میراث ماندگار استاد | اعتماد


مظاهر مصفا اگرچه متولد تفرش استان مرکزی است، اما به سبب مهاجرت خانواده به قم، تحصیلات اولیه خود را در این شهر مذهبی پشت سر گذاشت و سپس دوران متوسطه را در دارالفنون گذراند. بعد از آن در دانشسرای عالی ادبیات خواند و تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی را تا مقطع دکترا در دانشگاه تهران ادامه داد.

مظاهر مصفا

برای بیشتر شناختن کسی که عمری دست به کار نوشتن بوده و بیشترین اوقات خود را مصروف سرایش شعر، تالیف و به ویژه تصحیح متون مختلف کرده، کتاب‌شناسی‌‌اش یک ضرورت است. بر آن شدیم تا گذری کنیم به بخشی از میراثی که این شاعر فقید در قالب کتاب از خود برجای گذاشته است. آنچه می‌خوانید معرفی تعدادی از کتاب‌هایی است که نام مظاهر مصفا را چه در مقام مصحح، چه به عنوان نویسنده مقدمه کتاب، چه در جایگاه گردآورنده و تدوینگر اثر و چه در کسوت شاعر یدک می‌کشد.

رباعیات خیام
از کتاب‌هایی که نام مظاهر مصفا را بر جلد خود دارد، کتاب فارسی انگلیسی «رباعیات خیام» است. در این کتاب مصفا مقدمه‌ای نوشته است بر رباعیات عمر بن ابراهیم خیام، شاعر معروف و رباعی‌سرای قرن‌های پنجم و ششم هجری. روی جلد کتاب نوشته شده اشت: «به جمع و تدوین و مقدمه و تحقیق دکتر مظاهر مصفا». سعید سعید‌پور رباعی‌ها را به انگلیسی ترجمه و انتشارات کتابسرای نیک آن را منتشر کرده است. مقدمه زنده‌یاد مصفا همچنین بر کتابی که به همین نام با ترجمه ادوارد فیتس جرالد منتشر شده است، دیده می‌شود.

کلیات سعدی
تصحیح کلیات سعدی از دیگر آثار مظاهر مصفاست. این کتاب به اهتمام زنده‌یاد مصفا از روی نسخه تصحیح شده انجمن ادب فارسی از سوی نشر روزنه منتشر شده است. کلیات سعدی در قطع رقعی و در 1200 صفحه در بازار کتاب موجود است.

دیوان سنایی
کتاب دیگری که باز نام مظاهر مصفا را در مقام مصحح یدک می‌کشد، دیوان حکیم سنایی غزنوی است. کتاب به اهتمام شاهرخ حکمت درآمده و مظاهر مصفا بر آن مقدمه نوشته است. ناشر کتاب نشر زوار است و آخرین بار دو سال پیش منتشر شده است.

مجمع‌الفصحا
«مجمع‌الفصحا» کتابی است از رضا قلیخان هدایت که مظاهر مصفا مسوولیت تصحیح این کتاب را در جلدهای مختلف آن بر عهده داشته است. کتاب، تذکره‌ای است شامل ترجمان احوال و آثار بیش از 700 نفر از شعرای ایران و در اصل آخرین و جامع‌ترین تذکره شاعران فارسی زبان است. مصفا در مقدمه‌ای که بر کتاب نوشته، به سبب نوع کار حدس می‌زند که رضا قلیخان هدایت در این اثر دستیاران متعدد داشته است. «مجمع‌الفصحا» را انتشارات امیرکبیر در شش مجلد منتشر کرده است.

متن انتقادی جوامع‌الحکایات و لوامع‌الروایات
متن انتقادی جوامع‌الحکایات و لوامع‌الروایات، اثر محمدبن محمد عوفی هم از عناوین کتاب‌هایی است که مظاهر مصفا تصحیح کرده است. این کتاب 580 صفحه‌ای را انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در سال 1387 در دو جلد منتشر کرده است.

آیین نگارش و سرایش
کتاب دیگری که نشان می‌دهد، مصفا جدای از ادبیات در حوزه‌های بینامتنی هم دستی بر آتش داشته، «آیین نگارش و سرایش» با عنوان فرعی «نکاتی پیرامون روزنامه‌نگاری و گزارشگری بررسی شعر معاصر و دستور زبان فارسی» است. نویسنده کتاب محمدباقر صدرا است و نام مظاهر مصفا به عنوان یکی از مقدمه‌نویسان آن دیده می‌شود. کتاب را انجمن‌ فرهنگی‌ ادبی‌ امیرکبیر فراهانی در سال 1388 منتشر کرده است.

نسخه اقدم
با این حال مظاهر مصفا پیش از اینها به شاعر بودن خود اشتهار دارد و طبعا رواست که کتاب‌های شعر او را بشناسیم. «نسخه اقدم» یکی از کتاب‌های شعر اوست که مجموعه‌ای از چهارپاره‌های او را در بر می‌گیرد. این مجموعه را انتشارات فرهنگ نشر نو منتشر کرده است. کتاب در 304 صفحه و در قطع رقعی در بازار کتاب موجود است.

در شهر خالی از مرد
«در شهر خالی از مرد» عنوان کتاب شعر دیگری است از مظاهر مصفا. از عناوین شعرهای آن می‌توان «هوای علی(ع)»، «سرد و سیاه و تلخ»، «یا ضامن آهو»، «به سوگ دهخدا»، «سیه‌گیسو»، «اندک‌اندک»، «خونین چامه»، «دام غم»، «یک پیرهن مرد» و... را نام برد. این کتاب 100 صفحه‌ای در سال 1389 را خود مولف در مقام ناشر منتشر کرده است.

گزینه اشعار
جدای از اینها گزینه‌ای هم از شعرهای مظاهر مصفا در سال 1378 منتشر شد. این کتاب 177 صفحه‌ای را نشر مروارید راهی بازار کتاب کرده بود و همان‌طور که از عنوانش پیداست، مجموعه‌ حاوی گزینشی از شعرهای مصفاست.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...