال آنها خدمات بسیار با ارزشی کرده و آثار زیادی چه به زبان‌های اردو، هندی، بنگالی و پنجابی و چه به انگلیسی و فارسی در همان ابواب برجا گذارده‌اند.

پژوهندگان ناموری چون محمد اسحق، هادی حسن، محمد اقبال(غیر از اقبال لاهوری شاعر)، سیدحسن، سیدعبدالله، حافظ محمود شیرانی، محمد شفیع لاهوری از آن زمره‌اند. پس از استقلال هند و پاکستان، دانشمندان زیادی از این دو کشور بیش از آنچه در پیش مرسوم بود، به تجسس در ادبیات و زبان فارسی پرداختند، مخصوصاً علاقه‌مندی خاصی به نوشته‌ها و آثاری نشان داده‌اند که در قدیم در شبه‌قاره به زبان فارسی تألیف شده و هریک از آنها پیوندهایی را با تاریخ و فرهنگ در هندوستان داراست. کشش و کوشش آنها از زمانی که دانشگاه تهران جوانان دانشجوی هند و پاکستان را به ایران فراخواند تا تحقیقات دوره‌های عالی و تحقیقی خود را در ایران ادامه بدهند، افزایش و گسترش یافت.

این اقدام مبارک از سال 1326 آغاز شد و از جمله دکتر نذیر احمد از دانشجویانی بود که به ایران آمد و پس از ختم تحصیلات به هندوستان بازگشت و بی‌وقفه به تحقیق و تجسیس علمی و تدریس دانشگاهی در زمینه زبان و ادبیات فارسی پرداخت و آثاری متنوع منتشر کرد که همه ارزشمند و در خور تحسین است. ...

از نذیر احمد حدود 500 مقاله در موضوعات مختلف از زبان و ادبیات فارسی و زبان‌شناسی گرفته تا خط و نقاشی و ... به یادگار مانده است. در «قند پارسی» تلاش شده تا مقالاتی از او که نشان‌دهنده میزان تسلط او بر زبان و ادبیات فارسی است، گردآوری و منتشر شده است.

«قند پارسی» شامل 18 مقاله در سه بخش است. بخش نخست کتاب، شش مقاله درباره زبان فارسی است. بخش دوم به چهار مقاله تاریخی اختصاص یافته و هشت مقاله بخش سوم در زمینه نسخه‌شناسی و نقد و معرفی چند متن کهن فارسی است. موضوعاتی چون ذال فارسی در چین، فرهنگ‌نویسی فارسی در هند و پاکستان، کلمۀ «دلیوار» در دیوان سراجی، مطالب تازه در آثار منظوم و منثور حکیم سنایی و نصیب اخوان مطهر در بخش «زبان فارسی» این اثر ارائه شده است.

در بخش «تاریخی» کتاب نیز مباحثی چون بدیع‌الزمان ترکوسیستانی، هیئت‌های سیاسی عادل‌شاهی به دربار شاه عباس، روابط سیاسی شاه عباس با شاهان قطب‌شاهیه و جهانگیر سمنانی سیداشرف مطرح شده و گردآورنده در بخش پایانی کتاب، مقالاتی درباره نسخه قدیمی مهم از دیوان حافظ، یادداشت‌های شخصی و تاریخی در کتاب الصیدنه بیرونی، آداب الحرب والشجاعه، درباره دو کتاب (احیاء علوم الدین ـ دستور الاخوان)، یکی از قدیم‌ترین شروح مخزن الاسرار نظامی و رساله معمای قاسم کاهی را در ذیل بخش نسخه‌شناسی ارائه کرده است.

پروفسور نذیر احمد را که کهن‌سال‌ترین استاد زبان و ادب فارسی در شبه قاره هند می‌نامند، از دوستداران فرهنگ ایرانی و زبان و ادب فارسی بود که آثار متعددی از او در این زمینه به یادگار مانده است. او در سال 1915 میلادی، در دهکده‌ای به نام «کولهی غریب» در استان اتراپرادش هند، در خانواده‌ای خوش‌نام و مذهبی به دنیا آمد. در سال 1950 با گذراندن رساله‌ای با عنوان «شعرای فارسی‌زبان عصر عادل‌شاه» به مدرک فوق‌دکتری در ادبیات فارسی دست یافت و در بین سال‌های 56ـ1955 برای تکمیل اطلاعات خود، در زبان و ادب فارسی، به ایران سفر نمود و از محضر استادانی چون سعید نفیسی، بدیع‌الزّمان فروزانفر، ذبیح‌الله صفا، پرویز ناتل خانلری و محمّد معین بهره‌ها برد و خود را برای رسالتی که در پیش داشت بیش‌ازپیش آماده کرد.

او درباره علاقه‌اش به زبان و ادب فارسی گفته بود: چون عشق و شوقِ مرا به زبان فارسی می‌دیدند، ظریفان به‌طعنه می‌گفتند: «فارسی بخوان، روغن بفروش». امّا، من با عزمی راسخ و اراده‌ای استوار به دنبال گمشده خود می‌گشتم که روح و روان مرا سیراب کند و این گم‌شده، چیزی نبود جز زبان و ادب فارسی.

بنیاد موقوفات افشار کتاب «قند پارسی» را در هزار و 100 نسخه و در 410 صفحه در دسترس علاقه‌مندان به مطالعه در قلمرو زبان و ادب فارسی قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...