سفری تصویری به «سرزمین مقدس» | قدس


کمیک استریپ همواره گونه‌ای پرطرفدار در ادبیات داستانی بوده است. البته در ابتدا اکثراً این برداشت را داشتند که آثار کمیک استریپ تنها مختص کودکان است چرا که تصاویر کارتونی، همراهی متن و تصویر، طنز و پلان‌بندی‌های کوتاه و متعدد باعث می‌شد این گونه جزو آثار مورد پسند کودکان قلمداد شود اما به مرور داستان‌های مصور در میان بزرگسالان نیز طرفداران خود را یافت. داستان‌های مصور یا همان گرافیک ناول‌ها، گونه‌ای خاص نیز در ژاپن دارند که با عنوان مانگا شناخته می‌شود. مانگاها امروزه در بین جوانان و نوجوانان بسیار پرطرفدارند و در ایران با ترجمه‌های مختلفی منتشر می‌شوند.

خلاصه کتاب سرزمین مقدس»[Jerusalem: Chronicles from the Holy City]، اثر گی دولیل [Guy Delisle]

داستان‌های مصور امروزی چون گذشته تنها به مطالب طنز با درون‌مایه‌های سیاسی، اجتماعی و انتقادی خلاصه نمی‌شود بلکه آثاری جدی، فانتزی، تبلیغاتی، ترسناک و.. نیز در میان این آثار به چشم می‌خورد که هر کدام اهداف مختلف را دنبال می کنند. گاه ممکن است یک داستان مصور چندین لایه داشته باشد که هر مخاطب بسته به میزان درک و توانایی‌اش لایه‌ای از آن را درمی‌یابد. «کمیک استریپ یک متن چند لایه است. ممکن است در هر بار خواندن یک لایه از خود را به مخاطب نشان دهد. کشف رابطه‌ی بین این لایه‌های متعدد و همپوشانی آن‌ها در موارد متعدد همچون همپوشانی متن و تصویر، بسته به شرایط مختلف متفاوت است. در روش‌های آموزشی معاصر از این خاصیت برای رمزگذاری و معماگونه کردن کمیک استریپ استفاده می‌کنند.» (بیرانوند، 1389: 83).

داستان‌های مصور با داشتن رگه‌های طنز بستر خوبی برای بیان مطالب انتقادی با زبانی طنز و کنایه‌آمیز است. «سرزمین مقدس»[Jerusalem: Chronicles from the Holy City]، اثر گی دولیل [Guy Delisle] را از این جمله آثار می‌توان برشمرد. گی دولیل با سفرنامه‌های مصورش درباره‌ی زندگی در کشورهایی که فضای سیاسی خاصی دارند، شناخته می‌شود. از کره شمالی و برمه و چین گرفته تا فلسطین. سرزمین مقدس، نام رمان مصور او درباره‌ی سفرش به فلسطین است. او در این اثر سعی کرده به زیبایی جزئیات دقیقی از زندگی روزمره‌ی مردم فلسطین ارائه دهد. از فقر و اسارت این مردم گرفته تا تبعیض، نابرابری و تحقیری که از سوی سربازان اسرائیلی و شهرک‌نشین‌ها متوجه آن‌ها می‌شود. «کلمه‌ی «هماهنگی» از توافق اسلو (1992) می‌آید. هدف توافق این بود که سرویس‌های امنیتی فلسطینی و اسرائیلی برای کنترل رفت و آمدها در مناطق با هم همکاری کنند. اما این هدف هرگز درست اجرایی نشد و حالا اسرائیلی‌ها فقط با خودشان هماهنگ می‌کنند که چه کسی می‌تواند رد شود و چه کسی نمی‌تواند» (ص196). همچنین نویسنده در این اثر به خوبی سعی کرده شناخت خوبی از منطقه از لحاظ جغرافیایی و تاریخی به مخاطب بدهد و تنوع نژادی و مذهبی این بخش از جهان را به خوبی به تصویر بکشد. گاه نیز با زبان طنز و نگاه نقادانه باورها و عادات غلط دینی را به سخره گرفته و از آن‌ها انتقاد می‌کند. گی دولیل که مدت یک سال در بخش عرب نشین فلسطین اشغالی سکونت داشته، به زیبایی و با حفظ بی‌طرفی تلاش کرده جزئیات مختلف زندگی در این سرزمین مقدس را به قلم و تصویر در آورد و درد و رنج مردم مظلوم فلسطین را نشان داده است. هر چند انتقاداتی نیز از جامعه فلسطینی و عادات متفاوت آن‌ها که برایش غیر متعارف است، دارد. اگر چه این اثر برای مخاطب بزرگسال نوشته شده، اما نوجوانان نیز به راحتی می‌توانند از اثر لذت ببرند چرا که همراهی متن و تصویر کمک می‌کند مخاطب بهتر و راحت‌تر مفاهیم مورد نظر نویسنده را درک کند.

مخاطب نوجوان با خوانش این اثر ضمن آموختن جزئیات دقیق از جغرافیا و تاریخ فلسطین و آشنایی با تنوع فرهنگی و مذهبی این سرزمین، به خوبی و از نگاهی بی‌طرف درد و مشکلات مردم سرزمین‌های اشغالی را درک می‌کند و می‌تواند در این باره قضاوت کند. «شاید یهودی‌های اسرائیل هم دارن مثل بچه‌های کتک خورده، رنج‌هایی که چندین نسل تحمل کردن رو به یه گروه دیگه از آدما تحمیل می‌کنن. اما اگه آدم‌هایی که امروز دارن آزار می‌بینن هم بخوان فردا آدم‌های دیگه رو آزار و اذیت کنن، اون وقت این مشکل حالا حالاها حل نمی‌شه.» (ص69).

منابع:
-بیرانوند، شیوا (1389). نقش کمیک استریپ در رشد و خلاقیت کودکان. کتاب ماه کودک و نوجوان، مرداد 89، ص80-85.
-خلیفی، عادله (1394). همایش بین‌المللی ترویج زبان و ادب فارسی. شهریور94. دانشگاه محقق اردبیلی.
-دولیل، گی (1400) سرزمین مقدس. عاطفه، احمدی. چاپ چهارم. تهران: اطراف.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...