نود و نودویکمین شماره از فصلنامه اطلاع‌رسانی در حوزه نقد و تصحیح متون، نسخه‌شناسی و ایران‌شناسی با عنوان «گزارش میراث» از سوی مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب منتشر شد.

91-90 «گزارش میراث»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در این فصلنامه هفت بخشی، محمود امیدسالار، در سرسخن به زبان، ادبیات و خودآگاهی ملی پرداخته است و یکی از آسان‌ترین، مفیدترین و ارزان‌ترین راه‌های حمایت از «فرهنگ ملی» را حمایت از نهادهایی می‌داند که به احیای میراث مکتوب این فرهنگ اشتغال دارند.

در بخش «جستار» جلال خالقی‌مطلق، شاهنامه‌پژوه، به تحقیقی پیرامون درجه اصالت برخی بیت‌ها در پیرایش شاهنامه پرداخته و در ادامه این بخش نیز جستاری از عمادالدین شیخ‌الحکمایی، سند‌شناس درباره مهرهای نسخه خطّی المشیخه منتشر شده است.

مریم میر‌شمسی، عضو هیئت مؤلفان لغت‌نامه بزرگ فارسی (دهخدا) در یادداشتی نویافته‌هایی از زندگی علامه علی‌اکبر دهخدا را پیش‌روی مخاطبان قرار داده است. «منقولاتی از چهار مقالۀ نظامی عروضی در متن فارسی گم‌نامی در احکام نجوم، نوشته تاج‌الدین اکرم» را علی صفری‌ آق‌قلعه، پژوهشگر متون مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب به رشته تحریر درآورده است. دو مقاله دیگر در این بخش به قلم میلاد بیگدلو و علی کاملی منتشر شده است که به ترتیب یکی به فرهنگ‌های حلیمی نگاهی داشته و دیگری به تصحیحی از نزهة ‌العاشقین تألیف علی بن محمود‌ بن الحاج پرداخته است.

نخستین مقاله بخش «نقد و بررسی» مقاله‌ای از دکتر مجدالدین کیوانی است که به بررسی کتاب «صوفیان و معارضان آنان در جهان ایرانی‌وار» پرداخته است. به گفته کیوانی، این مجموعه ثمره واپسین مدیریت علمی لئونارد لویسُن است که دو سالی پس از مرگ نابهنگام، به همت شاگرد وفاردار و همکار او، رضا تابنده در آمریکا به چاپ رسید.

مسعود راستی‌پور نیز در این شماره به نقد و بررسی تصحیح زادالمسافر تصحیح سیّد محمّد عمادی حائری پرداخته است.

نگاهی به «اشعار پراکنده»‌ی کلّیّات زلالی خوانساری نوشته مرتضی موسوی و «رفع چند سوءتفاهم درباره سیفی نیشابوری به قلم همایون شِکَری دو مقالۀ پایانی بخش نقد و بررسی را تشکیل می‌دهد.

سید احمدرضا قائم‌مقامی بخش یازدهم «ریشه‌شناس چه می‌کند؟» و مهوش واحد‌دوست گزارشی از یک انتحال دانشگاهی را برای بخش «پژوهش‌هایی در باب تحقیق» ارسال کرده‌اند که در این شماره منتشر شده است.

بیست‌و‌دومین بخش ایران در متون و منابع عثمانی با عنوان «چلبی‌زاده عاصم افندی» نوشته نصرالله صالحی و «از لایپزیگ تا بابل؛ مروری بر زندگی و آثار فرانتس هاینریش وایسباخ پژوهشگر حوزه مطالعات میخی» به قلم سهیل دلشاد در بخش آشنایی با نسخه‌شناسان و متن‌پژوهان در این شماره به چاپ رسیده است.

علاقه‌مندان در بخش پایانی فصلنامه گزارش میراث درباره قطعه منسوب به کافی ظفر همدانی نوشته بهروز ایمانی و یادداشت‌هایی درباره حرف «ض» در زبان فارسی به قلم رضا حیدری‌‌زادی را از نظر می‌گذرانند.

نود و نود‌‌ویکمین شماره از «گزارش میراث» (فصلنامه اطلاع‌رسانی در حوزه نقد و تصحیح متون نسخه‌شناسی و ایران‌شناسی) با مدیر مسئولی و سردبیری اکبر ایرانی از سوی مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب به قیمت ۶۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

آنکه زنی را به چشم خواهش می‌نگرد با او مرتکب زنا شده است... شارلوته و ادوارد زندگی عاشقانه‌ای دارند اما پس از ورود اوتیلیه و سروان به قصر، عشقی دیگر در دل آنها سر برمی‌آورد و ادوارد را به‌سوی اوتیلیه و شارلوته را به سوی سروان پیش می‌راند... کودک که در بغل اوست از دستش در آب می‌افتد و غرق می‌شود... من از راه خود بیرون رفته‌ام، قانون‌هایم را زیر پا گذاشته‌ام... و اکنون خدا به نحوی وحشتناک چشمان مرا گشوده است. تصمیم من این است: من هرگز به ادوارد تعلق نخواهم داشت ...
منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...