مجموعه دو جلدی «غایه السؤول (شرح کفایة الاصول)» نوشته احسان مهرکش به همت مؤسسه بوستان کتاب به چاپ رسید.

غایه السؤول (شرح کفایة الاصول)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، مجموعه دو جلدی «غایة السؤول (شرح کفایة الاصول)» نوشته احسان مهرکش در 1072 و 1012 صفحه به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر شد.

آیت الله العظمی سبحانی در مقدمه این اثر می‌نویسد: تأسیس پایه‌های علم اصول در میان شیعه به عصر امام محمدباقر و امام جعفر صادق علیهما السلام بر می‌گردد. فقهای شیعه پس از ائمه اطهار علیهم‌السلام بر اساس روشی که مورد تأیید ائمه بوده، برای به دست آوردن اصول استنباط تلاش مستمری انجام داده‌اند. از مهم‌ترین اثر اصولی که در فضای این جریان و روش تحریر شد، می‌توان از «کفایة الاصول» آخوند ملامحمدکاظم خراسانی نام برد که محور بحث‌های تألیفات پس از خود شد. از زمان تألیف کفایة تاکنون، شرح‌ها و حواشی زیادی پیرامون آن نگاشته شده است. با ملاحظه قسمت‌هایی از اثر حاضر مشخص شد، مؤلف در این اثر سعی و کوشش کرده‌اند تا مطالب کفایه را با استفاده از مجموعه آنچه که در دسترس است، توضیح دهند. این توضیح در دو بخش «تبیین مطالب» و «تبیین عبارات مشکل کفایه» انجام گرفته است و در این دو امر تا حدود زیادی موفق بودند و لذا شرح ایشان از شروح خوب کفایه محسوب می‌شود.

همچنین، آیت‌الله عابدی، استاد حوزه علمیه قم، در مقدمه این اثر می‌نویسد: علم اصول فقه رشد و بالندگی خود را مدیون و وامدار تلاش عالمان و فقیهان بزرگی است که آثاری فاخر و کم‌نظیر در این عرصه پدید آورده‌اند. اصول فقه شیعی ــ و نه آنچه در حوزه های اهل سنت به نام اصول فقه متداول است ــ با آنچه امروز در غرب به عنوان «فلسفه تحلیل زبانی» یا «فلسفه تحلیلی» شناخته می‌شود، قابل مقایسه است. یکی از مهمترین آثار در موضوع اصول فقه، کتاب «کفایة الاصول» مرحوم آیت‌الله ملا محمدکاظم خراسانی است؛ این اثر، به شرح و تفسیر و توضیح عبارتها و مطالب کفایه پرداخته است؛ مؤلف محترم از طلاب و فرهیختگان جوانی است که این اثر ایشان نویدبخش آینده پر فروغ علمی و تحقیقی اوست. این کتاب با قلمی روان و گویا با هدف تبیین آموزه‌های کفایه سامان یافته است.

این اثر در دو جلد و 36 فصل در 2074 صفحه تهیه و تنظیم شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...