محمد اسفندیاری می‌گوید: در کتاب مفاتیح‌الجنان به نقل از شیخ صدوق آمده است برترین اعمال در شب‌های قدر، مذاکره علمی و مطالعه است.

مشهورات بی اعتبار

ببه گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، با توجه به اهمیت مطالعه در این ماه پرفیض و برکت به سراغ محمد اسفندیاری، اسلام‌پژوه، تاریخ‌نگار و عاشورا‌پژوه رفتیم و او پیشنهاد مطالعاتی خود را در ماه مبارک رمضان برای مخاطبان ایبنا اینگونه بیان کرد: من دو کتاب را برای مطالعه در این ماه مناسب می‌دانم.

وی ادامه داد: کتاب اول به عنوان «فروغ ولایت» تاریخ تحلیلی زندگانی امام علی(ع) است که نویسنده آن آیت‌الله جعفر سبحانی یکی از پرکارترین نویسندگان در ایران معاصر و در جهان اسلام است و در زمینه‌های متعدد از تفسیر قرآن، عقاید، تاریخ، فقه و اصول، کتاب‌هایی متعدد به زبان عربی و فارسی دارد. کتاب فروغ ولایت اثری به زبان فارسی است که حدود 800 صفحه است. در این کتاب مولف زندگی امیرالمومنین را در کنار پیامبر و در دوران خلفا و در دوران حکومتش بررسی کرده است. این کتاب هم توصیفی است و هم تحلیلی. به این صورت که ضمن گزارش از زندگی امام علی به تحلیل‌ آن نیز پرداخته است. مطالعه این کتاب در ماه رمضان که مصادف با شهادت امام علی(ع) است مناسبت دارد.

او گفت: همگان می‌دانند که در شب‌های قدر یک سلسله اعمال عبادی و دعاهایی وجود دارد که مستحب است خوانده شود. این دعاها و اعمال در کتاب مفاتیح‌الجنان نوشته شده است. اما در همین کتاب مفاتیح‌الجنان به نقل از شیخ صدوق آمده است که برترین اعمال در شب‌های قدر مذاکره علمی و مطالعه است. لذا خواندن کتاب در ماه مبارک توصیه می‌شود.

اسفندیاری اظهار کرد: کتاب دومی که برای مخاطبان معرفی می‌کنم که برای مطالعه در ماه مبارک رمضان مفید است کتاب «مشهورات بی‌اعتبار در تاریخ و حدیث» است. نویسنده این کتاب جوان دانشمندی به نام مهدی سیمایی است که فقط 20 سال دارد و از طلاب جوان حوزه علمیه قم است و این کتاب اولین اثری است که از او منتشر شده و خیلی مورد استقبال قرار گرفته است. در ابتدای کتاب بحثی تحت عنوان روش راستی آزمایی حدیث انجام شده است.

او با اشاره به این موضوع که ما می‌دانیم که همه احادیثی که در کتاب‌ها وجود دارد معتبر نیستند بلکه در میان آنها احادیث ضعیف و مجعول هم وجود دارد تصریح کرد: نویسنده جوان این کتاب در ابتدا بحثی کرده که ما چگونه بسنجیم که حدیثی راست است یا راست نیست و معتبر و صحیح است یا خیر.

این اسلام‌پژوه ادامه داد: سیمایی در این کتاب در چهار فصل روایات تفسیری، روایات اعتقادی، روایات تاریخی و روایات عاشورایی را که مشهور هستند اما اساسی ندارند و معتبر نیستند شناسانده است.

وی افزود: از دیرباز به ما گفته‌اند چه بسیار چیزهایی که مشهورند ولی هیچ اصل و اساسی ندارند. طبق یک قاعده کلی ما باید بدانیم که شهرت هرگز دلیل بر مقبولیت نیست و چه بسا چیزی مشهور باشد اما قابل قبول نباشد و اساسی نداشته باشد. همچنین چه بسا نظری در اقلیت باشد ولی صحیح باشد. پس اکثریت و اقلیت ملاک درست یا نادرست بودن چیزی نیست. در انجیل سخنی بدین مضمون آمده است که از راهی نروید که روندگان آن بسیارند بلکه از راهی بروید که روندگان آن اندکند. چنین موضوعی در آموزش‌های اسلامی در قرآن و در راویات نیز آمده است.

وی در انتها بیان کرد: در نهایت اینکه کتاب مشهورات بی‌اعتبار کتابی است که احادیث مشهور تفسیری، اعتقادی، تاریخی و عاشورایی را که اعتبار و اساسی ندارند اما مشهور و زبان‌زد شده‌اند نقد و بررسی کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...