• 23 اسفند 1384

    اینیاتسیو-سیلونه

    زلزله بخش عمده‌ای از زادگاه سیلونه را ویران کرد تا او پدر و مادر و خانه‌اش را از دست بدهد... تحصیلات دبیرستانی خود را در مدرسه‌های خصوصی و زیر نظر کشیش‌ها گذرانده بود. ترک تحصیل کرد و به صحنه پرآشوب فعالیت‌های سیاسی پا گذاشت... نخستین نوشته‌های سیلونه مقالاتی بود که برای روزنامه ارگان حزب سوسیالیست ایتالیا نوشت تا سوءاستفاده‌ها و تخلفات مقامات دولتی مأمور بازسازی مناطق زلزله‌زده زادگاهش را افشا کند... رهبری سازمان مخفی حزب را پذیرفت. ...

Loading
در گوشه‌ای وحشی و فلاکت‌بار از ناحیه آبروتسی، چند خانواده از دیرباز صاحب زمین‌اند که یگانه شکل ثروت است. این خانواده‌ها از راه خشونت و ریا و با همکاری حکومتهای پی در پی، طی قرون و اعصار، استیلای خود را بر کشاورزان فقیر، یعنی «کافونی»ها که طبقه‌ای جدا را تشکیل می‌دهند، حفظ کرده‌اند. ...
در تماس با مردان خاک خود و دختر جوانی به نام کریستینا که می‌خواهد راهبه شود، در می‌یابد که اعتقادش به انقلاب به دلیل وفاداری به جوهر اخلاقی مسیحیت است... به دیدن استاد قدیم خود دون بندتو، انسان‌دوست پیر و مسیحی آشتی‌ناپذیر می‌رود، سپس با دانشجوی فقیری به نام مورچا آشنا می‌شود، و سرانجام دوست و راهنمای کارگران و روستاییان و گروه کوچکی از جوانان می‌شود که در جستجوی آرمانهای اصیل‌اند. ...
اولین حرکت او عصیان بوده است و دومین حرکت ترحم... مالکی روستایی سگ خود را به سوی دخترک خیاطی کیش می‌دهد و سگ در میدان جلوی کلیسا دخترک را در برابر چشمان شاهدانی که جرئت نمی‌کنند از او حمایت کنند، پاره پاره می‌کند... همه چیزهایی را که در مدرسه و در کتاب شرعیات به او می‌آموزند، با مقیاس این حادثه مبتذل اندازه‌گیری می‌کند. ...
دو امریکایی، به منظور بررسی علمی درباره دیکتاتورها، به اروپا می‌آیند تا رژیمی خودکامه را در ایالات متحد امریکا مستقر کنند... در حین توقف در شهر زوریخ، با یک پناهنده سیاسی و ضد فاشیست ایتالیایی برخورد می‌کنند که به تومازو لاابالی معروف است. تجربه این شخص به نظرشان جالب می‌آید، و هر سه روزها درباره هنر سیاست به بحث می‌نشینند. ...
یک جوان روشنفکر ایتالیایی به نام پیترو اسپیرا از خاندان مشهور آبروتسی، سعی در مخالفت با فاشیسم دارد. پس از اینکه مدتها در زیرزمینی پنهان می‌شود، ناگزیر از رفتن و مخفی شدن در روستای موطن خود می‌گردد. اما اندک زمانی بعد، به سبب احساس خطر، دوباره فرار می‌کند. ...
در حال بارگزاری ...
راسکلنیکوف بر اساس جان‌مایه‌ای از فلسفه هگل دست به جنایت می‌زند... انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: نخست انسان‌های عادی که می‌بایست مطیع باشند و حق تجاوز از قانون را ندارند و دوم انسان‌های که او آن را «مافوق بشر» یا غیرعادی می‌نامد و اینان مجازند که برای تحقق اهداف والای خود از قانون عدول کنند... به زعم او همه‌ی قانون‌گذاران و بنیان‌گذاران «اصول انسانیت» به نوعی متجاوز و خونریز بوده‌اند؛ ناپلئون، سولن و محمد را که از او تحت عنوان «پیامبر شمشیر» یاد می‌کند از جمله این افراد استثنایی می‌‌داند ...
انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...