برگزیدگان دومین دوره جایزه ادبی پروین اعتصامی معرفی شدند.

به گزارش کتاب نیوز، بر اساس اعلام دبیرخانه جایزه، در حوزه شعر، با توجه به حضور مستمر در عرصه ادبی کشور و خلق سروده‌های ارزشمند در زمینه‌های مختلف، پروین دولت‌آبادی به‌عنوان پیش‌کسوت ادبی و چهره شاخص در میان بانوان معرفی می‌شود. همچنین در حوزه داستان از راضیه تجار به‌خاطر 30 سال تجربه مستمر در ادبیات داستانی تقدیر خواهد شد.

برگزیدگان دومین دوره جایزه ادبی پروین داغ گل سرخ بهت و لرزه

اما نتایج بخش‌های مختلف جایزه به این شرح اعلام شده‌اند:

بخش ترجمه: "بهت و لرزه" (املی نوتومب)، ترجمه موگه رازانی.

بخش تحقیق و پژوهش: "داغ گل سرخ" نوشته کتایون مزداپور، و "امام حسین (ع ) در شعر معاصر عربی" نوشته انسیه خزعلی.

داستان کودک: "قدم یازدهم" سوسن طاقدیس، "دو فسقلی" زهره پریرخ و "یک نقاشی" اکرم قاسم‌پور.

داستان نوجوان: "کسی که موهایم را شانه زد" مژگان کلهر، "خانواده آقای چرخشی" طاهره ایبد و "عکس چندم بابام" عذرا جوزدانی.

بخش پایان‌نامه: "بررسی ویرایش و نگارش و نقد آن در فارسی" نوشته آتوما فروهی.

مراسم اختتامیه دومین دوره جایزه ادبی پروین اعتصامی هم‌زمان با یک‌صدمین سال تولد این شاعر روز سه‌شنبه 15 اسفندماه در تالار وحدت برگزار خواهد شد.  

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...