برگزیدگان دومین دوره جایزه ادبی پروین اعتصامی معرفی شدند.

به گزارش کتاب نیوز، بر اساس اعلام دبیرخانه جایزه، در حوزه شعر، با توجه به حضور مستمر در عرصه ادبی کشور و خلق سروده‌های ارزشمند در زمینه‌های مختلف، پروین دولت‌آبادی به‌عنوان پیش‌کسوت ادبی و چهره شاخص در میان بانوان معرفی می‌شود. همچنین در حوزه داستان از راضیه تجار به‌خاطر 30 سال تجربه مستمر در ادبیات داستانی تقدیر خواهد شد.

برگزیدگان دومین دوره جایزه ادبی پروین داغ گل سرخ بهت و لرزه

اما نتایج بخش‌های مختلف جایزه به این شرح اعلام شده‌اند:

بخش ترجمه: "بهت و لرزه" (املی نوتومب)، ترجمه موگه رازانی.

بخش تحقیق و پژوهش: "داغ گل سرخ" نوشته کتایون مزداپور، و "امام حسین (ع ) در شعر معاصر عربی" نوشته انسیه خزعلی.

داستان کودک: "قدم یازدهم" سوسن طاقدیس، "دو فسقلی" زهره پریرخ و "یک نقاشی" اکرم قاسم‌پور.

داستان نوجوان: "کسی که موهایم را شانه زد" مژگان کلهر، "خانواده آقای چرخشی" طاهره ایبد و "عکس چندم بابام" عذرا جوزدانی.

بخش پایان‌نامه: "بررسی ویرایش و نگارش و نقد آن در فارسی" نوشته آتوما فروهی.

مراسم اختتامیه دومین دوره جایزه ادبی پروین اعتصامی هم‌زمان با یک‌صدمین سال تولد این شاعر روز سه‌شنبه 15 اسفندماه در تالار وحدت برگزار خواهد شد.  

................ هر روز با کتاب ...............

باهوش و بی‌سواد و می‌خواره و یکی از مریدهای دیدرو است... به شیوه‌ی خود، رؤیای آینده‌ای درخشان را در سر می‌پرورانند و خود را از بابت فقری که گرفتارش هستند دلداری می‌دهند... به زن جوانی از طبقه‌ی اشراف برمی‌خورد... از قید قیمومت شوهر پیرش آزاد می‌شود و با لوسین می‌گریزد... وارد محافل روزنامه‌نگاری می‌شود... احتیاج به پول و جاه‌پرستی مایه‌ی آن می‌شود که ادبیات را رها کند و به سوی عالم سیاست برود... او که آزادی‌خواه بود، سلطنت‌طلب می‌شود ...
تن‌تن به نوعی‌ هری‌ پاتر‌ زمان‌ خود بود... فعال، کنجکاو، مؤدب، در عین‌حال سنت‌شکن... یک دریانورد کهنه کار، بددهن و غرغرو که اعتیاد شدید به‌ الکل‌ دارد و شیشه‌ مشروبش عین ناموسش می‌ماند... داستان‌ها توسط تصاویری پشت سرهم‌ و به‌ صورت‌ دکوپاژی‌ دقیق‌ و خطی‌ و روان‌ تعریف می‌شوند... در مجموعه تن‌تن سکس و خشونت محلی‌ از‌ اعراب‌ ندارد... مردم به دو دسته‌ تقسیم می‌شوند یا متمدن شهرنشین‌اند و یا دهاتی و گاوچران! ...
نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...