کتاب «سربندهای یامهدی» اثر کوثر شریفی نسب توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شد.

سربندهای یامهدی کوثر شریفی نسب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «سربندهای یامهدی» با گردآوری و تدوین کوثر شریفی نسب به‌تازگی و همزمان با ایام نیمه‌شعبان توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شده است.

یکی از جلوه‌های معنوی دوران دفاع مقدس و نبرد حق علیه باطل توسل و توکل رزمندگان اسلام بوده است. به گواه همه رزمندگان همین ارتباط معنوی ، ذکر و نیایش و توسل به اهلبیت راهگشای این نبرد نا برابر و‍‍ پیروزی بخش جبهه اسلام بوده است. در این بین استمداد و توسل به امام زمان (عج) جایگاه ویژه‌ای در بین رزمندگان داشته است؛ امام حی و حاضری که در حدیثی فرمودند: «إنّا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم و لو لا ذلک لنزل بکم اللأواء و اصطلمکم الاعداء»ما، در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی و اهمال نکرده ایم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، که اگر جز این بوده دشواری‌ها و مصیبت‌ها، بر شما فرود می‌آمد و دشمنان، شما را ریشه‌کن می‌کردند.

کتاب «سربندهای یامهدی» ۹۲خاطره درباره ارتباط شهدا و امام زمان عجل الله را شامل می‌شود.

در قسمتی از این‌کتاب آمده است:

شب عملیات دل تو ی دلمان نبود. همه می دانستیم اروند رودخانه ی به ظاهر آرام ولی خروشانی است. هر چه می گفتیم «سر طناب رابگیر، فرمانده تویی. اول ستون، فرمانده ها حرکت می کنن» انگار نه انگار. حرف حرف خودش بود. سر طناب را گره زده بود و می گفت:«خب من هم پشت سر فرمانده مون حرکت می کنم» وقتی آن طرف اروند رسیدیم، تازه حالی مان شده بود چه می گوید. فهمیدیم فرمانده اصلی کی بود. به قول خودش: «فرمانده اصلی همونیه که میاد سر طناب رو می گیره، ما رو میرسونه اون طرف اروند»

این‌کتاب با ۱۳۲ صفحه و قیمت ۲۱ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...