کتاب «بررسی حکم شرعی دشنام و بهتان» به قلم سیدحسن خمینی توسط موسسه چاپ و نشر عروج منتشر شد.

بررسی حکم شرعی دشنام و بهتان سیدحسن خمینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، کتاب فوق دارای دو بخش است:

بخش اول: تبیین موضوع که شامل سه فصل است: فصل اول: «تبیین سبّ» و واژه‌های مرتبط: الف) واژه سبّ ب) واژه شتم ج) واژه فحش د) واژ ه هُجر ه) واژه قذف و) واژ ه لعن. فصل دوم: «اقسام سبّ»: تقسیم اول: تقسیم سبّ بر حسب متعلّق/ تقسیم دوم: تقسیم سبّ بر حسب موارد استثناء شده/ تقسیم سوم: تقسیم سبّ بر حسب مضمون کلام/ تقسیم چهارم: تقسیم سبّ بر حسب مخاطب. فصل سوم: جمع‌بندی معنای سبّ و تبیین قیدهای دخیل در آن.

بخش دوم: تبیین حکم که دارای سه فصل است: فصل اول: ادله تحریم سبّ: ا) اجماع (بررسی اقوال فقها)/ ۲) حکم عقل/ ۳) آیات کریمه/ ۴) روایات مأثوره. فصل دوم: سبّ در مقام تقاصّ و مقابله به مثل: ادله جواز سبّ در مقام تقاصّ: ۱) آیات کریمه/ ۲) روایات مأثوره. فصل سوم: سبّ در موارد خاصّ: ادله جواز سبّ در موارد خاص: ۱) آیات کریمه/ ۲) روایات مأثوره/ ۳) سیره و رفتار معصومان (ع)

خاتمه: تفاوت میان سبّ و لعن: نکته اول: تمایز لعن و سبّ در برخی روایات/ نکته دوم: تفاوت لغوی معانی لعن و سبّ/ نکته سوم: سخنی در مورد حقیقت لعن/ جمع‌بندی تفاوت میان سبّ و لعن.

در مقدمه این کتاب آمده است:

در سال‌های گذشته مباحثی در سلسله درس‌های خارج فقه مطرح شده که آنها با عنوان کلی‌تر «فقه هنر» دسته‌بندی شده که مباحث غنا، مجسمه‌سازی، نقاشی و حفظ آثار تاریخی و برخی از احکام فیلم، شعر، رقص و اختلاط زن و مرد و تشبّه ایشان به یکدیگر را در بر می‌گرفت. در این مباحث البته درخصوص «مدح من با یستحقّ المدح» و «دمّ من لا یستحق الذمّ» هم به طور مفصّل بحث شده است. ناگفته پیداست که در بحث هنر، مسئله طنز نیز مطرح است که پیوندی با بحث استهزاء دارد، به همین جهت به بررسی فقهی حکم استهزاء نیز مبادرت شده است. از همین جا بود که بحث سبّ و دشنام نیز مورد توجّه قرار گرفت چرا که در مواردی این رذیله اخلاقی می‌تواند دیوار به دیوار بحث استهزاء باشد.

آن چه در دست شماست متن درس‌های مرتبط با موضوع دشنام است و امید است که مباحث دیگر «فقه هنر» (که تدریس آنها پایان یافته و صوت آنها موجود است) نیز در آینده تنظیم شود و به صورت مکتوب تقدیم اهل فن قرار گیرد.

همچنین نکته‌ای که باید در این مقدمه مورد توجّه قرار گیرد، آن است که در مباحث فقها، بحث «بهتان به اهل بدعت» پیوند خاص با «دشنام به ایشان» دارد؛ چرا که روایتی از داود بن سرحان (که البته خواهیم گفت دچار کژفهمی شده است) به مستندی برای حکم جواز در هر دو مورد تبدیل شده است. همین مسئله باعث شد تا به بحث «بهتان به اهل بدعت» پرداخته شود و موضوع در ضمن مباحث سبّ و دشنام بررسی گردد.

در مجموع، مکتوب پیش روی شما، تنظیم شده مباحثی است که در طول سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۴۰۰ در حوزه علمیه قم ارائه شده است. پایه بحث‌های فقه همانند اکثر بزرگان معاصر بر اساس مباحث کتاب مکاسب محرمه شیخ انصاری است که البته با اندکی تغییر و انتخاب موضوعات متناسب با یکدیگر، آنها دسته بندی شده و مورد بحث قرارگرفته است.

چاپ اول کتاب «بررسی حکم شرعی دشنام و بهتان» که توسط موسسه چاپ و نشر عروج به بازار نشر وارد شده است، ۵۳۱ صفحه دارد و به قیمت ۹۸ هزار تومان به فروش می‌رسد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...