کتاب «عملیات نفوذ» شامل تاریخ نفوذ طلبه شهید محمد تورانی در سازمان مجاهدین خلق توسط انتشارات شهید کاظمی راهی بازار نشر شد.

عملیات نفوذ یک طلبه در سازمان مجاهدین خلق محمد تورانی

به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب «عملیات نفوذ» به کوشش سید حمید مشتاقی‌نیا و محسن علیجان‌زاده به‌تازگی توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.

استان مازندران به‌دلیل هم جواری با یکی از دو قطب اصلی امپریالیسم یعنی کشور شوروی سابق و همسایگی با پایتخت، همواره مورد طمع دشمنان ایران در اجرای سیاست های زیاده طلبانه شان قرار داشته است. با پیروزی انقلاب اسلامی و تهدید منافع جهان خواران، انواع گروهک‌های التقاطی و معارض با دین و انقلاب در سطح این‌استان به صورت آشکار یا پنهان به فعالیت‌های گسترده‌ای دست زدند. نگاهی اجمالی به عملکرد برخی گروهک ها نشان می‌دهد گاه مرکزیت تقویت بسیاری از جریان‌های مارکسیستی و... در این‌استان قرار داشته است.

در آن‌دوران، حربه‌های رنگارنگ عناصر نفوذی ضدانقلاب در جذب نسل جوان تا حدی بود که باعث انحراف بعضی از جوان‌های مذهبی شد. کار نیروهای سپاه برای مقابله با توطئه‌های گروهک‌ها دشوار شده بود. از این‌رو باید فکر اساسی و چاره ای موثر برای خشکاندن ریشه های فتنه منافقان و ضد انقلاب، اندیشیده می‌شد. کتاب «عملیات نفوذ» درباره آن‌دوران است و روایت نفوذ طلبه شهید محمد اورانی را در تشکیلات منافقین در بر می‌گیرد.

این‌کتاب با ۸۴ صفحه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...