کتاب «خانه اربابی بهاءالملک» نوشته خسرو محمدی با نگاه به تاریخ، فرهنگ، معماری و هنر استان همدان در بازه زمانی ۱۲۶۳ تا ۱۳۳۳ هجری قمری، توسط حوزه هنری همدان منتشر شد.

خانه اربابی بهاءالملک» نوشته خسرو محمدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «خانه اربابی بهاءالملک» نوشته خسرو محمدی با نگاه به تاریخ، فرهنگ، معماری و هنر استان همدان در بازه زمانی ۱۲۶۳ تا ۱۳۳۳ هجری قمری، به‌تازگی توسط حوزه هنری همدان منتشر و راهی بازار نشر شده است.

خسرو محمدی نویسنده این‌کتاب، آن را مدعی دو موضوع درباره استان همدان دانست و گفت: رسیدن به درک درست از شخصیت بهاءالملک، علل و انگیزه او از ساخت خانه‌اش در محل اعتمادیه و وقف آن و همچنین بیان حرف‌های تازه و بدیع از جغرافیا، فرهنگ و تاریخ استان همدان، دو محور مهم و جذاب کتاب "خانه اربابی بهاءالملک" است.

وی راز ماندگاری شخصیت «بهاءالملک» در تاریخ را خَیّر و واقف بودن او دانست و افزود: انجام فعالیت‌های فرهنگی، ادبی، سیاسی و جریان‌سازی‌های اجتماعی، در کنار خوش‌نامی و فرهیختگی، راز ماندگاری «بهاءالملک» در تاریخ است.

محمدی هدف اصلی این اثر را مطالعه چگونگی معماری «خانه اربابی بهاءالملک» و بیان تحول معماری استان در انتقال قدرت از قاجار به پهلوی اعلام کرد و گفت: این سازه برای مطالعه روند معماری تاریخ معاصر همدان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است چراکه دارای پیوندهایی ژرف با رویدادها و دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی دوران گذار از قاجار به پهلوی و جنگ‌های جهانی است که در ساخت بنای مذکور تأثیرگذار بوده‌اند.

این‌پژوهشگر طبقه‌بندی خانه‌های قدیمی استان همدان را شامل «خانه اربابی‌ها»، «خانه خرده‌مالکان و ویژگان» و «خانه مردم عادی» برشمرد و گفت: در کنار اهمیت معماری این گونه سازه‌ها، وجود آثار منقول و غیرمنقول نظیر کتاب‌ها، اسناد و تصاویر، اهمیت این سازه‌ها را به لحاظ فرهنگی، هنری و بیان اوضاع اجتماعی، سیاسی و تاریخی برجسته می‌کند.

وی همچنین کتابخانه «خانه اربابی بهاءالملک» را با بیش از ۸۷۰ عنوان کتاب بسیار ارزشمند عنوان کرد و گفت: وجود نسخ خطی مانند «قانون ابن‌سینا» با قدمتی ۴۳۰ ساله و «نهج‌البلاغه» متعلق به قرن هفتم هجری قمری از آثار ارزشمند و شاخص این کتابخانه است.

وی کارکرد فعلی این بنای اصیل را بنابر وصیت واقف خیّر «بهاءالملک» درمانگاه اعلام کرد و گفت: بنابه وصیت بهاءالملک هم‌اکنون اهالی ۳۲ روستای استان همدان در این ساختمان تاریخی رایگان ویزیت و درمان می‌شوند.

کتاب خانه اربابی بهاءالملک بیستمین اثر مکتوب از دانشنامه استان همدان است که در پنج فصل و ۲۰۲ صفحه تدوین شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...