چهارمین گاهنامه «نقد کتاب کودک» با یادی از درگذشتگان ادبیات کودک و نوجوان منتشر شد.

چهارمین گاهنامه «نقد کتاب کودک

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این شماره از گاهنامه ویژه زمستان ۱۳۹۹ با یادداشت‌هایی درباره محمود کیانوش، منوچهر سلیمی، حبیب‌الله لزگی، سیروس برزو و سیدحسین وزیری یزدی، چهره‌های درگذشته ادبیات کودک و نوجوان منتشر شده است.

در این شماره همچنین آثاری از عباس تربن، عباس جهانگیریان، جمشید خانیان، یحیی دولت‌آبادی، کلر ژوبرت، فریدون سراج، گلرخسار صفیه‌وا، سیدعلی کاشفی خوانساری و ... مورد بررسی قرار گرفته است.

غلامرضا امامی، سودابه امینی، مهناز باقری، زهرا پیرصوفی املشی، غلامرضا حیدری ابهری، امیررضا ستوده، علی‌اصغر سیدآبادی، مهدیه سیدنورانی، زیبا علیخانی، جواد محقق نیشابوری، احمد مسجدجامعی، ناهید معتمدی، سولماز نصرآبادی، نیره سادات هاشمی و ... از جمله نویسندگان این شماره از گاهنامه نقد کتاب کودک هستند.

شماره چهارم گاهنامه «نقد کتاب کودک» در ۳۰۰ صفحه و با قیمت ۸۵هزارتومان از سوی نشر آرون منتشر شده و نسخه الکترونیک آن به قیمت ۱۰ هزار تومان در کتابراه و طاقچه در دسترس خواهد بود.

................ هر روز با کتاب ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...