کتاب «خوانش حکومت اسلامی در ساحت نظریه سیاسی» نوشته حبیب عشایری منتشر شد.

خوانش حکومت اسلامی در ساحت نظریه سیاسی حبیب عشایری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در شش فصل پیوسته به صورت تحلیلی و در چارچوب روش تاریخی-توصیفی به موضوعات و مباحث مختلف در ارتباط با فقه سیاسی شیعه و همچنین مقایسه نقادانه نظریه سیاسی دو اندیشمند معاصر، آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی و آیت‌الله دکتر مهدی حائری یزدی پرداخته و در سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی راهی بازار شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: در ابتدای کتاب ضمن اشاره به جایگاه حکومت بر اساس فقه سیاسی شیعه، نظرات علما در دو دوره حضور و غیبت معصوم (ع) به ویژه در ارتباط با حق حاکمیت میان فقیهان شیعه تبیین شده و مورد بررسی و مقایسه تحلیلی قرار می‌گیرد. رجوع به متون فقهی شیعیان و بیان اقوال متقدمان و نیز متأخران، تبیین شئون فقیهان در دوران غیبت معصوم و سپس واکاوی قلمرو ولایت و حیطه نفوذ ایشان بر اساس آموزه‌های فقه شیعه از دیگر موارد مهمی است که در این بخش بر آن تأکید می‌شود.

فصل اول کتاب با عنوان «تطور تاریخی فقه سیاسی شیعه» با تمرکز بر تصویری روشن از تفاوت‌های معرفت‌شناختی میان اخباریون و اصولیون و طبقه‌بندی مکاتب فقه شیعه در دو قالب سنتی و نوگرای اجتهاد بر مبنای ادله فقهی درصدد اثبات این امر است که استنباط علما و فقهای گذشته و کنونی در بسیاری از جهات شایسته حل معضلات و مشکلات زندگی سیاسی فعلی شیعه است.

فصل دوم کتاب با عنوان «سیاست و حکومت فقهی در عرصه نظر» است. تعمق در این مسأله که صدور اندیشه سیاسی رابطه مستقیم با درگیری اندیشه‌وران با مسائل سیاسی اجتماعی دارد و نظریه‌پردازان ولایت نیز از این موضوع مستثنی نیستند، از مهم‌ترین محورهای مورد توجه در این بخش است. بر همین اساس در مورد فقهای بزرگ نیز با توجّه به سوابق محقق ثانی، کاشف الغطاء، ملا احمد نراقی، میرزای قمی، شیخ فضل‌اللّه نوری، محمّدحسین نائینی و به ویژه امام خمینی (ره) مشخص می‌شود که به علت درگیری با مسائل سیاسی در زمینه نظام سیاسی و یا بنیان‌های آن با صراحت به اندیشه‌پردازی پرداخته‌اند و بر عکس، فقهای دیگری چون شیخ انصاری، صاحب جواهر، صاحب شرایع و شیخ طوسی بسیار محدود و در حدّ ضرورت به آن پرداخته‌اند.

تمرکز اصلی فصل‌های سوم، چهارم و پنجم کتاب روی تشریح ابعاد مختلف نظریه سیاسی دو اندیشمند معاصر یعنی آیت‌الله دکتر مهدی حائری یزدی و آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی است. تبیین و مقایسه فلسفه سیاسی حکومت، وظایف بنیادین حکومت، رابطه حکومت و شهروندان، نظریه مالکیت شخصی مشاع، حکومت از منظر دین و ولایت مطلقه فقیه، افتراق ولایت با وکالت، نسبت‌سنجی ولایت فقیه با اختیارات حکومتی، بررسی و تحلیل قرائت‌های سیاسی مختلف فقهی و مقایسه آن‌ها با ادله عقلی و نقلی در زمره بنیادی‌ترین مباحثی است که بخش قابل توجهی از این فصول را به خود اختصاص داده است.

فصل پایانی کتاب با عنوان «نتیجه‌گیری» غالباً به نقد و بررسی دو نظریه سیاسی اختصاص دارد. با مرور نظریه سیاسی آیت‌الله حائری یزدی می‌توان گفت، اندیشه او بر این اصل دلالت می‌کند که حاکمیت انسان بر سرنوشت خود در مقام تفسیر، ابعاد انسان‌شناسی و خداشناسی دارد. از سوی دیگر، نظریه آیت‌الله مصباح یزدی نیز متأثر از عوامل مهم و تأثیرگذاری است که باید در فهم و درک گفتمان قرآن مد نظر داشت که این عوامل عبارتند از الف) بعد زبانی (زبان‌شناسی)، ب) بعد جایگاه‌شناسی (Topologique)، ج) بعد گونه‌شناسی(typologique)، د) بعد فکری-استدلالی، ه)بعد تاریخی، و) بعد نشانه‌شناسی (Semiologiqement) و ز) بعد معناشناسی (Semiotiqument). از منظری دیگر، نظریه سیاسی آیت‌الله مصباح یزدی تلاشی فقهی است در جهت پاسخ‌گویی به پرسش‌های مختلف مانند این که آیا عقل می‌تواند انسان را به سعادت و کمال خود برساند و آیا شناختی که از عقل به دست می‌آید، کافی است یا نه؟

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...