کتاب «پرتوی از شگفتی‌ها و اعجازهای علمی و بلاغی قرآن» نوشته «لبیب بیضون» با ترجمه حسن عبداللهی به تازگی توسط نشر زمزم هدایت قم منتشر شد. این کتاب بخشی از اعجازهای نهفته در آیه‌های قرآن را بررسی و معرفی می‌کند.
به گزارش ایبنا، لبیب بیضون، نویسنده سوری،‌ کتاب «الاعجاز العددی فی‌القرآن الکریم» را به قلم تحریر درآورده است و حسن عبداللهی با همکاری محمدعلی احمدیان، آن را ترجمه کرده‌اند.

مترجم در مقدمه این کتاب توضیح می‌دهد که کتاب اصلی، شامل شش فصل است و فصل نهایی آن به اعجاز عددی قرآن مربوط می‌شود اما در ترجمه، به دلیل مناقشاتی که در این موضوع وجود دارد، این فصل حذف شده و به همین دلیل نام کتاب در ترجمه تغییر یافته است.

کتاب «پرتوی از شگفتی‌ها و اعجازهای علمی و بلاغی قرآن» با ارایه اطلاعات آماری درباره قرآن در فصل نخست، آغاز می‌شود و در چهار فصل، به بررسی و بحث درباره اعجازهای علمی و کلامی قرآن کریم می‌پردازد. اطلاعاتی درباره نام‌های قرآن، ترتیب نزول آیات، جمع‌آوری قرآن و ترتیل و تجوید قرآن در نخستین فصل این کتاب ارایه شده‌اند. الکتاب، المصحف، الذکر و الفرقان برخی نام‌های قرآنند که در فصل نخست کتاب، از آن‌ها یاد شده و معنایشان بیان شده است.

«پرتوهای قرآنی» عنوان دومین فصل این کتاب است که موضوعاتی از جمله فرق بین حمد و شکر، فرق بین رسول و نبی،‌ فرق بین طعام و الطعام و فرق بین سنه و عام و حول، برخی مطالب مطرح شده در آنند.
لبیب بیضون در «فرق بین رحمن و رحیم» چهار تفاوت را برمی‌شمرد و می‌نویسد: «1- خداوند نسبت به همه مخلوقات رحمن است و نسبت به مومنین رحیم،‌2- خداوند در دنیا رحمن است و در آخرت رحیم، 3- رحمانیت در ذات خداست و رحیمیت در آثار او، 4-رحمن صفتی است که فقط مخصوص خداست، در حالیکه رحیم صفتی است که بین او و مخلوقاتش مشترک است.»

«اعجاز بلاغی قرآن» و «اعجاز علمی قرآن» فصل‌های بعدی این کتاب را تشکیل می‌دهند، مطالبی از جمله گواهی برخی بزرگان فرنگ بر عظمت قرآن (از جمله گوستاو لوبون و جویس)، ساختار موسیقی در قرآن و آیاتی از اعجاز و ایجاز قرآن، برخی مطالب فصل سوم را تشکیل می‌دهند. در فصل چهارم کتاب نیز مطالبی از جمله اسراری از جهان گسترده، معجزه دست و انگشتان، آیات و معجزاتی از سوره واقعه به چشم می‌خورند.

در بخش معجزه دست و انگشتان از قول «توماس ادیسون» این‌گونه بیان شده است: «ناخن من امروز افتاد و اهل زمین نمی‌توانند مثل آن را بسازند، هرچند دست به دست یکدیگر دهند،‌ اما خداوند پس از یک ماه مثل آن را برای من می‌سازد.»

چاپ نخست کتاب «پرتوی از شگفتی‌ها و اعجازهای علمی و بلاغی قرآن» با شمارگان 3000 نسخه، 208 صفحه و به بهای 32000 ریال به تازگی از سوی انتشارات زمزم هدایت راهی بازار نشر کشور شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...