گریفین مشغول تحصیل در رشته فیزیک است. وسیله‌ای کشف کرده است که با آن همه بافتها و حتی یاخته‌های زنده را شفاف می‌گرداند... به عنوان عامل سرقتی که واقعاً مرتکب شده است شناخته می‌شود، ناگزیر پا به فرار می‌گذارد و همان‌دم به نامرئی بودن خودش متوسل می‌شود... کِمپ از وی می‌ترسد و چون از طرز رفتارش دلخور شده است، پنهانی او را لو می‌دهد.

مرد نامرئی | اچ. جی. ولز
مرد نامرئی
[The Invisible Man]. رمانی از هربرت جورج ولز (1) (1866-1946)، نویسنده انگلیسی، که در 1897 انتشار یافت. گریفین(2) جوان مشغول تحصیل در رشته فیزیک است. وی که بسیار باهوش ولی فقیر است، وسیله‌ای کشف کرده است که با آن همه بافتها و حتی یاخته‌های زنده را شفاف می‌گرداند، و این روش را روی خودش آزمایش می‌کند. پس از ساعتها کار اعصاب خردکن و رنجهای بسیار، هنگامی که به هدف خود می‌رسد، گرفتار هیجان عصبی مخوفی می‌شود و ویژگی دردناک آزمایشهایی که به میل و اراده خویش به آن تن در داده است بر شدت آن می‌افزاید. همان‌دم متوجه می‌شود که از مزایایی که از تغییر شکل خود انتظار داشت به هیچ وجه بهره‌ای نمی‌برد. البته جسمش نامرئی شده است، اما لباسش و غذایی که می‌خورد نامرئی نیست؛ لخت و برهنه است و از گرسنگی و سرما به شدت رنج می‌برد. وقتی که لباس به تن دارد، باید دستکش به دست کند، صورتش را در پس نقاب و چشمهایش را با عینک سیاهی پنهان بدارد تا مایه وحشت نشود، اما این تبدیل لباس، قیافه عجیب و نفرت‌آوری به او می‌دهد. به یک مهمانسرای روستایی پناه می‌برد و بیهوده به دنبال وسیله‌ای می‌گردد تا قیافه عادی‌اش را از نو به دست بیاورد. تا مدتی که پول دارد کارها نسبتاً خوب پیش می‌رود؛ اما وقتی که پولهایش ته می‌کشد و به عنوان عامل سرقتی که واقعاً مرتکب شده است شناخته می‌شود، ناگزیر پا به فرار می‌گذارد و همان‌دم به نامرئی بودن خودش متوسل می‌شود. آن وقت، ولگرد درمانده‌ای را مجبور به همدستی می‌کند و به همه‌گونه خلافی دست می‌زند؛ بی‌پروا دزدی می‌کند و غبطه رفیقش را برمی‌انگیزد؛ چندانکه با آن پول دزدی که به دستش سپرده شده است درصدد فرار برمی‌آید. پاداش کلانی به هرکس که «مرد نامرئی» را به چنگ بیاورد نوید داده می‌شود. مرد نامرئی، در جریان فرار خود به هر سرزمینی که پای می‌گذارد جنجال و غوغا برمی‌انگیزد. در آن حیص و بیص که مجروح و از خود بیخود شده است، برحسب تصادف به خانه پزشکی به نام کمپ (3)، که همدرسش بوده است و قول داده است که پلیس را خبر نکند، پناه می‌برد. در خانه کمپ اندکی آرامش خاطر پیدا می‌کند و اسراری را با او در میان می‌گذارد و امید می‌برد که از مساعدتی که برای فروشناندن عطش تسلط خود به آن احتیاج دارد برخوردار شود. اما کمپ از وی می‌ترسد و چون از طرز رفتارش دلخور شده است، پنهانی او را لو می‌دهد. پس از مبارزه سرسختانه‌ای که درمی‌گیرد، «مرد نامرئی» به دست مردم با وحشیگری کشته می‌شود و جسدش به تدریج پدیدار می‌شود.

این رمان به سلسله داستانهای شگفتی تعلق دارد که ولز مسیر نویسندگی‌اش را با آن آغاز کرد. برای نوشتن این داستانها، از پیشرفتها و پیروزیهای علم امروز الهام گرفت. مسئله اجتماعی در آن زمان مقام بسیار مهمی در ذهن نویسنده داشت. اگرچه «مرد نامرئی» مرتکب چندین فقره جنایت می‌شود، رنجبر نابغه‌ای است که در پایان کار از «جنتلمنی» مثل کمپ که آدم کمرویی است و در نهان به تفوق علمی همدرس سابقش حسد می‌برد و از «بی‌تربیت» بودن او دلخور می‌نماید، دوست‌داشتنی‌تر است. رمان مرد نامرئی در زمان خود با اقبال عظیمی روبرو شد.

عبدالله توکل. فرهنگ آثار. سروش

1.Herbert George Wells 2.Griffin 3.Kemp

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

همه انسان‌ها عناصری از روباه و خارپشت در خود دارند و همین تمثالی از شکافِ انسانیت است. «ما موجودات دوپاره‌ای هستیم و یا باید ناکامل بودن دانشمان را بپذیریم، یا به یقین و حقیقت بچسبیم. از میان ما، تنها بااراده‌ترین‌ها به آنچه روباه می‌داند راضی نخواهند بود و یقینِ خارپشت را رها نخواهند کرد‌»... عظمت خارپشت در این است که محدودیت‌ها را نمی‌پذیرد و به واقعیت تن نمی‌دهد ...
در کشورهای دموکراتیک دولت‌ها به‌طور معمول از آموزش به عنوان عاملی ثبات‌بخش حمایت می‌کنند، در صورتی که رژیم‌های خودکامه آموزش را همچون تهدیدی برای پایه‌های حکومت خود می‌دانند... نظام‌های اقتدارگرای موجود از اصول دموکراسی برای حفظ موجودیت خود استفاده می‌کنند... آنها نه دموکراسی را برقرار می‌کنند و نه به‌طور منظم به سرکوب آشکار متوسل می‌شوند، بلکه با برگزاری انتخابات دوره‌ای، سعی می‌کنند حداقل ظواهر مشروعیت دموکراتیک را به دست آورند ...
نخستین، بلندترین و بهترین رمان پلیسی مدرن انگلیسی... سنگِ ماه، در واقع، الماسی زردرنگ و نصب‌شده بر پیشانی یک صنمِ هندی با نام الاهه ماه است... حین لشکرکشی ارتش بریتانیا به شهر سرینگاپاتام هند و غارت خزانه حاکم شهر به وسیله هفت ژنرال انگلیسی به سرقت رفته و پس از انتقال به انگلستان، قرار است بر اساس وصیت‌نامه‌ای مکتوب، به دخترِ یکی از اعیان شهر برسد ...
تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...