کتاب «جامع حکمت شرق و غرب» یا مجموعه گفت‌وگو با غلامرضا اعوانی به کوشش سیدحسین امامی توسط انتشارات روزنامه اطلاعات منتشر شد.

جامع حکمت شرق و غرب»: مجموعه گفت‌وگو با غلامرضا اعوانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، در پشت جلد این اثر در معرفی آن آمده است: این کتاب حاصل سخنرانی‌ها و گفتگوهایی است که با فیلسوف نامور، آقای دکتر اعوانی در مراکز علمی و دانشگاهی یا با اصحاب رساننه انجام گرفته است. با توجه به مدیریت طولانی و پربار ایشان در انجمن حکمت و فلسفه ایران و مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و برگزاری سمینارهای هفتگی، کنفرانس‌ها و کنگره‌های بین المللی و شرکت در کنگره‌های مهم داخلی و خارجی، پیوسته مورد رجوع اصحاب رسانه بوده اندکه برخی از آن‌ها در این کتاب گردآوری شده است.

مجموعه حاضر شامل طیف وسیعی از مسائل و مباحث می‌شود که در چهار فصل کلی تنظیم شده است: زندگی نامه زندگی‌نامه و خدمات علمی و فرهنگی، فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی، فلسفه و حکمت اسلامی و علوم انسانی و هنر.

این کتاب تلاش ارجمندی است با هدف ترویج حکمت الهی در هیاهوی دنیای مدرن که هم برای متخصصان امور انسانی راهگشاست و هم برای عموم مردم، خواندنی و قابل استفاده.

منظور از جامع حکمت شرق و غرب، استاد اعوانی است که به حکمت‌های شرق و غرب (فلسفه چین، هند باستان، فلسفه و عرفان اسلامی و فلسفه غربی) تسلط دارد. استاد اعوانی به زبان‌های انگلیسی، عربی و فرانسوی تسلط دارد و با زبان‌های یونانی، لاتین و آلمانی آشنا است. به همین خاطر کتابهای این فرهنگ‌ها را به زبان اصلی خوانده است. وی دو بار استاد مهمان در دانشگاه پکن بوده که فلسفه و عرفان اسلامی را به زبان انگلیسی درآنجا تدریس کرده است.

غلامرضا اعوانی (متولد ۱۳۲۱ از سمنان) در سال ۱۳۴۵ از دانشگاه آمریکایی بیروت، لیسانس فلسفه گرفت. کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۳۴۷ و دکتری فلسفه را در سال ۱۳۵۵ از دانشگاه تهران أخذ کرد. سال ۱۳۴۷ عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی شد و در سال ۱۳۹۱ با رتبه استادی تمام بازنشسته شد.

وی ضمن گذراندن دروس فلسفه غرب در دانشگاه تهران، برخی از متون فلسفی اسلامی را نزد استادانی چون مهدی حائری‌یزدی، محمد جولستانی، میرزاعبدالکریم روشن، آیت‌الله موسوی گرمارودی، جواد مصلح و دیگران به سبک قدیم آموخته است. همچنین در انجمن فلسفه ایران در محضر پرفسور ایزوتسو، پرفسور هانری کُربَن و پرفسور سیدحسین نصر و دیگران شاگردی کرده و تاکنون حدود ۹ اثر، تألیف، ترجمه و تصحیح نموده است و دو کتاب نیز به زبان انگلیسی دارد.

اعوانی رئیس هیئت مدیره انجمن بین المللی فلسفه اسلامی و عضو هیئت مدیره فدراسیون بین المللی فلسفه است. او چهره ماندگار فلسفه در سال ۱۳۸۰ انتخاب شد. مقالات انگلیسی که وی در کنگره‌های بین‌المللی ارائه کرده است در شش جلد چاپ شد.

دکتر اعوانی در بخشی از مقدمه آورده است: این سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها که در مناسبت‌های گوناگونی صورت گرفته است شامل طیف وسیعی از مسائل می‌شود و مصاحبه‌کنندگان از رشته‌های مختلف و دارای قابلیت‌های گوناگونی بوده‌اند. اگرچه این سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها در موضوعات مختلف است، اما چیزی که همه آن‌ها را به هم ربط می‌دهد و موجب وحدت آن‌ها می‌شود، این امر است که من به همه آن‌ها به اندازه وسع و طاقت بشری خود از دیدگاه حکمت الهی پاسخ داده‌ام.

چنان‌که ملاحظه می‌فرمائید بسیاری از مصاحبه‌ها به وسیله فاضل محترم آقای سید حسین امامی صورت گرفته است، مابقی مطالب را هم با اهتمام قابل تقدیر و ستایش خود و با جستجوی فراوان در مجلات و سایت‌های مختلف گردآوری کرده‌اند. اگر سعی و کوشش خستگی‌ناپذیر ایشان نبود این مجموعه فراهم نمی‌آمد.

در بخشی از مقدمه سیدحسین امامی هم آمده است: کتاب حاضر مجموعه‌ای از منتخب گفت‌گوها و سخنرانی‌های آقای دکتر غلامرضا اعوانی است که خصوصاً در دهه‌های اخیر در رسانه‌های مختلف منتشر شده است. آنچه در این مطالب مشهود است، تسلط بی‌نظیر استاد به قرآن و احادیث است که در کمتر استاد دانشگاه و فیلسوف فلسفه غرب خوانده‌ای، دیده می‌شود. همچنین از اشعار شاعران خاصه اشعار عرفانی به مقتضای بحث استفاده می‌کند که به زیبایی گفته‌هایشان می‌افزاید و بر دل شنونده و خواننده بیشتر می‌نشیند. امروزه که رشته‌های علمی تخصصی و فوق تخصصی شده است، این ویژگی‌ها در کمتر شخصیتی جمع شده است.

استاد اعوانی بر حکمت تأکید و راه سعادت را راه حکمت معرفی می‌کند. نگاه الهی به همه پدیده‌ها و آفریده‌ها و علوم مواردی است که استاد در گفتگوهای خود بر آن تأکید می‌کند و می‌گوید: بشر جدید به علت دوری از وحی و دیدگاه الهی، خود را در گردابی انداخته است که گریزی جز بازگشت به حقیقت ندارد. استاد اعوانی خود متخلق به اخلاق حسنه‌ای است که از بزرگان و عرفا و حکمای الهی دیده و آموخته و به قول ایشان بزرگ‌ترین معلم ما خداوند، پیامبر (ص) و قرآن کریم است. بنده این ویژگی‌ها را در ایشان به عینه مشاهده کرده‌ام. به راستی ذره‌ای غرور علمی و تکبر در شخصیت ایشان راه ندارد و رهرو مناسبی برای سالکان عرفان و حکمت الهی است. ایشان به سنت حکمت نانوشته معتقدند و مطالبی که از زبانشان جاری شده، یک از هزار مکنون در قلب مانده است که به مقتضای زمان و مکان بیان کرده‌اند.

در هیاهوی دنیای مدرن، حکمت الهی از جوامع و فرهنگ‌های مختلف رخت بربسته و بر ما پیروان نبی خاتم (ص) فرض است که در راه اشاعه این فرهنگ در جهان بی‌احساس و بی‌وجدان و فروغلتیده در نهیلیسم بکوشیم. ضرورت انجام چنین کاری حقیر را بر آن داشت تا مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و گفتگوهای حکیم الهی، جامع حکمت شرق و غرب استاد غلامرضا اعوانی را گردآوری و مدون کنم که اکنون پیش روی شماست.

بخشی از مطالب، مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های استاد است که به همت خبرنگاران و روزنامه‌نگاران مختلف در چند سال اخیر در مطبوعات و خبرگزاری‌های گوناگون منتشر شده که مجدداً مورد بازبینی و ویرایش قرار گرفته و مطالبی بر آن‌ها افزوده شده است. از همکاران محترمی که در این امر کوشیده‌اند، قدردانی نموده و برای حفظ امانت منبع گفتگوها و نام خبرنگار تا حد ممکن ذکر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...