کنفرانس «کنتر پوینت» بلگراد با موضوع «نقش هنر در زمان بحران و جنگ» با حضور حبیب احمد‌زاده از ایران برگزار شد.

به گزارش ایسنا بر اساس خبر رسیده، کنفرانس هنری «کنتر پوینت» امسال بلگراد با عنوان «نقش هنر در زمان بحران و جنگ» با دعوت از پنج رمان‌نویس از نقاط مختلف جهان شامل حبیب احمدزاده از ایران و نیز امیر کاستوریتسا کارگردان مشهور بوسنیایی در بلگراد برپا شد.

این کنفرانس یک‌روزه به میزبانی ولادان ووکساولیویچ وزیر فرهنگ این کشور و با دعوت از هنرمندان و نویسندگانی همچون  جانگ چیچینگ از چین، محرم بازدول از صربستان، اسلوبودان دسپت از سوییس و گرمان سادولایو از روسیه در سالن موزه سینمای بلگراد برگزار شد.

امیر کاستوریتسا در سخنانی به طرح این موضوع پرداخت که چرا هنرمندان در جهان مرجعیت خود را از دست داده‌اند که حبیب احمدزاده یکی از دلایل عمده آن را فاصله بین نقش ویترینی و مجازی هنرمندان امروز بخصوص هنرمندان سینما با کارکرد  آرمان‌ها در زندگی واقعی و روزمره‌شان دانست.

در موضوع چرایی جنگ‌ها شرکت‌کنندگان به ارائه نظرات خود پرداختند و حبیب احمدزاده دلیل اصلی آن را تعریف دروغین تبلیغات غربی مسلط برجهان از صلح واقعی و پایدار دانست که به گفته او، به‌دلیل نپرداختن به  بی‌عدالتی به عنوان علت اصلی شروع هر جنگ، عنوان پرطمطراق صلح در مثال تنها تجویز مسکن برای  بیمار سرطانی توسط دکتر نابکاری است برای  پنهان کردن درد ظاهری بیمار و نه درمان و جراحی واقعی و مورد احتیاج برای رفع بیماری و هر قرارداد صلح ادعایی آنان به واقع تنها و تنها آتش‌بس موقتی است بین جنگ قبلی و جنگ بدتر بعدی و نه صلحی پایدار و عدالت‌محور؛ درست به مانند ده‌ها قرارداد صلح دروغین بین فلسطینیان  و دولت  اسرائیل که به‌دلیل رفع نشدن علت اصلی نزاع ، هیچ کارکرد و دستاورد به مفهوم صلح واقعی تاکنون نداشته‌اند.

در ادامه حبیب احمدزاده، نویسنده، مستندساز و عضو هیئت علمی دانشگاه هنر تهران گفت: ما ایرانیان شاید تنها ملتی در جهان باشیم که این تعریف دروغین را قبول نداشته و به همین دلیل نامه شخص ترامپ را رهبری کشورمان با شجاعت نمی‌پذیرند تا درواقع این تعریف دروغین را صحه نگذارند و باید گفت که به واقع شوخی تمسخرآمیزتر از این در جهان وجود ندارد که ترامپ  با داشتن سه‌هزار بمب اتم، نامه‌ای  به دست نخست‌وزیر تنها کشور مورد تهاجم اتمی توسط خودش  بدهد تا به کشور ما که اصل داشتن بمب اتم را حرام و ممنوع می‌داند برساند  که شما حق داشتن بمب اتم ندارید.

بر اساس این گزارش، این سخنان با دست زدن و تایید حاضران و خبرنگاران حاضر در سالن مواجه شد.

امیر کاستوریتسا نیز در صحبت‌های خود  کشور یوگسلاوی سابق را به علت فروش تجهیزات جنگی به  صدام در جنگ با ایران مورد نکوهش قرار داد و ترامپ را نیز مبدع جنگ‌های جدید اقتصادی بدون شلیک گلوله دانست.

در ادامه  هرکدام از حاضران به ارائه نظرات‌شان برای استفاده از هنر در رفع آلام و دردهای ملل پس از جنگ پرداختند. حبیب احمدزاده نیز با ذکر خاطراتی از تجربه‌های شهید سعید سیاح طاهری در این امور (همانند برگزاری جشن کشتی دوستی بین بچه‌های ایرانی و عراقی بر روی رودخانه اروندرود، مسابقات کتاب‌خوانی دفاع مقدس بین زندانیان و جشنواره‌های دانش‌آموزی فیلم دفاع مقدس در مناطق بحران‌زده پس از سیل و زلزله و...) با حضور هنرمندان کشور همچون پرویز پرستویی، فاطمه معتمداریا، رضا کیانیان و...، به وزیر فرهنگ صربستان  پیشنهاد کرد که براساس این تجربه‌ها سال آینده کشتی دوستی بین کودکان چهار کشور صربستان، بوسنی، کرواسی و کوزوو بر روی رودخانه دانوب برگزار شود تا ایده‌های کنفرانس کنتر پوینت در عمل رنگ واقع به خود بگیرد.

پس از اتمام جلسه و امضای بیانیه پایانی، با توجه به پیشنهادها و تجربه‌های عملی استفاده از هنر پس از جنگ در ایران، به دستور وزیر فرهنگ صربستان، کارگروه ویژه‌ای در وزارت فرهنگ صربستان تشکیل شد تا موضوع جشن کشتی دوستی در بین کشورهای بازمانده از  یوگسلاوی سابق و همچنین مسابقات کتابخوانی در زندان‌های این کشور اجرایی شود.

علاوه بر پوشش این برنامه توسط روزنامه‌ها و رسانه‌های مجازی، این جلسه به‌صورت گزارش‌های یک‌ساعته از تلویزیون صربستان نیز پخش شد.

از دیگر برنامه‌ها، بازدید از مرکز زبان‌های این شهر بود که در آن‌جا ادبیات فارسی با بیش از ۳۵۰ دانشجو، پس از زبان انگلیسی بالاترین خواهان در زبان‌های بیگانه را به خود اختصاص داده و به این دلیل کتاب‌های دفاع مقدس و مستندهایی همچون ۲۳ و آن یک نفر، بهترین مجسمه دنیا، فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه، خاطراتی برای تمام فصول، اتوبوس شب و... با زیرنویس‌های متفاوت در بین آن‌ها توزیع شد. قرار شد تا به‌جز پخش معمول فیلم‌ها در سر کلاس، دانشجویان به عنوان نمره کمکی پایان ترم این فیلم‌ها را با خانواده و دوستان در بیرون از کلاس‌ها و دانشکده ببینند و نظرات آنان را نیز به‌صورت تصویری ضبط کنند و به دانشکده ارائه دهند تا کمکی باشد به شناخت بیشتر مردم صربستان از آداب و رسوم و تاریخ مقاومت مردم ایران در زمان جنگ.

ترجمه صربی رمان حبیب احمد‌زاده با نام «شطرنج با ماشین قیامت» سال گذشته در این کشور منتشر شد.

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...