چهارمین گاهنامه «نقد کتاب کودک» با یادی از درگذشتگان ادبیات کودک و نوجوان منتشر شد.

چهارمین گاهنامه «نقد کتاب کودک

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این شماره از گاهنامه ویژه زمستان ۱۳۹۹ با یادداشت‌هایی درباره محمود کیانوش، منوچهر سلیمی، حبیب‌الله لزگی، سیروس برزو و سیدحسین وزیری یزدی، چهره‌های درگذشته ادبیات کودک و نوجوان منتشر شده است.

در این شماره همچنین آثاری از عباس تربن، عباس جهانگیریان، جمشید خانیان، یحیی دولت‌آبادی، کلر ژوبرت، فریدون سراج، گلرخسار صفیه‌وا، سیدعلی کاشفی خوانساری و ... مورد بررسی قرار گرفته است.

غلامرضا امامی، سودابه امینی، مهناز باقری، زهرا پیرصوفی املشی، غلامرضا حیدری ابهری، امیررضا ستوده، علی‌اصغر سیدآبادی، مهدیه سیدنورانی، زیبا علیخانی، جواد محقق نیشابوری، احمد مسجدجامعی، ناهید معتمدی، سولماز نصرآبادی، نیره سادات هاشمی و ... از جمله نویسندگان این شماره از گاهنامه نقد کتاب کودک هستند.

شماره چهارم گاهنامه «نقد کتاب کودک» در ۳۰۰ صفحه و با قیمت ۸۵هزارتومان از سوی نشر آرون منتشر شده و نسخه الکترونیک آن به قیمت ۱۰ هزار تومان در کتابراه و طاقچه در دسترس خواهد بود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...