«ابرتروریسم» نوشته محمدجواد امیدوارنیا به همراه «تاریخ‌سازان بریتانیا» نوشته جنی مورِی با ترجمه پرتو شریعتمداری منتشر شد.

به‌ گزارش ایسنا، کتاب «اَبَرتروریسم» نوشته محمدجواد امیدوارنیا با عنوان فرعی «گسترش ویروس تروریسم در قرن بیست‌ویکم» در شش فصل «تروریسم»، «فرقه‌ها»، «فرقه‌ها در چین»، «گروه‌های زیرزمینی»، «امنیت غیرسنتی»، «تدابیر کشورها برای مقابله با تروریسم» و «چاره‌اندیشی در برابر تروریسم» در ۱۶۰ صفحه با شمارگان ۷۰۰ نسخه و قیمت ۲۰ هزار تومان توسط انتشارات جهان کتاب منتشر شده است.

نوشته پشت‌جلد کتاب: در آینده تروریست‌ها در عملیات خود از فناوری‌های جدیدتری بهره خواهند برد. بنابراین، دنیا با تهدیدهای تروریستی بی‌سابقه‌ای روبه‌روست که هوشیاری و آمادگی سطح بالایی را می‌طلبد.

اگرچه هنوز بیشتر تروریست‌ها از روش‌های معمول استفاده می‌کنند، اما از سال ۱۹۹۵ پس از حمله تروریستی با گاز سمی به مترو توکیو و سپس در سال ۲۰۰۱ با حمله بی‌سابقه به برج‌های تجارت جهانی در نیویورک مشخص شد که تروریست‌ها حتی بدون دسترسی به سلاح هسته‌ای نیز می‌توانند به کشتارهای وسیع مبادرت ورزند.

کاربرد ابزار کشتار جمعی در عملیات تروریستی «اَبَرتروریسم» نام گرفته است...

همچنین «تاریخ‌سازان بریتانیا» نوشته جنی مورِی با ترجمه پرتو شریعتمداری، با عنوان فرعی «سیمای هشت زن»، در ۱۳۶ صفحه با شمارگان ۷۰۰ نسخه و قیمت ۱۸ هزار تومان در نشر یادشده منتشر شده است.

در این کتاب این چهره‌ها معرفی شده‌اند: مری ولستون کرافت، ایدا لاولیس، میلیسنت گارت فاست، املین پانکهرست،کنستانس مارک‌ویچ، نانسی استور، مارگارت تاچر و نیکلا استرجن.

نوشته پشت‌جلد کتاب: تامس کارلایل، فیلسوف و تاریخ‌دان اسکاتلندی، گفته بود: «تاریخ جهان چیزی نیست مگر سرگذشت مردان بزرگ». موری که خود در طول عمر حرفه‌ای‌اش با شماری از تاثیرگذارترین زنان تاریخ معاصر بریتانیا به گفت‌وگو نشسته‌ است نمی‌خواهد زنان و مردان جوان با این تفکر کلیشه‌ای و به گفته او منسوخ پرورش یابند و برای زنان در تاریخ و میراث زندگی انسان سهمی جز فرزندآوری و خانه‌داری قائل نباشند. از این رو سخن کارلایل را به چالش گرفته و با پژوهش درباره زندگی زنانی که از دیرباز تا کنون، هر یک به‌گونه‌ای در جامعه خود پیشگام، تحول‌آفرین و جریان‌ساز بوده‌اند سرگذشت آن‌ها را به زبانی ساده و شیوا بازگو کرده‌ است.

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...