جلد دوم «مکاتبات شاه و جناب آقا» به کوشش حوریه سعیدی توسط نشر تاریخ ایران منتشر شد.

جلد دوم مکاتبات شاه و جناب آقا حوریه سعیدی

به گزارش کتاب نیوز، جلد اول این مجموعه پیش از این با عنوان «شاه و جناب آقا: مکاتبات ناصرالدین شاه و میرزا یوسف مستوفی‌الممالک» و در 128 صفحه منتشر شده بود.

حوریه سعیدی (1337- ) دارای مدرک فوق لیسانس رشته تاریخ از دانشگاه تهران با گرایش تاریخ معاصر ایران – دوره مشروطه است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:
کتاب پیش رو جلد دوم از مجموعه نامه‌ها و  دستخط‌هایی است که میان ناصرالدین‌شاه و میرزایوسف مستوفی‌الممالک، صدراعظم و به عبارت درست‌تر، شخصیت حکومتی مورد علاقه و توجه وی مبادله شده بود. کتاب اول که شامل 144 نامه-دستخط است؛ تنوعی از موضوعات حکومتی و تبادل گفتگو و نظر بین شاه و برخی از درباریان را شامل می‌شود. مجموعه حاضر شامل 242 تعداد نامه، عریضه، دستخط‌های مبادله شده بین ناصرالدین شاه و میرزایوسف مستوفی‌الممالک (جناب آقا) بوده که در میان آنها تعدادی نیز عریضه و یا دستخط با خطاب غیر از مستوفی نیز دیده می‌شود.

«مکاتبات شاه و جناب آقا» نوشته حوریه سعیدی در 284صفحه و با قیمت 80هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان تاریخ قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...