کتاب «فلسفه سیاسی آیزایا برلین» [Isaiah Berlin] نوشته جان گری [John Gray] با ترجمه خشایار دیهیمی توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شد.

فلسفه سیاسی آیزایا برلین» [Isaiah Berlin] نوشته جان گری [John Gray

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «کتابخانه فلسفه سیاسی» است که این‌ناشر منتشر می‌کند و پیش‌تر کتاب‌های «فلسفه سیاسی هانا آرنت» نوشته لی بردشا و «فلسفه سیاسی فون هایِک» نوشته جان گری با ترجمه همین‌مترجم در قالب آن منتشر شده‌اند.

نسخه اصلی این‌کتاب سال ۱۹۹۶ توسط انتشارات دانشگاه پرینستون منتشر شده و جان گری در آن، در پی تشریح آرا و عقاید آیزایا برلین فیلسوف و نظریه‌پرداز سیاسی انگلیسی است که سال ۱۹۰۹ متولد شد و سال ۱۹۹۷ درگذشت. او از فیلسوفان سیاسی و مهاجران اندیشمند قرن بیستم است که از روسیه به انگلستان رفت و تجربیاتش از ضربه‌های دردناک سیاسی و رژیم‌های توتالیتر، دست اول و مستقیم بود. این‌تجربیات و حضورش در انگلستان، باعث شکل‌گیری نظریات سیاسی او شد اما میراث غیرانگلیسی برلین، شور آتشین و درک تراژیک از زندگی انسان است.

برلین در نوشته‌ها و مواضع خود، با اصول بنیادی سنت فکری غرب در تضاد و دشمنی است و لیبرالیسمی که در پی آن است، مبارزه‌جو و متمایز از لیبرالیسم متداول غربی است. جان گری در کتابی که برای معرفی این‌فیلسوف نوشته، بر این‌مساله تاکید دارد که پلورالیسم ارزشی، به عنوان اندیشه واحد و بنیادین و نیروی حیاتی همه آثار آیزایا برلین است. گری می‌گوید چنین نگاهی در فلسفه سیاسی برلین، باعث شده که تصور جامعه کاملی که در آن همه آرمان‌ها و خیرهای اصیل به دست می‌آید، نه تنها آرمان‌شهری بلکه ذاتا متناقض باشد.

گری در توضیح بیشتر و تشریح عقاید برلین، می‌گوید لیبرالیسم او، رواقی و تراژیک است و کشمش و تضاد را بین ارزش‌های رقیب اجتناب‌ناپذیر می‌داند. همچنین خسارت‌های ناشی از آن را هم جبران‌ناپذیر می‌شمارد. گری در این‌کتاب از وقایع و حوادث زندگی برلین،‌ فقط تا حدی یاد کرده که به اندیشه و فلسفه او ارتباط پیدا می‌کنند.

این‌کتاب ۶ فصل اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «اندیشه آزادی»، «پلورالیسم»، «تاریخ»، «ناسیونالیسم»، «رمانتیسم و ضد روشنفکری» و «لیبرالیسم آگونیستی».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

خود برلین پلورالیسم ارزشی‌اش را در نویسندگانی چون ماکیاولّی، مونتسکیو، ویکو و هردر بازجسته و تشخیص داده است که یا به صورت آموزه‌ای آشکار در آثارشان عیان شده است، یا در غیر این‌صورت پیش‌فرض بیان‌نشده اندیشه‌شان بوده است. حال این سوال پیش می‌آید که آیا این‌آموزه، به آن شکلی که در آثار برلین می‌یابیم، آموزه‌ای اصیل و ابتکاری است یا نه. اینکه در زندگی اخلاقی ما باید بدون کمک اصلی فراگیر ارزشها را با هم متعادل کنیم نظر و نگرش شهودگرایان اخلاقیی نظیر راس و رشدال بود که آثارشان در دهه بیست در آکسفورد، زمانی که برلین دانشجوی آنجا بود، خوانده می‌شد. اما در آثار برلین هیچ مفهوم شهودگرایانه با جنبه اخلاقی نیست که تضادهای میان ارزشهای توافق‌ناپذیر را بتوان به‌نحوی با آن آشتی داد، و در مقابل، در آثار شهودگرایان هم هیچ التفاتی به توافق‌ناپذیری خیرهایی که با صورتهای کلی زندگی همراهند دیده نمی‌شود.

این‌کتاب با ۲۴۵ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...