ترجمه دو کتاب «تاریخچه‌ همه‌چیز» نوشته امیلی پروکوب [Emily Prokop] و «خوشی‌های پیش از مرگ» نوشته جنی دانهام[Jenny Downham] توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد.

تاریخچه‌ همه‌چیز نوشته امیلی پروکوب [Emily Prokop] و خوشی‌های پیش از مرگ نوشته جنی دانهام[Jenny Downham]

به گزارش مهر، امیلی پروکوپ در «تاریخچه‌ همه‌چیز»[The story behind : the extraordinary history behind ordinary objects] که کتاب پرفروش شماره یک پایگاه اینترنتی آمازون بوده، پشت پرده و تاریخچه‌ ابداع و اختراع خیلی چیزها را شرح داده است؛ از دکمه و سبیل و لاک ناخن گرفته تا آدامس بادکنکی و هیپنوتیزم و تفنگ آب‌پاش‌! و از چسب زخم و پوشک و ماشین ظرفشویی گرفته تا لالایی و برف‌پاک‌کن و هفت‌تیر!

این‌کتاب شامل تاریخچه‌ اشیا و پدیده‌هایی است که زندگی روزمره‌مان با آنها دوره شده، اما شاید چیزی از گذشته‌شان نمی‌دانیم و خبر نداریم همین چیزهای ساده، گاهی چه تأثیری بر تاریخ بشر گذاشته‌اند.

این‌کتاب با ۲۳۲ صفحه و قیمت ۳۲ هزار تومان منتشر شده است.

«خوشی‌های پیش از مرگ» [‌Before I die] هم، رمانی درباره دختری مبتلا به سرطان است. این‌دختر به‌دلیل ابتلا به سرطان، فهرستی از آرزوهایش تهیه کرده و می‌خواهد پیش از آن‌که با زندگی وداع کند، آنها را برآورده کند.

نسخه اصلی این‌کتاب در سال ۲۰۰۷ منتشر شد و همان‌سال به فهرست برترین‌های مجله‌ گاردین راه پیدا کرد. همچنین نامزد بهترین کتاب سال لنکشایر، جایزه‌ مدال کارنگی و جایزه‌ بوک‌تراست شد. در سال  ۲۰۰۸ هم جایزه‌ برنفورد بوایس را کسب کرد. همچنین براساس این‌کتاب، فیلم پرفروش «اکنون خوب است» به کارگردانی ال پارکر ساخته شده است.

ترجمه این‌کتاب هم با ۳۳۶ صفحه و قیمت ۴۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...