کتاب «تقلب: اخلاق در زندگی روزمره» [Cheating : ethics in everyday life] نوشته دبورا ال.رود [Deborah L Rhode] با ترجمه مریم تقدیسی توسط انتشارات ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.

«تقلب؛ اخلاق در زندگی روزمره cheating: ethics in everyday life» نوشته دبورا ال. رود Deborah L. Rhode

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب در سال ۲۰۱۸ توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شده است.

دبورا ال. رود نویسنده این‌کتاب، استاد و پروفسور حقوق دانشگاه استنفورد است که سعی کرده در کتاب پیش‌رو، تحلیل‌های موشکافانه‌ای درباره پدیده و مفهوم تقلب ارائه دهد. او با مراجعه به نظرسنجی‌های معتبر به عوامل رواج تقلب در عرصه‌های مختلف اجتماعی پرداخته و راهکارهایی هم برای مقابله با این‌پدیده ارائه داده است. او معتقد است نوع بشر در ابداع انواع و اقسام تقلب واقعا خلاق بوده است.

این‌نویسنده در مقدمه کتابش می‌گوید انتخاب‌شدن دونالد ترامپ به ریاست‌جمهوری آمریکا، یکی از موارد شاخص بی‌اهمیت‌بودن تقلب از نظر آمریکایی‌هاست. چون بوق و کرنای مداوم افشای فریبکاری‌ها، سوءاستفاده‌های غیرقانونی و کلاهبرداری تشکیلات ترامپ در معامله با پیمانکاران تاثیر چندانی در ممانعت از حمایت از او نداشت.

ال. رود اظهار تعجب می‌کند که در فلسفه اخلاق به مساله تقلب توجه چندانی نشده است. او می‌گوید تقلب را نمی‌توان با دروغ مصلحتی مقایسه کرد چون در عرف جامعه، تقلب به هیچ‌صورتی قابل توجیه نیست. ولی ممکن است در برخی موقعیت‌ها از نظر ناظر بی‌طرف از لحاظ اخلاقی قابل توجیه باشد.

کتاب «تقلب» ۹ فصل اصلی دارد که عناوین‌شان به‌ترتیب عبارت است از: «مقدمه»، «تقلب در ورزش»، «تقلب در سازمان‌ها»، «تقلب در مالیات»، «تقلب در محیط‌های آموزشی و سرقت ادبی در زمینه‌های حرفه‌ای»، «نقض حقوق مولفان و مصنفان»، «تقلب در بیمه و وام مسکن»، «تقلب در ازدواج» و «نتیجه‌گیری».

فصل اول کتاب شامل ۴ بخش با این‌عناوین است: تقلب یعنی چه؟، حوزه تقلب، علل تقلب و رفتارهای متقلبانه، راهکارها. فصل دوم هم ۴ بخش با عناوین شگردهای تقلب، دوپینگ، ورزشکاران تیم‌های دانشگاهی، فرصت‌های از دست‌رفته دارد. سومین فصل کتاب ۳ بخش با عناوین شکل‌های تقلب، شرایطی که باعث اشاعه تقلب در سازمان‌ها می‌شود، راهکارهای اصلاحی را در بر می‌گیرد. چهارمین فصل هم ۳ بخش را شامل می‌شود که به‌این‌ترتیب‌اند: ماهیت و فراوانی تقلب، علل تقلب، راهکارها.

فراوانی تقلب، چه‌کسانی تقلب می‌کنند و چرا؟، واکنش‌نشان‌دادن به تقلب‌های دانشجویان و دانش‌آموزان، تقلب در تحقیقات، سرقت ادبی هم عناوین ۵ بخش پنجمین فصل کتاب «تقلب» هستند. در ششمین فصل هم ۳ بخش فراوانی تخلفات، دلایل نقض حقوق مولفان و مصنفان، واکنش به نقض حقوق مولفان و مصنفان درج شده‌اند. هفتمین فصل کتاب که «تقلب در بیمه و وام مسکن» نام دارد، ۷ بخش را با این‌عناوین شامل می‌شود: انواع تقلب، دلایل تقلب، بیمه اتومبیل، کلاهبرداری در زمینه جبران خسارت کارگران، کلاهبرداری در بیمه سلامت، تقلب در وام مسکن، راهکارها.

فراوانی تقلب در ازدواج، دلایل خیانت، پیامدهای خیانت، تقبیح عمومی، مجازات‌های قانونی، مجازات‌های سیاسی هم عناوین هشتم فصل کتاب هستند. نهمین فصل کتاب همان‌طور که دیدیم، «نتیجه‌گیری» نام دارد و ۲ بخش دلایل تقلب و واکنش به تقلب را در بر می‌گیرد.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

هیچ‌یک از دو الگوی هنجاری و اقتصادی نمی‌توانند رفتارهای مالیاتی را به‌طور کامل توجیه کنند. برخی از مردم در پرداخت مالیات تقلب می‌کنند چون معتقدند سیستم مالیاتی ناعادلانه است. به گفته محققانی به نام‌های جوئل اسلِمِرود و یان باکیجا: «تبعیت از هزارتوی مقررات مالیاتی مایوس‌کننده، پرهزینه و پرزحمت است.» پیچیدگی قوانین مالیاتی ایالات متحده به این‌معناست که آمریکایی‌ها در مجموع میزان چشمگیری از زمان و پول خود را صرف پرداختن به امور مالیاتی‌شان می‌کنند: سه‌میلیارد ساعت در سال، و دوازده‌میلیارد دلار در زمینه خدمات و نرم‌افزارهای مالیاتی. آمریکایی‌ها به‌طور متوسط ۲۷ تا ۳۰ ساعت را صرف این‌کار می‌کنند. و چنین زمانی با توجه به زبان اختصاصی و پیچیده آیین‌نامه‌های مالیاتی تعجب‌آور نیست. کیفرخواست اخیر تی.آر.رِید علیه سیستم مالیاتی آمریکا مثال‌های بسیاری در این‌زمینه ارائه می‌کند...

این‌کتاب با ۳۳۵ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۳۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...