«فراسوی مسجد» نوشته رضوان موانی با ترجمه خشایار بهاری از سوی نشر فرزان روز وارد بازار کتاب شد.

فراسوی مسجد رضوان موانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، این کتاب با زیر عنوان فضاهای گوناگون عبادت مسلمانان و در مجموعه جهان اسلام منتشر شده است.

فراسوی مسجد شامل پنج فصل «مساجد و معماری آنها»، «آیین‌های مساجد»، «محوطه‌های عبادی شیعه»، «اماکن صوفیان»، «فراسوی مرزها» و یک بخش نتیجه‌گیری است و سفری است با مولف به اقصی‌نقاط جهان و حضور در فضاها و مکان‌های مقدس عبادی مسلمین شرکت در تنوع عبادات ابراز آنها.

کتاب، با جماعت‌هایی از مسلمین که در اقلیت هستند و نیز با جماعت‌هایی که در اکثریت‌اند همراه می‌شود؛ از روستاهای اندونزی تا سواحل شرقی اقیانوس اطلس و مراکز شهری همانند پاریس و در قالب نماهایی چون مسجد، امام‌باره، حسینیه، تکیه، زاویه، خانقاه و مرقد و ضریح.

در چین، هندوستان، اندونزی، مصر، سنگال، مالی، ایران، بلوچستان و کانادا و حضور در معماری هر یک از این مکان‌های عبادی که در مناطق مختلف، آمیخته و متاثر از عناصر و فرهنگ بومی محیط‌شان بنا شده‌اند.

در ۱۶۸ صفحه و با قیمت ۵۵ هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...