جلد دوم کتاب «یا این یا آن» [Either/or : a fragment of life] اثر سورن کیرکگور [Søren Kierkegaard] به همت صالح نجفی ترجمه و از سوی نشر مرکز منتشر شد. کوششی برای متقاعد کردن اینکه نگاه به زندگی از منظر اخلاق، یعنی با پذیرفتن مسئولیت و تعهد، سرشار و کام‌بخش‌تر خواهد بود.

«یا این یا آن» [Either/or : a fragment of life] نوشته سورن کیرکگور [Søren Kierkegaard]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جلد دوم کتاب «یا این یا آن» اثر سورن کیرکگور به همت صالح نجفی ترجمه و از سوی نشر مرکز در 364 صفحه و با شمارگان 1600 نسخه با قیمت 119500 تومان منتشر شد.

کتاب با مقدمه مترجم و نیز پیشگفتاری از آلستر هنی آغاز می‌شود. در ادامه کتاب «یا این/ یا آن- پاره‌ای از زندگی» عنوان؛ بخش دوم- حاوی اوراق B/ نامه‌هایی به A ، در قالب 4 فصل؛ «اعتبار زیباشناختی ازدواج»، «توازن وجه زیباشناختی و وجه اخلاقی زندگی در رشد شخصیت»، «اتمام حجت(ختم سخن)«، «مایه علو نهفته در این اندیشه که نزد خدا ما همیشه گناهکاریم» ادامه می‌یابد.
مترجم فارسی زبان در مقدمه خود با اشاره به مقدمه آلستر هنی آورده است: «مقاله هنی به ترسیم تصویری جامع از پروژه فکری و (پاد) فلسفی نابغه دانمارکی یاری می‌رساند. علاوه بر این، یکی از مشهورترین روزنگارهای کیرکگور را هم ترجمه کرده و در دیباچه کتاب آورده‌ام که می‌توان گفت حاوی نطفه یا این یا آن است.»

هنی در مقدمه خود کتاب را چنین توصیف می‌کند: «زمانی به رشته تحریر درآمده بود که هنوز مفهوم «جهش» به زاویه دید ویژه مسیحی در نوشته‌های کیرکگور تبلور نیافته بود. انگیزه نگارش کتاب احتمالاً ترکیبی از دو چیز بود: انتخاب سرنوشت ساز کیرکگور در زندگی شخصی‌اش با به هم زدن نامزدی‌اش و مواجه شدنش با فلسفه ویلهلم یوزف شلینگ که کیرکگور در کلاس‌های درسش در برلین شرکت کرده بود و کوشیده بود از آنها پاسخی فلسفی به دستگاه فکری هگل و مکتب فلسفی منسوب به او بیرون کشد. شلینگ (در سخنرانی‌هایی که پس از مرگش با عنوان فلسفه وحی و فلسفه اساطیر انتشار یافت) واقعیت (یا فعلیت) را فعل مختار خدایی متشخص معرفی می‌کرد و نه محصول ضرورتی تاریخی یا روحی. کیرکگور که در آغاز بر سر ذوق آمده بود خیلی زود متوجه شد فلسفه شلینگ آن نقد ریشه‌ای موعودی از فلسفه هگل نیست که او توقع دارد. آنچه نیاز بود «دشنه کوچک دودمی» بود که بتواند با آن کل واقعیت را «از دم تیغ بگذراند»: «یا این یا آن».»

هنی در جایی دیگر از این مقدمه می‌نویسد: «کتاب کلاسیک کیرکگور با وفا کردن به عنوان خود انتخاب‌های بسیاری را در کوره راهی که خواننده بالقوه‌اش می‌پیماید پیش رویش می‌گذارد و تقریباً به همان اندازه وسوسه‌های بسیار-انتخاب‌ها و وسوسه‌های بسیار برای تفسیر این متن که در اینجا اشاره به آنها خواهد رفت. البته انتخاب‌ها و وسوسه‌های عملی هم برای بررسی وجود دارد، اولین آنها را خود اندازه کتاب مطرح می‌کند: آیا واقعاً لزومی دارد کل این کتاب را بخوانم؟ قالب دو جلدی پذیرفته شده کتاب جوابی کمابیش حاضر و آماده به این سوال می‌دهد و انتخابی مقدم پیش پایمان می‌نهد: آیا لازم است هر دو جلد را بخرم؟»

در جایی دیگر نیز آورده است: «با این همه هرقدر هم ارائه دیدگاه‌ها در یا این یا آن ریشه‌ای باشد، باز براحتی می‌توان دید که این اثر خصلت گفتگویی دارد. بخش اول حاوی برهان‌های ضمنی در رد دیدگاه اخلاقی به زندگی است، برهان‌هایی که خود در بخش دوم ابطال می‌شوند. در بخش دوم برهان‌هایی هم در قالب ایرادهایی به آرمان‌های اخلاقی هست که ویلیام یادش می‌آید از دوست جوانش شنیده است و می‌کوشد به آنها جواب دهد. به علاوه، دو قسمت اصلی بخش دوم را دشوار بتوان چیزی به غیر از بحث و استدلالی پیگیر به نفع دیدگاهی اخلاقی به زندگی خواند، بحثی که با برهان‌هایی در رد دیدگاه زیباشناختی به زندگی نافذتر می‌گردد. پس از دو حالت خارج نیست: یا مقدار زیادی ترفند و اقناع غیرمستقیم در کار است و بعید است تبلیغ خوبی دست‌کم برای دیدگاهی از قرار معلوم اخلاقی به زندگی باشد، یا قرائت ناظر به انتخاب ریشه‌ای اشتباه است.»

در فصل توازن وجه زیباشناختی و وجه اخلاقی زندگی می‌خوانید: «از زاویه دیدی نظری، کار تو با جهان تمام است؛ متتناهی نمی‌تواند در تفکر تو زنده بماند؛ از زاویه دیدی عملی، نیز، کار تو با آن اندازه‌ای تمام است- یعنی به مفهوم زیباشناختی، با این همه، تو دیدگاه منسجمی درباره زندگی نداری. چیزی داری که شبیه نظر یا دیدگاه است و این به زندگی تو آرامشی می‌بخشد که، البته، نباید آن را با اطمینانی محکم و حیاتبخش به زندگی اشتباه گرفت. تو آرامش داری اما فقط در قیاس با شخصی که هنوز در پی اوهام و اشباح کام‌جویی است، گریزان از فقر در میان دریا، در میان خارا، در میان آتش، تا انجا که پای کاام‌جویی در میان است، تو غروری سراپا اشرافی داری. و این کاملاً برازنده است زیرا، از هر چه بگذریم، کار تو با جهان متناهی در مجموع تمام است.»

در پشت جلد کتاب نیز می‌خوانید: «یا آن مجلد دوم شاهکار سورن کیرکگور است. نویسنده‌اش با نام مستعار B معرفی می‌شود، آقای قاضی متاهلی که در نامه‌های بلندی که به A، نام مستعار نویسنده جوان و زیبایی دوست مجلد اول، می‌نویسد می‌کوشد او را متقاعد کند که اگر به زندگی از منظر اخلاق، یعنی با پذیرفتن مسئولیت و تعهد، بنگرد زندگی‌اش سرشارتر و کامبخش‌تر خواهد شد. A خود را وقف میل به تفریح و تفنن هنری کرده است و آقای قاضی معتقد است انسجامی که زندگی زناشویی به آدمی می‌بخشد شادی و شعفی افزون بر اغواپیشگی محض می‌آورد، هرچند کشف این طرب دیرپاتر شکیبایی و پایبندی می‌طلبد.

قاضی به دوست جوانش یادآور می‌شود که فهم مشترک ما از ماجراهای عاشقانه به لطف آفریده‌های هنری شکل می‌گیرد که غایت‌شان انبساط خاطری است که درست در لحظه‌ای که پای در گل و لای زندگی هرروزه می‌گذاریم از کف می‌رود و جا به ملال می‌سپارد. قاضی معتقد است اگر A زندگی اخلاقی پیشه کند می‌تواند جان خویش را نجات دهد. حل معما در تذکار این حقیقت است که گرچه زندگی ارزش زیباشناختی دارد جنبه داوری اخلاقی هم دارد. A با غفلت از ارزش‌های خموش و ملال‌انگیز رشد و امنیت و عشق مبتنی بر ازخودگذشتن به روح خویش آسیب می‌رساند.»

این مجلد افزون بر تأمل در باب پرسش‌هایی فلسفی چون رابطه جزئی و کلی، قاعده و استثنا، انتخاب و آزادی، لذت و سعادت، حاوی خطبه‌ای کم نظیر درباره نسبت احساس گناه و پذیرش مسئولیت و نطفه شق سومی از زندگی است که با جهش ایمانی ممکن می‌شود، ترازی از هستی انسانی که کیرکگور در ترس و ارز آن را می‌کاود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...