بازآرایی «مقتل مظلوم» در انتشارات کتاب جمکران با طرح جلدی از اثر استاد حسن روح‌الامین روانه بازار کتاب شد.

مقتل مظلوم حسن روح‌الامین

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، مقتل در اصطلاح به کتاب‌هایی گفته می‌شود که به شرح ماجرای کربلا و مصیبت قتل امام حسین علیه السلام می‌پردازد. به انگیزه زنده نگه داشتن یاد حادثه عاشورا و شهداى کربلا، از صدر اسلام تاکنون، همواره کتاب‌هایى به عنوان ‌«مقتل‌» نوشته شده و مى‌‌شود.

حجت الاسلام مرتضی وافی مولف «مقتل مظلوم» در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس اظهار داشت: تقریبا ۱۲ مقتل و تاریخ مورد مراجعه ما مربوط به پیش از قرن ۱۱ بوده است.

وی افزود: اولین مقتلی که توانستیم فرازهایی از آن را استفاده کنیم، بخشی از مقتل کتاب کامل الزیارت مرحوم ابن قولیه بوده است.

وی تصریح کرد: گاهی به دلیل اینکه می‌دیدیم ادبیات و نوشتار مقاتل باهم متفاوت است و نویسنده از حافظه و ادبیان عرف زمان خود استفاده کرده، در تدوین کتاب به این موضوع توجه داشته و سعی کردیم متنی یک‌دست را آماده کنیم.

هم اکنون «مقتل مظلوم» تالیف مرتضی وافی و ترجمه و تصحیح علی عباس آبادی با طرح جلدی از استاد حسن روح‌الامین در ۲۴۸ صفحه و قطع رقعی از سوی انتشارات کتاب جمکران در دست علاقه‌مندان منابع اصیل فرهنگ عاشورا قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...