از مجموعه مطالعات قرآنی کتاب «طنز مقدس؛ ادبیات انتقادی هنری قرآن کریم» نوشته علی نجفی به همت انتشارات کتاب طه منتشر شد.

طنز مقدس؛ ادبیات انتقادی هنری قرآن کریم علی نجفی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «طنز» به معنی بیهوده‌گی یا سخنان پیش پا افتاده‌ای نیست که خنده و قهقهه‌ای به دنبال خود دارد، بلکه چشم‌اندازی زیبا به قرآن و یکی از فنون «نقد هنری» است که در کنار هنرهایی چون هزل، هجو، لطیفه و کاریکاتور با ظرافت و زیرکی افکار و رفتار ناشایست را «نقد» می‌کند و لبخند نازکی هم بر لب مخاطب هوشمند خود می‌نشاند.

طنز مقدس تلاش می‌کند جنبه‌ای از زبان قرآن و زبان و فرهنگی را که قرآن در آن به اوج رسیده است بشناساند. روش قرآن در برخی آیات برای نقد مخاطبانش استفاده از واژه‌هایی مزاح‌گونه و گاه بیانی رندانه و گزنده است. زمانی دیگر بیانی سخت کوبنده دارد و در پس و پیش کلماتش چنان پوشیده مخالفانش را شرمگین می‌کند یا دوستانش را هشدار می‌دهد که هر هنرمندی را به تحسین وا می‌دارد. این مطلب در مباحث زبان‌شناسی و روش‌شناسانه قرآن کریم نکته‌ای کلیدی به شمار می‌آید.

فهرست این اثر عبارت است از:

مبانی فرهنگی، زبانی و دینی ادبیات انتقادی _ هنری قرآن کریم؛ فصل اول: اصول شناخت قرآن؛ فصل دوم: روش‌های بیانی قرآن؛ فصل سوم: نقد هنری در قرآن؛ فصل چهارم: استنباء و استخفاف؛ فصل پنجم: سفاهت، تشهیر، تعجیز؛ فصل ششم: تهکُّم، مکر، کید؛ هجوها، تصاویر زاویه دار و لطیفه‌های قرآنی؛ فصل هفتم: هجوها / ‏‬ تقریع های قرآن؛ فصل هشتم: تصاویر زاویه دار (کاریکاتورهای) قرآن ؛ فصل نهم: لطیفه‌های قرآن

مؤلف در مورد روش تحقیق خودش می‌نویسد: این نوشته با تحلیلی متکی بر استقلال دلالی قرآن و همچنین گفتاری - کنشی بودن قرآن از زاویه نقد هنری، به تفسیر پاره‌ای از آیات آن پرداخته است. استقلال و کمال قرآن در بیان مراد خود و همچنین گفتاری کنشی بودن آن، دو نکته اساسی برای تفسیر درست قرآن هستند که به جد باید بدان‌ها توجه داشت.

زبان قرآن در بیان مراد خود نه گنگ است و نه ابهام آمیز و نه تناقض و کلی‌گو؛ بلکه هر آنچه برای هدایت بشر نیاز دیده، بیان کرده است. هویت ابتدایی قرآن نه یک نوشته، بلکه مجموعه از گفتارهای مختلفی بوده که در موقعیت‌های گوناگون مردم آن را از زبان پیامبر می شنیده اند و پیامبر هم متناسب با رفتار و کنشی که مردم از خود نشان می داده اند، آیات دیگری را بیان می‌کرده است.

تحلیل ما از آیات مبتنی بر انسجام آنها بوده است، نه نگاه پاره پاره به آیات بر اساس شأن نزول‌های خاص در نگاه انسجام محور آیات متناظر به هم ملاحظه می‌شوند. از این رو تفسیر قرآن در پرتو این نگاه، قانون مندتر صورت می‌پذیرد.

نگارنده آیات قرآن را با توجه به ظرف فرهنگی و اجتماعی آنها تفسیر نموده است؛ چه اینکه هیچ نوشته ای در خلأ و فارغ از زمان و مکان شکل نمی‌گیرد. بر این اساس باید قرآن را با توجه به حقایق پذیرفته شده در فرهنگ و زبان عربی عصر نزول قرآن تفسیر نمود. زبان کتابی و فرهنگ مفاهمه عصر نزول، دو عنصر اساسی در هر زبانی به شمار می آیند. زبان کنایی که ابزاری برای ارتباط است و فرهنگ مفاهمه، بستری که به زبان و تعابیر کنایی را می‌توان در بستر فرهنگی خاص خود تفسیر کرد. واژگان، بدون فرهنگ مفاهمه‌ای که در آن پا به وجود نهاده و بالنده شده اند، مشتی الفاظ بی معنا هستند.

کتاب حاضر با توجه به دو عنصر یادشده (زبان کنایی و فرهنگ مفاهمه) در شناخت درست قرآن کریم، کوشیده است تا تعابیر انتقادی این کتاب بزرگ را برجسته نماید. این نگاه نشان داده است که چه میزان می‌تواند در نمایاندن لایه‌های درونی و نگرش پالوده به این کتاب بزرگ مؤثر باشند و آن را برای اندیشیدن و زندگی در کانون توجهات قرار دهد.

با رجوع متعدد به قرآن کریم و کتابهای تفسیری و ادبی، تنها آن بخش از آیات را بررسی کرده ایم که دارای ویژگی برجسته ای از انتقاد هنری باشند؛ بنابراین هدف ما تنها نشان دادن این هنر در قرآن و توجه ویژه آن به این هنر ارزشمند است.

با توجه به درهم تنیدگی آیات قرآن، گاه می‌توان به یک آیه از دو آیه از در منظر متفاوت نگریست. مثلاً آیه ۱۶ سوره قلم به همان اندازه که از دید تصویرنمایی زاویه دار مهم است، از منظر تقریع آمیز بون هم اهمیت دارد.

سومین اثر از مجموعه مطالعات قرآنی کتاب «طنز مقدس؛ ادبیات انتقادی هنری قرآن کریم» نوشته علی نجفی به همت انتشارات کتاب طه به تازگی در ۳۹۲ صفحه به بهای ۹۵ هزار تومان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...