جلد سوم کتاب «بر شانه‌های اقیانوس» شامل ترجمه و شرح خطبه‌های ۱۸۱ تا ۲۴۱ نهج البلاغه به کوشش علی رهبر به‌تازگی توسط انتشارات جمکران منتشر و راهی بازار نشر شد.

بر شانه‌های اقیانوس ترجمه و شرح خطبه‌های ۱۸۱ تا ۲۴۱ نهج البلاغه علی رهبر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جلد سوم کتاب «بر شانه‌های اقیانوس» شامل ترجمه و شرح خطبه های ۱۸۱ تا ۲۴۱ نهج البلاغه به کوشش علی رهبر به‌تازگی توسط انتشارات جمکران منتشر و راهی بازار نشر شده است.

انتشار این‌مجموعه ۵ جلدی از سال ۹۷ شروع و تاکنون ۳ جلد از آن به چاپ رسیده است. مطالب این‌مجموعه بر ۴ رکن استوارند: فهم درست معارف قرآن، بهره گیری از تفاسیر قرآنی مفسرین شیعه، استفاده از دیدگاه بزرگان در مورد نهج البلاغه و تأمل چهل ساله در احادیث شیعه.

تلاش علی رهبر برای تدوین این‌کتاب بر اساس چهار رکن مورد اشاره، بر اصل بوده که برای نسل جوان امروزی، قابل درک و استفاده باشد. این‌مولف، جوانان را مخاطبان اصلی این‌مجموعه عنوان می‌کند.

در بخشی از این‌کتاب می‌خوانیم:

یک. شنیدن ناله دردآلود شیطان در هنگامه وحی بر رسول خدا (ص) گوشی خاص می‌خواهد. این صدای شیطان بود و امّا رسول الله (ص) با صدای رحمانی هم، همه علوم نبوی را به گوش امام انتقال داد. این فضیلت امام علی (ع) غیر از همه فضیلت هاست. ابن ابی الحدید می‌نویسد: و اما صدای ناله شیطان که امام علی(ع) شنیدند، براساس نقل ابوعبدالله احمد بن حنبل در مسند اوست. او از قول علی بن ابی طالب(ع) می‌نویسد: در صبحگاه شبی که حضرت به معراج رفتند، من با رسول خدا (ص) در «حِجر» بودم (حجر اسماعیل در کنار کعبه). او در حجر نماز می خواند؛ وقتی نماز ایشان و نماز من تمام شد، صدای دردناک شدیدی شنیدم، گفتم: ای رسول خدا! این صدا چیست؟ ایشان فرمودند: «آیا نمی دانی که این صدای شیطان است. او فهمید که من در این شب به آسمان برده شدم و از اینکه در زمین مورد اطاعت و پرستش قرار گیرد، ناامید شد».

این‌کتاب با ۲۶۳ صفحه و قیمت ۵۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...