انتشارات امیرکبیر در دور جدید تجدید چاپ آثار خود، تعدادی از داستان‌ها و رمان‌های خارجی را با طرح جلد جدید در قالب «رمان‌های بزرگ دنیا» روانه بازار کرد.

به گزارش مهر، انتشارات امیرکبیر مدتی است فرایند بازنگری در طراحی و تجدید چاپ مهم‌ترین آثار ادبی و داستانی خود را در دستور کار قرار داده است. در این طرح، علاوه بر طراحی جلد جدید، صفحه‌آرایی کتاب هم مورد تجدیدنظر قرار می‌گیرد تا آثار با هندسه جدیدی از نظر بصری راهی بازار شوند.

در آخرین روزهای بهمن‌ماه تعدادی از آثار با طرح جلد و صفحه‌آرایی جدید روانه بازار نشر شدند. پیرمرد و دریا (اثر ارنست همینگوی با ترجمه نازی عظیما)، شاهزاده و گدا و "ماجراهای هاکلبری فین" (اثر مارک تواین با ترجمه محمد قاضی و هوشنگ پیرنظر)، فونتامارا و دانه زیر برف (اثر اینیاتسیو سیلونه با ترجمه منوچهر آتشی و مهدی سحابی)، کشتن مرغ مقلد (اثر هارپر لی با ترجمه فخرالدین میرزمانی)، پاییز پدرسالار و صدسال تنهایی (اثر گابریل گارسیا مارکز با ترجمه حسین مهری و بهمن فرزانه)، مادام بواری (اثر گوستاو فلوبر با ترجمه مشفق همدانی)، جزیره پنگوئن‌ها (اثر آناتول فرانس با ترجمه محمد قاضی)، پاپیون و بانکو (اثر هانری شاریر با ترجمه پرویز نقیبی و فریدون سالکی) و عقاید یک دلقک (اثر هاینریش بل و ترجمه شریف لنکرانی) از جمله آثاری هستند که با طراحی و کتاب‌سازی جدید روانه بازار شده‌اند.

همچنین رمان‌های ابله، یادداشت‌های زیرزمینی و برادران کارامازوف (فئودور داستایوسکیمرشد و مارگاریتا (میخائیل بولگاکفجین ایر (شارلوت برونتهسرگذشت دیوید کاپرفیلد و داستان دو شهر (چارلز دیکنز بر باد رفته (مارگارت میچللبۀ تیغ (سامرست موآمنان و شراب (اینیاتسیو سیلونه) و بینوایان (ویکتور هوگو) هم از دیگر آثاری هستند که در روزهای آینده با طراح جلد و صفحه‌آرایی جدید راهی بازار نشر خواهند شد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...