بر مبنای یک نظرسنجی «مرشد و مارگاریتا» شاهکار میخاییل بولگاکوف به عنوان محبوب‌ترین اثر ادبی روس‌ها انتخاب شد.

به گزارش ایبنا به نقل راشا اینفوسنتر، بر مبنای یک نظرسنجی که اخیرا در روسیه انجام شده، مردم از مرشد و مارگریتا به عنوان محبوب‌ترین اثر ادبی‌شان نام بردند.

در این نظرسنجی «جنگ و صلح» اثر لئو تولستوی در مقام دوم و «جنایات و مکافات» اثر فئودور داستایوفسکی در رتبه سوم قرار گرفتند. در این نظرسنجی آثار کلاسیک دیگری چون «اوژن اونیگین»، «ارواح مرده»، «قهرمان عصر ما» و «
آنا کارنینا» در کنار آثار متاخرتری چون «دکتر ژیواگو»، «لولیتا»، «سربازان خوب»، «سه مرد در یک قایق» و «رابینسون کروزوئه» جای گرفته‌اند.

این نظرسنجی از سوی موسسه «سوپر جاب» در میان 3 هزار نفر از مردم روسیه در مناطق مختلف این کشور انجام شد و از این میان 16 درصد مرشد و مارگریتا را برگزیدند. این در حالی است که 7 درصد به جنگ و صلح و 3 درصد به جنایات و مکافات رای دادند.

22 درصد از مردم شرکت کننده در این نظرسنجی نیز حاضر نشدند تا از کتاب خاصی نام ببرند چون اعتقاد داشتند که در این دنیا آنقدر کتاب خوب وجود دارد که نمی‌شود از آن میان یکی را برگزید.

هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...