کتاب «نظریه فقر و ثروت: درآمدی دینی به رویکردهای ضروری جامعه» [ملامح‌النظریه‌الاسلامیه فی الغنى‌الثروه الفقرالفاقه] نوشته سیدمرتضی شیرازی و ترجمه سیدهادی راغب زاده توسط انتشارات دلیل ما منتشر شد.

نظریه فقر و ثروت: درآمدی دینی به رویکردهای ضروری جامعه» [ملامح‌النظریه‌الاسلامیه فی الغنى‌الثروه الفقرالفاقه]

به گزارش خبرنگار مهر، انتشارات دلیل ما کتاب «نظریه فقر و ثروت: درآمدی دینی به رویکردهای ضروری جامعه» نوشته سید مرتضی شیرازی و ترجمه سید هادی راغب زاده را در ۱۸۴ صفحه و بهای ۴۴ هزار تومان منتشر کرد.

مسئله اقتصاد و سرمایه در فقه شیعی جایگاه مهمی دارد. از پایه‌ای‌ترین سوالات در این مبحث از این قرار است: «ثروت و دارندگی برازنده انسان مومن است یا فقر و قناعت؟!»، «سیاست‌های ریاضتی برای جامعه سودمند است ای تشویق به مصرف گرایی؟!» و «آیا باید تمام همت خود را صرف آبادانی زمین، تولید ثروت و به تبع آن، ارتقای سطح رفاه کنیم، و یا بنابر باورهای رایج دینی، دنیا دار بلاء است و رفاه و راحتی را باید در جهانی دیگر جست؟!».

نویسنده این کتاب که از فقهای ساکن در شهر مقدس نجف و از اساتید حوزه علمیه این دیار است، در این کتاب سعی در ارائه نظریه اسلامی در موضوع فقر و ثروت و رویکردها و سیاست گذاری‌های ضروری جامعه در این حوزه را دارد که پاسخگوی بسیاری از سوالات ذهنی خوانندگان است.

علم‌ اقتصاد، هرچند اکنون‌ در شمار یکی‌ از مهم‌ترین‌ و مؤثرترین‌ مسائل‌ علوم‌ اجتماعی‌ است، ولی‌ علمی‌ است‌ کاملاً‌ جدیدالتأسیس‌ که‌ مبانی‌ و اصول‌ آن‌ فقط‌ از چهار پنج‌ قرن‌ به‌ این‌ طرف‌ تدوین‌ و به‌ صورت‌ علم‌ درآمده‌ است. از این‌ رو، وقتی‌ صحبت از اقتصاد در اسلام‌ می‌کنیم، مقصود همان‌ احکام‌ و قوانینی‌ است‌ که‌ بر پایه‌های‌ دقیق‌ترین‌ اصول‌ِ این‌ علم‌ استوار شده‌ است، بدون‌ اینکه‌ کوچک‌ترین‌ نامی‌ از خود این‌ علم‌ و اصول‌ آن‌ در این‌ آیین‌ مقدس‌ برده‌ شده‌ باشد. قوانین‌ِ اقتصادیِ‌ اسلام‌ با نهایت‌ دقت‌ و با رعایت‌ تحولات‌ زمان، بدون‌ اجازه استثمار کارگر یا کینه‌توزی‌ نسبت‌ به‌ سرمایه‌دار، با وسعت‌ نظر خاصی‌ که‌ از آثار قوانین‌ الهی‌ است، تدوین‌ و به‌ دنیا عرضه‌ شده‌ است. مهم این است که چگونه از این قوانین بهره ببریم.

................ هر روز با کتاب ................

راسکلنیکوف بر اساس جان‌مایه‌ای از فلسفه هگل دست به جنایت می‌زند... انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: نخست انسان‌های عادی که می‌بایست مطیع باشند و حق تجاوز از قانون را ندارند و دوم انسان‌های که او آن را «مافوق بشر» یا غیرعادی می‌نامد و اینان مجازند که برای تحقق اهداف والای خود از قانون عدول کنند... به زعم او همه‌ی قانون‌گذاران و بنیان‌گذاران «اصول انسانیت» به نوعی متجاوز و خونریز بوده‌اند؛ ناپلئون، سولن و محمد را که از او تحت عنوان «پیامبر شمشیر» یاد می‌کند از جمله این افراد استثنایی می‌‌داند ...
انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...