جلد دوم کتاب «دروس شرح منظومه» نوشته آیت‌الله یحیی انصاری‌شیرازی، از سوی مؤسسه بوستان کتاب تجدید چاپ شد.

به گزارش ایبنا؛ این اثر که کتاب برگزیده نخستین جشنواره مرزبانی «وحی و خرد» سال 1387 است، به تبیین شرح منظومه حکمت حاج ملاهادی سبزواری می پردازد که حاصل چندین دوره تدریس این کتاب در حوزه علمیه قم توسط آیت‌الله انصاری است.

در مقدمه این کتاب نوشته شده است: «اگرچه پس از صدرالمتألهین تاکنون کسی که دگرگونی چشمگیری در معماری اندیشه فلسفی در حوزه فلسفه اسلامی ایجاد کرده باشد، نیامده است، اما در بین شارحان و مفسران و نظریه‌پردازان مباحث عقلی، چهره‌های بسیار درخشان و ارزشمندی ظهور کرده‌اند که از جمله آنان حکیم متأله سبزواری است.»

شرح منظومه حکیم ملاهادی سبزواری، از آثار برجسته در میراث فلسفه و حکمت اسلامی است که با چیره دستی کامل، مباحث حکمی و فلسفی در آن تبیین می شود. البته از همان آغاز نگارش این کتاب، شرح‌های متعددی بر آن نوشته شده که هر یک ویژگی خاصی دارند.
 
اثر حاضر نیز شرحی است که آیت‌الله حاج شیخ یحیی انصاری به سبکی شیرین و دل‌نشین، پیچیدگی‌های آن را باز می‌کند و خواننده را با رمز و رازهای آن آشنا می‌سازد.

شرح منظومه حکیم سبزواری شامل «منطق و حکمت» است که آیت‌الله انصاری در جلد اول این مجموعه به شرح «منطق» و در سه جلد بعدی آن به شرح بخش «حکمت» می‌پردازد.

جلد اول مجموعه سه جلدی «حکمت»، شامل موضوعات خطبه المصنف و شرح ها، المقصد الاول: فی الامور العامه، المقصد الثانی: فی‌الجوهر و العرض است.

چاپ دوم جلد دوم کتاب «دروس شرح منظومه» در شمارگان 1200، 844 صفحه و بهای 110000 ریال راهی بازار نشر کتاب شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...