ترجمه بهاره گلپرور | ایبنا


وبسایت راشابیاند در بررسی المان‌های کتاب‌محور، برخی از مجسمه‌های کتابی در شهرهای روسیه را تصویر کرده است:

مجسمه مرد نامرئی!
این بنای یادبود برای ادای احترام به محبوب‌ترین شخصیت رمان «مرد نامرئی» نوشته هربرت جی ولز، رمان‌نویس انگلیسی در ژانر علمی - تخیلی است. این بنای تاریخی سال 1999 همزمان با جشنواره «قهرمانان فرهنگی قرن بیست و یکم» در شهر یکاترینبورگ نصب شد و نزدیک کتابخانه وی، «بلینسکی» قرار دارد.

مجسمه مرد نامرئی

بینی سرگرد کوالیوف
این بنای یادبود شخصیت معروف داستان «بینی»[Hoc] نیکولای گوگول است که سال 1995 بر دیواری از خیابان واسنفسکی سن پترزبورگ نصب شد. اگرچه حدود 222 پوند‌(100 کیلوگرم) وزن دارد، اما هفت سال بعد به سرقت رفت. مجسمه‌سازان جایگزینی ساختند، اما در نهایت مجسمه اصلی پیدا شد و به جایگاه واقعی خود بازگشت.

مجسمه دماغ بینی»[Hoc] نیکولای گوگول

شخصیت‌های جادوگر شهر اُز
مجموعه کاملی از بناهای تاریخی وجود دارد که به مجموعه داستان‌های ال. فرانک باوم، نویسنده کودک و نویسنده داستان «جادوگر شهر اُز» [The Wizard of oz] اختصاص داده شده است. این مجسمه‌ها در محوطه‌ای در مرکز شهر سن پترزبورگ در خیابان پراودی قرار گرفته‌اند.

مجسمه جادوگر شهر اُز» [The Wizard of oz]

مجسمه جادوگر شهر از» [The Wizard of oz]

مجسمه «بارون مونکهاوزِن»
روس‌ها برای شخصیت رودولف اریش راسپه، نویسنده آلمانی احترام زیادی قائل هستند، از این رو افتتاحیه تشریفاتی مجسمه بارون مونکهاوزِن، یکی از شخصیت‌های داستانی او در سال 2004 توجه زیادی را به خود جلب کرد. بسیاری از مردم برای خوشامدگویی به این مجسمه، لباس‌های قرن نوزدهمی پوشیدند و اولگ یانکوفسکی که نقش مونکهاوزن را در فیلم اقتباسی این کتاب بازی کرد، سخنرانی افتتاحیه را ایراد کرد.
داستان کتاب «ماجراهای حیرت‌انگیز بارون فون مونهاوزن» [The Adventures of Baron Munchausen] درباره اشراف‌زاده‌ای آلمانی است؛ پیرمردی که مدعی است ۲۰۰ سال سن دارد و در جنگ‌ها و سفرهای زمینی، دریایی و حتی فضایی! زیادی شرکت داشته است.

ماجراهای حیرت‌انگیز بارون فون مونهاوزن» [The Adventures of Baron Munchausen]

شرلوک‌هلمز و دکتر واتسون
اگر برای قدم زدن به خاکریز Smolenskaya در مسکو بروید، ممکن است با شخصیت‌های افسانه‌ای سر آرتور کانن‌دویل روبه‌رو شوید که درست در کنار سفارت بریتانیا ایستاده‌اند. این شخصیت‌ها براساس تصویر واسیلی لیوانوف و ویتالی سولومین، بازیگران نقش هلمز و واتسون در سریال تلویزیونی روسی ساخته شده‌اند.

مجسمه شرلوک‌هلمز و دکتر واتسون

مجسمه شرلوک‌هلمز و دکتر واتسون

مجسمه اوستاپ بِندر
کتاب‌های طنز «دوازده صندلی» و «گوساله طلایی کوچک» نوشته ایلف و پتروف نویسندگان شوروی جایگاه ویژه‌ای در آگاهی ادبی روسیه دارد. در مجموع، در سراسر کشور 10 بنای یادبود برای اوستاپ بندر [Ostap Bender]، جذاب ترین شیاد و شخصیت داستان «دوازده صندلی» وجود دارد. این مجسمه در بلوار گاگارینا، پیاتیگورسک نصب شده است.

مجسمه اوستاپ بِندر

کوچه‌ای با شخصیت‌های داستانی چخوف
چند سال پیش، وزیر فرهنگ یوژنو ساخالینسک از ساکنان پرسید که کدام یک از شخصیت‌های ادبی باید به مجسمه تبدیل شوند. مردم این شهر شخصیت‌های جاودانه آنتون چخوف را انتخاب کردند که از ساخالینک دیدن کرد و گزارشی غیرداستانی از آن نوشت. اکنون شخصیت‌هایی از «مردی در قاب»، «چاق و لاغر» و «بانو با سگ کوچولو» در یکی از میدان‌های این شهر نزدیک یک مرکز فرهنگی محلی به نام نویسنده، ایستاده‌اند.

مجسمه های داستانی های چخوف بانو و سگ

مجسمه های داستانی های چخوف چاق و لاغر

مجسمه های داستان های چخوف

بنای یادبود دن کیشوت
این بنای تاریخی مدرن به نام «شوالیه خطاکار» در پارک هنری Muzeon، بزرگ‌ترین پارک روباز در نوع خود در مسکو واقع شده است. اومسک و یاروسلاول همچنین مجسمه‌هایی از شخصیت مشهور جهانی میگل دو سروانتس، نویسنده اسپانیایی دارند.

یادبود دن کیشوت در مسکو

شخصیت‌های مرشد و مارگاریتا
مجسمه گربه بهموت، کوروویف و وولند که در رمان «مرشد و مارگاریتا» اثر مخائیل بولگاکف آمده‌اند در یکی از محوطه‌های شهر مسکو نصب شده‌اند.

شخصیت‌های مرشد و مارگاریتا

گربه بهموت مرشد و مارگاریتا مجسمه

گالیور در سن پترزبورگ
«سفرهای گالیور» نام داستانی تخیلی از جاناتان سویفت است که شخصیت این داستان یکی از محله‌های شهر سن‌پترزبورگ را زینت می‌دهد. این مجسمه برگرفته از روح رمان گالیور به تصویر کشیده شده و از پیکره‌های متعدد شخصیت گالیور تشکیل شده است.

گالیور در سن پترزبورگ

مجسمه گالیور در سن پترزبورگ
 

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...