کتاب «رساله‌ای در باب مدارا و بردباری» [Treatise on tolerance] نوشته ولتر [Voltaire] با ترجمه احسان دستغیب از سوی انتشارات «مهر اندیش» به چاپ سوم رسید. مباحثی که این کتاب پیرامون آن به نگارش درآمده، نه تنها در عصر خود نویسنده حائز اهمیت فراوانی از سوی او همفکرانش تلقی می‌شده و آن را لازمه صلح، ثبات و آرامش و بالطبع رسیدن به یک جامعه پویا می‌دانسته‌اند، بلکه این مباحث درباب بردباری، تحمل و سعه صدر به عنوان یک منش و روش مدیریتی در دوران امروز نیز از اهمیت راهبردی بهره‎مند است.

رساله‌ای در باب مدارا و بردباری» [Treatise on tolerance] نوشته ولتر [Voltaire]

دورانی که سرعت تبادل افکار و اطلاعات به نحوی حیرت انگیز شتاب گرفته و عرصه را برای ایجاد اصطکاک و به دنبال آن مقابله‎ای خشونت آفرین فراهم نموده است. در چنین شرایطی گرایشاتی که بر راهبردی مبتی بر تعقل، بردباری و مدار تاکید کند. همچنان ارج مرتبت برجسته و اساسی خود را حفظ کرده و به شکلی افزون ‎تر از اهمیت بسیار فراوانی برخوردار است.

در قرن هیجدهم فرهنگ و ادبیات فرانسه در رتبه نخست اروپا قرار گرفته بود که در این میان «ولتر» از سرمداران این عرصه تلقی می‌شود. او را به واسطه نوشته‌های فلسفی و نگاه انتقادآمیز توام با طنز خاص و هوشمندانه که علیه بی عدالتی، تعصب و افراطی گری و بی رحمی جنگ‌ها می‌نوشت، می‌شناسند.

ولتر و هم کیشان او، مدارا و بردباری را در جامعه فرانسوی و اروپایی برآمده از چند سده رنج و درد خشونت و رویارویی عقیدتی مذهبی، صرفا به عنوان یک گزینه و یا امری اخلاقی و براساس توصیه و پیشنهاد تشویق نکرده‌اند، بلکه آن را به عنوان خط مشی راهبردی و اجرایی دولت‌ها و حاکمیت‌های وقت خود، الزامی و حیاتی تلقی نموده‌اند.

رساله‌ای در باب مدارا و بردباری داستان محکومیت «ژان کالاس» بازرگانی پروتستان که قربانی افراط‎ گرایی مذهبی شده شروع می‌شود. ولتر با برافراشتن کارزاری به دفاع و حمایت از او بر می‌خیزد و به دنبال آن نویسنده با انتقاد و نقد دستگاه قضایی وقت فرانسه و نقص‌ها و سوء استفاده‌های فراوانی که در دادگاه وجود دارد، به افراطی گری مردم و قوانین و مقررات ضد پروتستانی اشاره می‌کند و بدین طریق به دفاع از اندیشه خود در باب مدارا و بردباری این جهان شمول و روشنگری پیرامون این تفکر می‌پردازد.

مبارزه «ولتر» برای آزادی در چارچوب دوران عصر روشنگری(قرن 17 و 18میلادی) شکل گرفته است. ولتر با عبور از روایات تاریخی و تفاسیر متون دینی و تشکیک در برخی از آنها، خواننده را به دعوت به‌اندیشیدن مدارا و بردباری مذهبی می‌نماید و جامعه را تشویق در برخی از آنها، خواننده را دعوت به‌اندیشیدن در زمینه مدارا و بردباری مذهبی می‌نماید و جامعه را تشویق می‌کند که به آزادی هرشهروند احترام بگذارند و به انتقادی شدید از افراطیون مسیحی، خصوصا انجمن عیسوی‌ها می‌پردازد و آن‌ها را از جمله سرمداران اختلافات و تفرقه‌ها و مناقشه‌ها توصیف می‌نماید.

ولتر، شاعر، نویسنده و فلیسوف فرانسوی «عصر روشنگری در قرن 18» است. بلاغت و طبع و روش نویسندگی اش، وی را در زمره نویسندگان و فیلسوفان فرانسوی قرار داده است. او از حامیان اصلاحات اجتماعی و آزادی‌های مدنی و مذهبی و تجارت آزاد در دوره‌ای است که تیغ سانسور و اختناق همچمان جامعه فرانسه را درهم نوردیده است و با بذله گویی‌ها و بعضا سبک طنز آمیز، به انتقاد از مذهب کاتولیک و نهادهای فرانسوی وقت می‌پردازد. نظریه‌ها و آثار وی همراه با تعدادی از اندیشمندان نفوذ بسزایی بر اندیشمندان نخستین دوران انقلاب فراسنه ایجاد نمود.

رساله‌ای در باب مدارا و بردباری احسان دستغیب

احسان دستغیب مترجم این اثر، تحصیلات خود را علاوه بر ایران در اروپای غربی گذارنده است. جابجایی‌های متعدد و پرتلاطم، در وی روحی اکتشاف گر پدید آورد و همین امر باعث شد تا بعدها بنا بر علاقه شخصی خود به سفرهای متعددی بپردازد و توشه‌ای غنی و پرمایه از تعامل با مردمانی از فرهنگ‌های مختلف برای خود فراهم آورد. تقسیم سیر زندگی او به دو بخش حضور در جهان غرب و آمیختگی آن با نظم قانون و پرسشگری و زندگی در جهان شرق و تنیدگی اش با سلوک و اشراق و معنویت، منجر به شکل گیری دیدگاهی آمیخته با جهان بینی جامع تر شده است. از آنجا که حوزه تاریخ فلسفه، ادبیات و سیاست پیوسته جز، وادهای مورد علاقه او برای مطالعه و تحقیق بوده است، قطعا انتخاب کتاب پیش رو و ترجمه آن ارتباط تنگاتنگی با این حوزه‌ها دارد، در دریچه‌ای دیگر در نوع نگریستن به جهان خواهد بود.

مترجم کتاب برای اشراف بیشتر خواننده و آشنایی عمیق تر با موضوعات مورد بحث و شرایط اجتماعی دوران نگارش اثر، تا آنجا که حوصله کتاب اجازه می‌داد، پاورقی‌ها و توضیحات مبسوطی را اضافه کرده و همچنین در متن کتاب و با هدف انتقال بهینه مقصود نویسنده از واژه‌های کمکی و تکمیلی برای انتقال بهتر مفاهیم استفاده کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...