کتاب «چند برگ تفسیر قرآن عظیم (شامل پاره‌ای از سوره‌های شعرا و نمل)» به کوشش رضوان مساح و مرتضی موسوی منتشر شد.

چند برگ تفسیر قرآن عظیم (شامل پاره‌ای از سوره‌های شعرا و نمل)» به کوشش رضوان مساح و مرتضی موسوی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «چند برگ تفسیر قرآن عظیم» با پیشگفتاری از بهاء‌الدین خرمشاهی به همت نشر فرزان روز در تیراژ ۵۰۰ نسخه با قیمت ۲۰۰ هزار تومان منتشر و روانه بازار شد.

در کنار برخی از تفسیرهای قدیم قرآن که مصون از حوادث ایام بی‌کم و کاست به دست ما رسیده، انبوهی از پاره تفسیرها یافت شده است که گویا هریک بازمانده دست نوشته‌های کامل از ترجمه، تفسیر و تاویل‌های آیات کتاب خدایند.

در این میان به سال ۱۳۵۱ ش و به با همت انتشارات کتابخانه‌های عامه افغانستان (کابل) باقی مانده از تفسیری کهن منتشر شد که عنوان چند برگ تفسیر قرآن عظیم بر خود گرفت. در پیشانی کتاب پس از مقدمه‌ای دو صفحه‌ای از محمد کریم شیون، با توضیحاتی ده صفحه‌ای و نه چندان ساختارمند از غلامرضا مایل هروی روبه روییم. شاید اگر تمامی این تفسیر هم به دست ما رسیده بود نمی‌توانستیم چندان درباره نویسنده‌اش سخن گوییم چه رسد به اینکه اکنون جز اوراق معدودی از آن را در اختیار ما نیست و چیزی از نام مولف و تاریخ تالیف نمی‌دانیم. اما خوشبختانه آگاهی‌هایی ثبت شده که اگر قراین برون متنی را نیز با آن‌ها یار کنیم، می‌توانیم بر اساس حدس و گمان دست کم فضایی، هرچند مبهم و تیره تار و نه چندان موثق ارائه دهیم.

اینگونه است که نویسنده در این کتاب سعی دارد تا پس از بازنویسی و حروف نگاری دقیق کتاب، برای بازتاب هرچه شبیه‌تر شکل دست نوشت در متن امروزی، آیات قرآن را با قلمی متفاوت و درشت بنویسد و فروافتادگی‌ها و برخی نکات بایسته را در پابرگ‌ها ذکر کند.

تفسیر در ۳ محور انجام شده که مصحح با رعایت آن‌ها توانسته کاری شایسته انجام دهد.

خرمشاهی در پیشگفتار این کتاب آورده است: ساختار روشمندانه این کتاب و تشریح زبان‌شناسانه آن، در عصر جدید و در میان تصحیح‌های علمی، به واقع کم نظیر است. این اثر سزاوار است که هم در رشته علوم قرآنی، هم متن‌پژوهی و هم رشته‌های دیگر زبان شناختی، کتاب درسی دانشگاهی تعیین گردد؛ به ویژه آنکه علاوه بر فهرست‌های چندین گانه، نسخه اصلی کتاب، به صورت نسخه برگردان در پایان کتاب چاپ شده است و ارزش این کتاب را دو چندان ساخته.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...