گریفین مشغول تحصیل در رشته فیزیک است. وسیلهای کشف کرده است که با آن همه بافتها و حتی یاختههای زنده را شفاف میگرداند... به عنوان عامل سرقتی که واقعاً مرتکب شده است شناخته میشود، ناگزیر پا به فرار میگذارد و هماندم به نامرئی بودن خودش متوسل میشود... کِمپ از وی میترسد و چون از طرز رفتارش دلخور شده است، پنهانی او را لو میدهد.
...
کارش را با سفری به سال 701-802 میلادی آغاز میکند. در جریان هزاران سال، آب و هوای منطقه لندن معتدل شده است... مرد و زن و بچه روزهای خودشان را به بازی و تفریح سر میکنند، زیرا که به ظاهر دیگر احتیاجی به کار کردن ندارند... «هنگامی که هوش و نیرو از میان برود حقشناسی و محبت متقابل، همچنان در قلب انسان زنده خواهد ماند» یگانه چیزهاییاند که کاوشگر زمان برای دوستان خود به جای میگذارد.
...
شبی، نزدیک نیمهشب، ابری از گاز گداخته در پیرامون سیاره مریخ دیده میشود و همین پدیده نُه شبِ پیاپی تکرار میشود. چند روز بعد، ستاره دنبالهداری در لندن فرود میآید... هیئتی از زمینیان، که از شخصیتهای برجسته تشکیل یافته است و پیشاپیش آنها پرچم سفیدی حمل میشود، برای گشودن باب مذاکره با مریخیها فرستاده میشود... خوف و وحشت بر همهجا حکمفرماست. ساکنین شهر دیوانهوار میگریزند، برخی سعی میکنند تا خودشان را به شمال برسانند.
...
در حال بارگزاری ...
جلد سوم از جایی آغاز میشود که دو بحث قبلی به سیاست میرسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمیشود و به سیاست ختم نمیشود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز میکند و به محدودیت قدرت انسان میرسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامهریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیونها انسان است... آیا انسان میتواند جامعه را بهطور عقلانی و از بالا طراحی کند؟
...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام میتواند بر پایهی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچکس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسانهاست که برای ادارهی زندگی اجتماعیشان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت میگیرد
...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمانها شکست خوردهاند یا نه.پرسش عمیقتر این است:
انسان پس از شکست آرمانها چگونه میتواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمیگزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب میکند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد
...
گویی انسانها ترمزِ خود را از دست دادهاند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه میخواهند فاشیست باشند؛ یعنی میخواهند نفرت، محورِ زندگیشان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بیعدالتیهایی که ما را احاطه کردهاند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادیهایش
...
انسانها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی میکنند و همین احساسات، حتی در آگاهترین افراد، تصمیمهای مالی را شکل میدهد. از این منظر، «روانشناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل بهجای ارائه نسخههای مستقیم یا توصیههای دستوری، تجربه زندگی سرمایهگذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت میکند و از دل این داستانها روایت خود را برمیسازد و بحث را به پیش میراند
...








