«سگ‌های پوشالی، تأملی در باب انسان و دیگر حیوانات» [Straw dogs : thoughts on humans and other animals] نوشته جان گری [John Gray] با ترجمه سامان مرادخانی منتشر شد.

سگ‌های پوشالی، تأملی در باب انسان و دیگر حیوانات» [Straw dogs : thoughts on humans and other animals] نوشته جان گری [John Gray]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، «سگ‌های پوشالی» در ۳۳۴ صفحه و با قیمت ۶۰ هزار تومان در انتشارات دوات معاصر منتشر شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: این کتاب متشکل از جستارهای گوناگونی است که هر کدام موضوعاتی متفاوت با دیگری را در بر می‌گیرد. از متفکرانی معروف چون افلاطون، نیچه و شوپنهاور حرف می‌زند و به موضوعاتی مانند اومانیسم، طبیعت‌گرایی و عصر روشنگری هم می‌پردازد.

در مقدمه مترجم نیز می‌خوانیم: کتابی که در دست دارید یک اثر رادیکال فلسفی است. کتابی که کمر به تابوشکنی، ساختارشکنی و حمله به دست‌نیافتنی‌ترین و عزیزترین ارزش‌های انسان مدرن بسته است. نگارنده با شیپوری گوشخراش آمده است تا از قصد بسیاری را آزار دهد و اندکی از طعم و مزه حقیقتی تلخ را به ما بچشاند.

تمام آن‌چه انسان مدرن «انسان‌ بودگی» خویش را بر آن استوار ساخته است، در این کتاب مورد تعرضی بی‌رحمانه قرار می‌گیرد. از افلاطون تا مسیحیت، از عصر روشنگری تا کارل مارکس و فردریش نیچه، سنت فکری و فلسفی غرب بر اعتقادات و باورهای متکبرانه و نادرست در باب انسان و جایگاه او در پهنه گیتی بنا شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...